توافق نرخ سود چقدر اثرگذار است؟

فردین آقابزرگی، تحلیلگر بازار سهام_متهم اصلی وضعیت فعلی بازار، حاکمیت دولت و معضل‌های مهمی همچون قیمت‌گذاری دستوری است. یکی از الزامات احقاق حق سهامداران، مطالبه‌گری از طریق جایگاه‌های قانونی همچون نهادهای خودانتظام و تشکیل کانون سهامداران حقیقی است و توافق ظاهری میان بانک مرکزی و سازمان بورس برای کنترل نرخ بهره و امثال آن تنها همچون مسکنی موقت برای یکی دو روز حال بازار و سهامداران را خوب کرده و نمی‌تواند پایدار بماند. در اردیبهشت و خرداد سال 99 ورود پول حقیقی یکی از معیارهایی بود که اغلب کارشناسان بر مبنای آن نتیجه می‌گرفتند این ورود سرمایه به معنای شادابی و مناسب ‌بودن شرایط برای سرمایه‌گذاری است؛ پول و سرمایه هوشمند است و حالا با توجه به شرایط حاکم در حال ورود به بازار سهام است. خروج پول‌هایی که در حال حاضر به صورت مقطعی ملاحظه می‌شود، چه دلیلی دارد؟ شاخص کل تا پایان اردیبهشت ‌ماه حدود 17درصد و شاخص هم‌وزن نزدیک به 30درصد بازدهی داشت. این اعداد را با بازدهی‌ سال 1400 مقایسه کنیم.

سالی که شاخص کل با بازدهی 4.5درصدی همراه شد و شاخص هم‌وزن حتی افت 20درصدی را تجربه کرد. چرا این اتفاق افتد؟ به معنای واقعی سایه سنگین دولت بر بازار سرمایه و مدیریت نهاد ناظر و ارکان بورس به دلیل عدم اصلاح زیرساخت‌ها و البته دغدغه‌های مربوط به قیمت‌گذاری دستوری را می‌توان مسبب شرایط فعلی بازار دانست. بورس ما هنوز با موازین سال 84 و ترکیب مدیریتی آن زمان، تعداد پایین سهامداران فعال و زیر سایه حاکمیت دولت فعالیت می‌کند. در اقتصادی که مورد انتقاد همگی ماست با کوچک‌ترین اشاره‌ای از جانب دولت و وزارت صمت، شرکت‌های خودروساز به سادگی 100هزار میلیارد تومان سرمایه برای پیش فروش خودرو جمع می‌کنند. یا نظام بانکی اگر احساس کند با خروج پول یا کاهش انگیزه برای سپرده‌گذاری مواجه است با دفاع از شرایط و امکانات کسب و کار خود، سود سپرده را تغییر می‌دهد.

مطرح شدن مسائلی همچون تعرفه صادراتی آن هم همزمان با مطرح شدن موضوع قطعی برق صنایع و افزایش نرخ بهره بین بانکی است که زمینه‌ساز بی‌اعتمادی به بازار سهام شده است. اما در دو سال اخیر تجربیات و دانسته‌های همه ما اعم از فعالان بازار، تحلیلگران و اقتصادددانان چه تغییری کرده است؟ سال 99 نگاهی به سود شرکت‌ها نداشتیم و قیمت‌ها کماکان افزایش پیدا می‌کرد. در آن دوره معیار ارزیابی ما از قیمت سهام ابعاد دیگری داشت همچون ارزش روز دارایی، ارزش جایگزینی، تحلیل‌های مبتنی بر خوش‌بینی‌های سال‌های آینده و برجام. اما ظرف دو سال به جایی رسیدیم که کوچک‌ترین تغییر در سودآوری شرکت‌ها مورد رصد قرار می‌گیرد. با این حال حتی با وجود افزایشی بودن سود شرکت و قابل پیش‌بینی بودن تداوم این سودسازی هم قیمت سهام مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد و کوچک‌ترین توجهی نیز به تحلیل‌های کارشناسی و ادبیاتی که در سال 1401 با اتکا به آن قیمت‌ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، نمی‌شود و دلیل آن بی‌اعتمادی به بازار سرمایه است.

نقش کانون‌‌ها در بازگشت اعتماد
نهادهای خودانتظام با شکل‌گیری کانون‌هایی همچون کانون سهامداران حقیقی می‌توانند قدرت لابی‌گری پیدا کنند. به خصوص در مواردی که سازمان بورس از طرح موضوع و بیان مطالب مربوط به آن معذوریت دارد با پیگیری نهادهای خودانتظام مرتفع خواهد شد. در حال حاضر اما کوتاه بودن دیوار بازار سرمایه عامل اصلی بی‌اعتمادی فعالان به بازار سهام است و ارتباطی با وضعیت سودآوری شرکت‌ها ندارد. اگر به قدمت تشکیل کانون کارگزاران و کانون نهادهای سرمایه‌گذاری و دامنه اختیارات و استقلال آن‌ها توجه کنیم، قدرت چانه‌زنی آن‌ها را درمی‌یابیم. اصناف مختلف نیز چنین قدرتی داشته و حرف خود را عموما به کرسی می‌نشانند. گروهی که تشکل نداشته باشد، قدرتی نیز برای چانه‌زنی و مطالبه‌ نخواهد داشت. افزایش یا کاهش نرخ بهره بین بانکی شاید اثری به مراتب کمتر از آیتم‌های مورد بحث ما داشته باشد؛ اما مهم‌ترین موضوع حس اعتماد و نگاهی حمایتی است تا ذی‌نفع بازار به این درک برسد که یک حامی وجود دارد و حرفش به کرسی می‌نشیند، آن زمان می‌توان به بازگشت اعتماد بورسی‌ها امیدوار بود. خروجی جلسه بانک مرکزی و سازمان بورس هر چه باشد به صورت مُسَکنی موقت خواهد بود؛ چراکه مهم حل موضوعاتی است که شرایط فعلی بازار سرمایه را ایجاد کرده است. اولین پروتکل و هدف‌‌گذاری آقای صالح‌آبادی در ابتدای ورود، کنترل دقیقی در نظام بازار پول برای اعطای سود سپرده، تسهیلات و نرخ بهره بود. اما شما عملا آنچه که در بازار پول می‌بینید این نیست. پس این جلسه حتی اگر یک خروجی به صورت نوشتاری هم داشته باشد احتمالا در عمل چیز دیگری می‌بینیم. هر چند ممکن است اخبار خروجی مثبت از چنین جلساتی، یکی دو روز به رشد قیمت‌ها بینجامد اما پایدار نخواهد ماند چراکه سازمان بورس احساس می‌کند اگر مطالبه‌گری از طریق جایگاه‌های قانونی همچون تشکل‌های خودانتظام و کانون‌ها زیاد شود، برای خودش دردسرساز خواهد شد در صورتی که اینگونه نیست.