سفر سنت‌شکنانه بایدن در میانه رقابت قدرت‌ها (بخش دوم و نهایی)

اما در باب این‌که تا چه اندازه اهداف جو بایدن در سفر به خاورمیانه محقق خواهند شد، فعلا می‌بایست صبر کرد و دید در آن چهار حوزه شاهد چه تحولاتی خواهیم بود. در حوزه انرژی و نفت که فعلا محمد بن‌سلمان وعده افزایش تولید نفت به 13 میلیون بشکه نفت را داده است. البته در مارس 2020 عربستان از برنامه‌اش برای افزایش تولید نفت خود به این مقدار خبر داده بود، اما به دلایلی به این سطح نرسید و فعلا میزان تولید نفت این کشور به میزان11 میلیون بشکه در روز است که حدود 4 میلیون آن را در داخل مصرف و 7 میلیون بشکه را هم به خارج صادر می‌کند. در حال حاضر ریاض می‌تواند سریعا تولید نفت خود را به 12 میلیون بشکه در روز برساند، اما رساندن به 13 میلیون بشکه در روز احتمالا زمان‌بر خواهد بود و در کوتاه‌مدت محقق نمی‌شود. به هر حال، بنا به اعلام محمد بن‌سلمان، دو میلیون بشکه اضافه به بازار جهانی تزریق می‌شود و این تقریبا همان رقمی است که در صورت رفع تحریم‌های نفتی، ایران می‌توانست پوشش دهد.

در حالی که ریاض از افزایش تولید نفت خود خبر داد، امارات و دیگر کشورهای نفت‌خیز حوزه خلیج فارس در این باره سکوت اختیار کرده‌اند و از همین رو مشخص نیست که آیا با آمریکا در این باره به توافق خاصی رسیده‌اند یا خیر. اما شیوه اعلان عربستان درباره افزایش تولید خود و این که این طرح قدیمی است و قبلا هم اعلام شده است، نشان می‌دهد که هم ریاض و هم دیگر پایتخت‌های شیخ‌نشین جنوب ایران قصد شاخ به شاخ شدن با روسیه را ندارند و با احتیاط کامل در این باره قدم بر می‌دارند.

طرح تشکیل ائتلافی امنیتی در منطقه با مشارکت اسرائیل، تحت هر عنوانی که باشد، چه ناتوی خاورمیانه یا هر عنوان و نام دیگر، مقوله‌ای است که به جد مطرح است و در بیانیه قدس میان بایدن و لاپید نیز بر آن تصریح شده و گام‌هایی نیز در این باره برداشته شده است، اما هنوز باید بازه زمانی خود را طی کند. در همان بیانیه نیز آمده است که ادغام اسرائیل در قالب چنین پروژه‌ای زمان‌بر خواهد بود. اساس این طرح بر تضمین امنیت اسرائیل و مقابله با عوامل تهدیدکننده آن استوار است. در واقع حتی می‌توان این مساله را عمده‌ترین دلیل سفر بایدن دانست. در این راستا آنچه قابل تامل است، سنت‌شکنی بایدن در سفر روسای جمهور آمریکا به منطقه است؛ به گونه‌ای که برای اولین‌بار یک رئیس‌جمهور آمریکا، اسرائیل را نخستین ایستگاه سفر خاورمیانه‌ای خود قرار می‌دهد؛ در حالی که در گذشته چنین نبود. جو بایدن حدود 48 ساعت مهمان اسرائیلی‌ها بود و در این مدت تیم سیاسی امنیتی همراهش مشغول مذاکرات فشرده با مقامات اسرائیلی بودند. اما او صرفا دو سه ساعتی مهمان تشکیلات خودگردان و حدود یک روز هم مهمان عربستان بود.

در این چارچوب هم نباید دیدارهای محرمانه همچون دیدار مقامات عالی‌رتبه نظامی و امنیتی چند کشور عربی و اسرائیل تحت نظارت آمریکا در شرم‌الشیخ در مارس گذشته و همچنین سفرهای پیوسته مقامات نظامی و امنیتی اسرائیل به بحرین و امارات و سفرهای قابل توجه ژنرال مایکل کوریلا، فرمانده سنتکام به اسرائیل، از جمله سفر اخیرا او بلافاصله پس از بازگشت بایدن به آمریکا را از نظر دور داشت.
اما در خصوص هدف چهارم یعنی دور کردن متحدان عرب آمریکا از چین و روسیه می‌توان گفت که اولا بعید است که آن‌ها فاصله معناداری از این دو قدرت بگیرند، ثانیا تحقق این هدف نیز زمان‌بر است و اگر هم اراده‌ای عربی برای تحقق آن وجود داشته باشد که فعلا بعید است، باز به این زودی محقق نخواهد شد.

در پایان باید خاطرنشان کرد که خاورمیانه و خلیج فارس در بستری پرتنش و بحرانی و در مسیر تشدید تنش‌ها میان دو بلوک متخاصم حرکت می‌کنند؛ اندک‌اندک این احتمال وجود دارد که احیای برجام نیز محقق نشود. این در شرایطی است که تنش در سطح جهان میان قدرت‌های بزرگ نیز در حال افزایش است که به موازات آن منطقه خاورمیانه نیز بار دیگر بیش از گذشته به عرصه رقابت میان این قدرت‌ها تبدیل خواهد شد. از این منظر سفرهای رهبران قدرت‌های درگیر چه بایدن چه پوتین به منطقه قابل تامل و تبیین است.