انتخابات ریاست‌جمهوری برای تعیین رئیس دولت سیزدهم سال گذشته در شرایطی برگزار شد که رقبای آقای رئیسی توسط شورای نگهبان ردصلاحیت شدند تا در یک انتخابات فاقد مشارکت قابل توجه ایشان بدون رقیب بتوانند رای منظوره را کسب و به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شوند. هدف این نوشتار نه بازخوانی شرایط برگزاری این دور از انتخابات که در حقیقت مرور شعارهایی است که آقای رئیسی در ایام منتهی به این روز در سال گذشته سر دادند و حالا با گذشت یک‌سال اثر چندان دقیقی جز در موارد معدود از تحقق آن‌ها دیده نمی‌شود.
آقای رئیسی می‌گفتند ریشه مشکلات کشور ناکارآمدی و سوءتدبیر دولت است. تاکید داشتند که 20درصد مشکلات مربوط به تحریم است و 80درصد مربوط به دولت و می‌گفتند به دنبال اصلاح ساختارهای مدیریتی برای رفع مشکلات هستند. آن‌ها می‌گفتند با اجماع ملی و دیپلماسی هوشمند تحریم‌ها را رفع و اقتصاد را به برجام مشروط نمی‌کنیم و از تمام ظرفیت‌های منطقه استفاده می‌کنیم.
ایشان مدعی متناسب‌سازی حقوق مردم با تورم، ساخت 4 میلیون مسکن، ایجاد سالانه یک میلیون شغل، نصف کردن تورم، تامین حداقل معاش برای سه دهک پایین، ایجاد صندوق بیمه برای جبران خسارت مردم در بورس، تامین و کاهش هزینه‌های درمان مردم و حفظ حقوق اقلیت را داد. این وعده‌های اصلی و کلی ایشان بود.
یک سال پس از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری باید به نکات مثبت و منفی دولت ایشان نگاه کرد. تصور می‌کنیم بزرگ‌ترین دستاورد دولت آقای رئیسی این است که عالی‌ترین مقام‌های نظام با تمام توان از ایشان حمایت کردند و اختیاراتی ویژه و فراتر از اختیارات قانون اساسی به سران سه قوه دادند و البته حمایت مجلس و قوه قضاییه را دارند. دولت آقای رئیسی در وارد کردن واکسن موفقیت خوبی داشتند اگرچه زمینه آن توسط دولت قبل مهیا شده بود و عجیب این‌که وزیر بهداشت دولت آقای رئیسی از امضاکنندگان نامه درخواست ممنوعیت واردات واکسن در دولت آقای روحانی بود.
56 هزار میلیارد تومان تن‌خواه خزانه بود که ایشان تسویه کردند و تورم را تا اندازه‌ای کاهش و رشد اقتصادی را تا اندازه‌ای افزایش دادند. نرخ‌های بیکاری نیز نشان می‌دهد رو به کاهش است. صادرات نفت خام نیز به دلیل افزایش قیمت افزایش داشت. فهرست ابربدهکاران بانکی را نیز منتشر و توزیع وام‌های زیر 100 میلیون تومان را پرداخت کردند. اقدامات دولت آقای رئیسی برای کوتاه کردن دست سازمان‌های دولتی از سواحل نیز گام مهم و مثبتی بود. الزام عرصه کلیه محصولات در بورس، گسترش رابطه با دولت‌های عراق، قطر، عمان و ترکمنستان و از همه مهم‌تر تصمیم قاطع برای بازگشایی مدارس بود. من شاهد بودم در استان‌های کردنشین و عرب‌نشین و ترک‌نشین دانش‌آموزان زیر سایه این آموزش غیرحضوری با زبان فارسی آشنا نیستند و اگر مدارس بازگشایی نمی‌شد احتمال حذف زبان فارسی در این استان‌ها بود. تصمیم به بازگشایی مدارس مخالفین زیادی داشت که آقای رئیسی موفق به اجرای آن شد.
در کنار این مساله دولت ایشان در ماه‌های فعالیت برخی از شعارهایشان را نیز عملی نساخته است. بزرگ‌ترین نقطه ضعف دولت آقای رئیسی بی‌برنامگی در تصمیم‌گیری است. این‌که در یک سفر استانی به یکباره 200 تصمیم گرفته می‌شود ناشی از بی‌برنامگی و البته نقص بزرگ دولت ایشان فقدان محور ساختن سازمان برنامه و بودجه در تصمیم‌گیری‌ها است. در دولت آقای رئیسی سازمان برنامه مغز کارشناسی و تصمیم‌گیری نیست و تنها حسابداری بودجه می‌کند.
نقطه ضعف دیگر دولت ایشان این است که اصلاح ساختار اقتصادی که مکرر وعده آن را در ایام انتخابات دادند بر زمین مانده است. علاوه بر این تیم اقتصادی دولت با هم هماهنگ نیستند.
در ایام انتخابات آقای رئیسی مکرر از افتتاح و رونق تولید می‌گفتند و چه خوب است که ایشان امروز گزارشی از رونق تولید بدهند و از وضعیت کارخانه‌هایی که در ایام انتخابات در کسوت ریاست قوه قضاییه افتتاح کردند، بدهند. دولت ایشان در مبارزه با فساد توفیقی نداشتند و بانک‌ها نیز معضلات قبلی را کماکان دارند.
سرمایه‌گذاری رونقی پیدا نکرده است. میادین مشترک نفتی توسط همسایگان در حال ربوده شدن است و ما هیچ اقدامی طی یک‌سال گذشته نکردیم. جای تاسف بسیار است که مهاجرت نخبگان کماکان با سرعت بالا در حال انجام است و به جای آن سرعت اینترنت بر خلاف وعده‌های دولت در حال کاهش است. اقتصاد مقاومتی به عنوان یکی از اصلی‌ترین محورهای شعارهای ایشان محقق نشده و کماکان در حد شعار باقی مانده است. متاسفانه دولت توسط رئیس‌جمهور اداره نمی‌شود و وزرا در حال اداره دولت هستند و همین مساله منجر به تخلفات گسترده و زیاد شده است.