مردم بیشترین اعتماد را به معلمان از میان گرو‌ه‌های مرجع دارند

زهرا نژادبهرام، فعال سیاسی و حقوق زنان_براساس آخرین نظرسنجی که ایسپا انجام داده نزدیک به 70 درصد مردم معتقد هستند که بیشتر افراد جامعه قابل اعتماد نیستند. این موضوع نگرانی‌ها را درباره بی‌اعتمادی مردم در کشور تشدید می‌کند. وقتی 70 درصد مردم نسبت به هم بی‌اعتماد هستند یعنی امکان تعامل، اعتماد و پذیرش دیگری برای آن‌ها به حداقل می‌رسد و همدلی در جامعه کاهش پیدا می‌کند. این نگرانی‌ها با شنیدن اخبار متفاوت از عدم تعامل شهروندان با یکدیگر، برخوردهایی که درون اتوبوس‌ها انجام شده، تنش‌هایی که میان شهروندان صورت می‌گیرد و همچنین اخباری که از نزاع‌های عمومی منتشر می‌شود، رو به افزایش است. از سوی دیگر اتفاقاتی که درون شهر با حضور گشت ارشاد رخ می‌دهند باعث می‌شود تا نگرانی افراد و رواج بی‌اعتمادی افزایش یابد.

در این میان لازم است که نسبت به این مساله تامل بیشتری انجام شود زیرا مساله اعتماد رکن اصلی برای تولید وحدت است. اگر اعتماد افراد جامعه نسبت به هم کاهش یابد که ابن موضوع با توجه به نظرسنجی‌ای که در طول سال 1400 براساس نظرسنجی ایسپا صورت گرفته، تایید شده است، مردم روز به روز نسبت به هم بی‌اعتمادتر می‌شوند و اعتمادزایی در حال کاهش است. نکته امیدوارکننده‌ای که در این نظرسنجی وجود دارد اعتمادی است که بخشی از جامعه نسبت به گروه‌های مرجع مانند معلمان، نیروی انتظامی، پزشکان و هنرمندان دارند. در این میان بیشترین اعتماد به گروه‌های مرجع مختص معلمان است. این ظرفیت می‌تواند به ما فرصت‌های بیشتری را برای بازتولید کلمه اعتماد، امید و پذیرش در جامعه فراهم کند. در این میان نباید فراموش کرد هر اقدامی که بخواهد در جهت کاهش‌پذیرش دیگری و اعتماد اجتماعی صورت گیرد منجر به کاهش سرمایه اجتماعی می‌شود.  مساله سرمایه اجتماعی مقوله‌ای چهاروجهی است که برگرفته از تعامل اجتماعی، همدلی، پذیرش و اعتماد است.

اگر این چهار مقوله هر کدام دارای نقطه ضعف شوند کشور با کاهش سرمایه اجتماعی روبه‌رو می‌شود. این مساله امکان بررسی و حل مشکلات را کاهش می‌دهد. بی‌اعتمادی مردم نسبت به هم و برخی گروه‌های مرجع برگرفته از این است که نوعی ناباوری نسبت به هم و گروه‌های مرجع در حال شکل‌گیری است و شیب این بی‌اعتمادی صعودی است. فیلم‌هایی که به تازگی از گشت‌های ارشاد و یا دیگر مسائل منتشر می‌شود نگرانی را در میان مردم افزایش می‌دهد.  بهتر است مسئولان نسبت به این موضوع توجه ویژه‌ای داشته باشند و از روش‌های تشویقی استفاده کرده و شهروندان را نسبت به هم همدل‌تر کنند و آن‌ها را به این سمت و سو سوق دهند که همدیگر را بیشتر بپذیرند. اگر شهروندان بتوانند هم‌دیگر را بپذیرند امکان تعامل بیشتر است. پس از ایجاد امکان تعامل نوعی اعتماد در درون افراد شکل می‌گیرد که متاسفانه امروزه با کاهش آن روبه‌رو هستیم.  نکته قابل تامل نقش شاخص معلمان است که حدود 80 درصد جامعه آماری نسبت به معلمان اعتماد داشته‌اند. پس بهتر است که این اعتماد بازتولید شود و ظرفیت‌های بهتری برای حضور معلمان در جامعه فراهم شود.  نگرانی‌های صنفی که این روزها برای معلمان وجود دارد باید هر چه سریع‌تر حل شود.

پس از این گروه نیروی انتظامی است که مردم پس از معلمان به آن‌ها اعتماد بیشتری دارند. این گروه باید با بازتولید اعتماد میان مردم بتوانند ظرفیت‌های ویژه‌ای برای تعامل با مردم ایجاد کنند.   رویکردی که مردم نسبت به این دو گروه دارند نشان‌دهنده این است که مردم با قانون همراه هستند و برخوردهای سلیقه‌ای اعتماد آن‌ها را کاهش داده است. پس حفظ قانون مساله مورد اعتماد مردم است. عذرخواهی‌هایی که نیروی انتظامی در زمان برخوردهای سلیقه‌ای انجام داده نشان می‌دهد که در افزایش اعتماد مردم به این گروه مرجع موثر بوده است.
در نهایت به نظر می‌رسد برای عبور از این بحران همه گروه‌های مرجع باید برای رفع بی‌اعتمادی در جامعه تلاش کنند.