برابری جنسیتی چگونه به خروج از بحران اقتصادی کمک می‏کند؟

هلیا عبدالله‌زاده، گزارشگر_مانند بسیاری دیگر از شاخص‏ها، که خبر از وخامت شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور می‏دهد، این بار هم در میان کشورهایی با بزرگ‏ترین شکاف جنسیتی، مقام چهارم را به نام خود رقم زده‌ایم. این، حاصل یافته‏های گزارش جهانی شکاف جنسیتی 2022 (Global Gender Gap Report) است. پس از ما افغانستان، چاد و جمهوری کنگو در قعر جدول ایستاده‌اند تا دست کم تا پایان این رتبه‌بندی 3 پله فاصله داشته باشیم. رتبه 143 ایران در میان 146 کشور البته تمام داستان نیست؛ گزارش مجمع جهانی اقتصاد، امسال فراتر از سنجش عمق شکاف میان مردان و زنان جوامع، بر نکته کلیدی مهم‏تری انگشت گذاشته است: عبور از بحران اقتصادی کنونی بدون پل زدن بر این شکاف میسر نخواهد شد.

آن‏گونه که مجمع جهانی اقتصاد می‌نویسد، رکود اقتصادی کنونی برخلاف رکودهای قبلی –که برای مردان روزگار سخت‏تری را رقم زد- به طور نامتناسبی، برای زنان بدتر بوده است چراکه در پی همه‏گیری کووید19 و شوک‏های متعدد در اقتصاد جهانی رخ داده که خود، مانع بزرگی در برابر بسته‏شدن شکاف جنسیتی جهان بوده‌اند. برمبنای این گزارش، در مدت همه‏گیری مشاغل زنانه 8/1 برابر، آسیب‏پذیرتر از مشاغل مردانه بودند و از پیامدهای اقتصادی پس از آن، صدمات بیشتری دیده‌اند.
گزارش جهانی شکاف جنسیتی امسال نشان می‏دهد که شکاف جنسیتی جهان تا 1/68 درصد کاهش یافته است؛ بدین معنا که با ورود اقتصاد جهانی به سومین سال بحران، 132 سال دیگر طول می‏کشد تا جهان به برابری جنسیتی برسد.

ایستایی جهانی
گزارش شکاف جنسیتی جهانی، این بار در شانزدهمین سال انتشار خود، سیر تحول شکاف‏های جنسیتی را در 4 حوزه ارزیابی کرده است: مشارکت و فرصتهای اقتصادی، دستاوردهای آموزشی، سلامتی و بقا و توانمندسازی سیاسی. این گزارش همچنین تاثیر شوک‏های جهانی اخیر را بر بحران رو به رشد شکاف جنسیتی در بازار کار بررسی کرده است.
اگرچه هیچ کشوری هنوز به برابری کامل جنسیتی دست نیافته، ۱۰ اقتصاد برتر حداقل ۸۰ درصد از شکاف‌های جنسیتی خود را پر کرده‌اند و ایسلند با 8/90درصد، در رتبه‏بندی جهانی پیشتاز است. فنلاند و نروز به ترتیب با 86 و 5/84 درصد شکاف بسته‏شده، در رتبه‏های بعدی قرار دارند. از نظر زیر شاخص‏ها، شکاف جنسیتی جهان در سلامتی و بقا 8/95 درصد، دستاورد آموزشی 4/94 درصد، مشارکت و فرصت‌های اقتصادی 3/60 درصد و توانمندسازی سیاسی تا 22 درصد کاهش یافته است. هر زیرشاخص نسبت به ارقام سال گذشته، با تغییر اندکی همراه بوده که نشان‏دهنده «توقف» در پیشرفت برابری جنسیتی در سالی پر از بحران است. آن‏گونه که گزارش تاکید می‏کند، اندازه‌گیری شکاف و درک علل آن، اولین گام برای بستن آن است. اما چه شد که روند رو به رشد برابری، با بن‌بست مواجه شد؟
در سال 2020 برابری جنسیتی در نیروی کار به 9/62 درصد رسید، که پایین‏ترین سطح ثبت شده از زمان تدوین شاخص برابری جنسیتی بود. در مدت همه‏گیری نابرابری در نیروی کار، به طور قابل توجهی تشدید شد زیرا بار کار مراقبتی را بر روی زنان افزایش داد و بسیاری از بخش‏هایی را که دارای سطوح بالایی از اشتغال زنانه بودند، تعطیل کرد. حالا با گذشت بیش از دو سال، هنوز هم برخی از بخش‏ها که تحت بیشترین فشار قرار دارند، آنهایی هستند که زنان بیشتری را به کار می‏گیرند (مانند آموزش، مراقبت‌های بهداشتی و...).
گزارش شکاف جنسیتی امسال، در بررسی «نمایندگی زنان در پست‏های ریاست» نیز نشان می‎دهد که تنها 19 و 16 درصد از نقش‏های ریاست – به ترتیب در تولید و زیرساخت‏ها- توسط زنان اشغال شده است. در بخش‏هایی مانند سازمان‏های غیردولتی و آموزش، زنان بیش از 40 درصد از نقش‏های ریاست را بر عهده دارند. گرچه پیشرفت‏هایی حاصل شده است، اما در بین 500 شرکت فورچون، تنها 8/8 درصد از مدیران عامل، زن هستند.

ضرورت تسریع برابری جنسیتی
برابری جنسیتی برای همگان خوب است. وقتی سرمایه انسانی متنوع است شرکت‌ها «خلاق‏تر و مولدتر» می‏شوند؛ دو ویژگی، که امروز هم برای بازسازی و احیای اقتصادها ضروری است. کشورهایی که زنان بیشتری را در نیروی کار ادغام می‏کنند بهره‌وری بالاتری دارند و احتمالا، رشد فراگیر و پایدارتری خواهند داشت. بنابراین، از بین بردن شکاف جنسیتی و جبران خسارت ناشی از بیماری همه‏گیر، برای بهبودی سریع‌تر و قدرتمندتر اقتصاد حیاتی است. مجمع جهانی اقتصاد برای پل زدن بر شکاف جنسیتی و خروج از بحران اقتصادی، راهکارهای زیر را توصیه کرده است:

1-دولت و مقامات کسب و کارها باید تمرکز خود را بر صنایع آسیب‏دیده متمرکز کنند و بخش‏هایی مانند مراقبت‏های بهداشتی و آموزش –مشاغل ضروری- باید دوباره ارزش‏گذاری شوند. این اقدامات، باید شامل پرداخت کافی و افزایش حرفه‏ای‏سازی professionalization برای اطمینان از درک صحیح اهمیت اینگونه مشاغل باشد.

2-زیرساخت‏های مراقبتی، یکی دیگر از حوزه‏های مهم سرمایه‏گذاری است. اگر این بخش اشتغال‏زایی کند می‏تواند با اثرات مثبت چندین‏برابری، برای اقتصاد همراه باشد. علاوه بر تمرکز بر زیرساخت‏های فیزیکی، دولت‌ها باید سرمایه‏گذاری در زیرساخت‌های مراقبتی و سرمایه انسانی را، سرمایه‏گذاری برای رشد اقتصادی بدانند.

3-تمرکز گسترده بر دسترسی و محیط‏های توانمندکننده نیز در بسیاری از نقاط جهان حیاتی است: این شامل دسترسی به خدمات مالی، دسترسی به اینترنت و حمایت‏های قانونی گسترده‌ای است که تضمین می‏کند هیچ تبعیضی قابل تحمل نیست. چنین اقداماتی برای ایجاد محیطی ضروری است که همه- از جمله گروه‌های محروم- بتوانند در آن رشد کنند.

4-لیدری و الگوها، نقشی حیاتی دارند. در حالی که سازمان‏های غیردولتی، آموزش، خدمات شخصی و بخش‌های رفاه بیش از 40 درصد زنان را در پست‌های ریاست خود جای داده‌اند، در صنایعی مانند انرژی، فناوری اطلاعات، تولید و زیرساخت‏ها کمتر از 20 درصد زنان به جایگاه‏های لیدری می‏رسند. در لیدری سیاسی نیز همین وضعیت وجود دارد. از بین بردن شکاف جنسیتی مستلزم رویکردی فعال است که به واسطه آن لیدری زنان در سازمان‏های تجاری و سیاسی پذیرفته شود و توسعه پیدا کند.

5-در نهایت، ما باید برای آینده بهتری آماده شویم، اطمینان حاصل کنیم که زنان بیشتری وارد صنایع و حرفه‏های جدید می‏شوند؛ و اقتصادهای آینده ما را طراحی می‏کنند. اگر می‏خواهیم اقتصادهای مبتنی بر فناوری ما، نماینده همگان باشند باید مطمئن شویم که زنان بیشتری به سمت هوش مصنوعی، محاسبات ابری، داده‌ها، بیوتکنولوژی و حوزه‏های دیگر می‏روند و به هسته مرکزی طراحی این سیستم‏ها برای آینده تبدیل می‏شوند. تلاش‌های بالادستی کسب و کارها نیز -که به سیاستگذاری آموزشی در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها برمی‏گردد- برای مقابله با شکاف جنسیتی حیاتی است. برای استقرار اقتصاد جهانی بر ستونی پایدارتر، «انعطاف‌پذیری و دربرگیری» دو عنصر ضروری و کلیدی هستند.