رئیس مجلس که این روزها به دنبال گفتمان‌سازی در حوزه مدیریت کشور است می‌گوید مشکل کشور نه منابع مالی که «عرضه و حکمرانی صحیح» است

سیما پروانه‌گهر، خبرنگار گروه سیاسی_محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در هفته جاری در دو سخنرانی، گفته‌هایی با بازتاب‌های قابل توجه داشته است. اظهاراتی در ریشه‌یابی مسائل کشور؛ در جایی به سوپرانقلابی‌ها تاخته و تلویحا آن‌ها را مدعیان بی‌عمل تلقی کرده و در عین حال اقتصاد را آلوده به ربا خوانده و در جای دیگری نیز بیان کرده که ریشه مشکلات کشور نه پول که نبود عرضه و حکمرانی صحیح است.
وی در گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور گفته است که ارقام مربوط به درآمدهای کشور در بخش‌های مختلف نشان می‌دهد مشکل کشور پول نیست، بلکه مشکل عُرضه و حکمرانی صحیح است.

تلاش برای گفتمان سازی
محمدباقر قالیباف سال‌ها با سمت‌ها و عنوان‌های اجرایی شناخته می‌شد. در آن زمان کم‌حرف‌تر از این روزها بود و به دنبال تولید ادبیات نبود. حتی در مناظرات انتخاباتی سال 92 نیز نتوانست دست برتر را به دست آورد. این روزها اما حکایت تغییر کرده است؛ صندلی ریاست مجلس قالیباف را در دایره تمرین سخنرانی و تلاش برای گفتمان‌سازی قرار داده یا منتقدان و مخالفانش در جبهه پایداری و جریان عدالتخواه او را به این زمین هل داده‌اند، روشن نیست، اما او اخیرا هم تند صحبت می‌کند، هم گویا در سخنانش مخاطبان روشن دارد. او اگرچه در سال 98 با راه‌اندازی جریان نواصولگرایان سعی داشت برای خود لشکری از جوانان انقلابی مهیا کند که به وقت لزوم جایگزین حمایت‌های نکرده اصولگرایان از وی باشند اما به نظر می‌رسد خود قالیباف در درون جریان اصولگرایی به یکی از قطب‌های مورد اختلاف تبدیل شده است.

انتشار خبر دستگیری پسر مصطفی میرسلیم به جرم جاسوسی در شرایطی که میرسلیم در دو سال گذشته بارها علیه قالیباف نقدهای تندی در ارتباط با پرونده‌های موسوم به تخلف در شهرداری عنوان کرده بود، می‌توانست یک گام روبه‌جلو برای قالیباف باشد که به زبان بی‌زبانی به کهنه‌چهره موتلفه در مجلس یازدهم یادآوری کند که کارنامه خود او نیز عاری از داستان نیست. با این حال اما به نظر می‌رسد، قالیباف به جز پاسخ به منتقدانش سعی دارد با همان روحیه، خلبانی با گذر از کارنامه کارهای اجرایی‌اش، در نخستین دوره تجربه ریاست مجلس، در گفتمان‌سازی و سخنوری، سری در بین سرها داشته باشد. اما شاید قالیباف با توجه به همزمانی چند اتفاق، زمان مناسبی را برای برداشتن این گام انتخاب نکرده باشد.

منتقدان دیروز، منتقدان امروز
قالیباف این روزها از جهات مختلفی نیز زیر فشار رسانه‌ها قرار دارد. صدور حکم اولیه برای وحید اشتری از چهره‌های جریان عدالتخواه به دلایلی از جمله آنچه «انتشار خبر مربوط به ماجرای سفر خانواده قالیباف برای خرید سیسمونی به ترکیه» عنوان می‌شود، قالیباف را زیر فشار رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی برده است. منتقدانی از طیف چهره‌های خود جریان عدالتخواه -که البته به دلیل صغر سن در اردوگاه اصولگرایان انتقادات‌شان چندان جدی گرفته نمی‌شود- تا طعن و کنایه‌های چهره‌های نزدیک به جریان سعید جلیلی و جبهه پایداری که بی‌صدا و بدون حمایت علنی و روشن از اشتری در نقد ادبیات این روزهای قالیباف می‌کوشند.

نمونه روشن آن توئیت امیرحسین ثابتی، از چهره‌های نزدیک به جریان پایداری و البته منتسب به سعید جلیلی است که درباره سخنرانی اخیر وی درباره سوپرانقلابی‌ها و انقلابی‌ها، نوشته است:«قالیباف با پرخاش به منتقدانش، تعریف جدیدی از مفهوم انقلابی را ارائه داده و آن را مترادف با کارآمدی توصیف کرده است. دقیقا یکی از علل مشکلات امروز کشور همین است که تکنوکرات‌ها و تکنسین‌هایی همچون قالیباف به جای بهشتی و مطهری وارد مباحث نظری شده و پایشان را در کفش اصحاب اندیشه می‌کنند».

همین گفته ثابتی نشان می‌دهد که برخی منتقدان قالیباف از چهره‌های جوان جریان پایداری و جلیلیون و عدالتخواه تفاوت‌های بسیاری با امثال میرسلیم و شیوخ دیگر پایداری دارند که احتمالا منتقد و مخالف قالیباف هستند اما با تأمل بیشتری باب نقد از وی در رسانه‌ها را باز می‌کنند.این اصولگرایان جوان که قالیباف مکررا سعی دارد آن‌ها را تحت گروه «سوپرانقلابی‌ها» زیر سوال ببرد نه ابایی از ریش‌سفیدهای اصولگرا دارند و نه خیالی نسبت به تشر برخی دوستان صاحب نفوذ قالیباف. اینجاست که کار زعیم اردوگاه نه‌چندان پرجمعیت نواصولگرایی سخت می‌شود.

سرشاخ با سوپر انقلابی‌ها
هفتم تیرماه سال جاری بود که قالیباف در سخنانی آتشین با مخاطبی غیرشفاف، سوپرانقلابی‌ها را مخاطب قرار داد و گفت که «بنا نیست ما تنبلی كنیم، دهان‌مان را باز كنیم، هر حرف نپخته‌ای را به زبان بیاوریم و اسم خودمان را بگذاریم انقلابی. به قول حضرت آقا، سوپر‌انقلابی.» انتقادات تند قالیباف اما به همین عبارات ختم نمی‌شود. او در ادامه تاكید می‌كند: «بعضی‌ها را هر چه نگاه می‌اندازیم كه چه كرده؟ هیچ نكرده. ولی از همه هم طلبكار است. هر كسی هم كه یك دیكته‌ای نوشته، ممكن است غلطی هم نوشته، ایراد می‌گیرد كه «آقا چرا یك غلط داری؟ خب، تو كه هیچ غلطی نكرده‌ای و عمر خودت را تباه كرده‌ای! حداقل تو حق نداری به اسم انقلاب حرف بزنی.»
آن روزها گمانه‌زنی‌های زیادی درباره مخاطب این گفته‌های قالیباف شد؛ در نهایت به نظر می‌رسید با توجه به همزمانی تکرار گفته‌های میرسلیم علیه قالیباف مخاطب وی این چهره یا برخی دیگر از سایه‌ها در جبهه پایداری بودند.
هفته اخیر اما دوباره قالیباف در دهمین اجلاس رایزنان فرهنگی ایران، روایت تازه‌ای از همان سناریوی قدیمی را تکرار کرد و گفت: «انقلابی با حرف‌های مفت و تند و به تعبیر رهبر انقلاب با سوپرانقلابی‌ها، انقلابی نمی‌شود؛ امروز هر كسی كارآمدی دین را در جامعه به اثبات برساند، انقلابی است». اشتباهی استراتژیک در انتخاب بحث که موج نقد را بیش از پیش علیه وی بالا برد.

به نظر می‌رسد قالیباف سعی دارد با تولید گفتمان مخالفان و منتقدان خود را خلع سلاح کند. در ظاهر این راه به جایی که به نفع قالیباف باشد، ختم نمی‌شود. چهره‌ای که دستاوردها و کارنامه‌اش علی‌رغم همه حرف و حدیث‌ها با صفت تکنوکراتی پیوند خورده نمی‌تواند یک‌هفته‌ای و یک‌ماهه در سخنوری به جایی برسد که منتقدان را به گوشه رینگ براند. علاوه بر این‌که او با منتقدانی توانمند در این حوزه روبه‌رو است. شاید میرسلیم به لطف نشر خبر جرم جاسوسی پسرش حالا دیگر نتواند در مجلس برای قالیباف عرض اندام کند اما هستند نمایندگانی که نقدهایشان را به مدیریت قالیباف به روشنی بیان می‌کنند. در مقابل پایداری‌ها، داغ طرح صیانت و شفافیت را از قالیباف بر دل دارند. آن‌ها مدیریت قالیباف را مانع تصویب این دو طرح می‌دانند و تازه سروصداهای امثال پناهیان از وعاظ تندروی اصولگرا نیز در حال درآمدن است که هر مجلسی شفافیت را تصویب نکند «انقلابی بودن‌اش» زیر سوال است. بنابراین قالیباف در یک جبهه باید انقلابی بودن خود و مجلس زیر سوالش را به پایداری‌های سنتی اثبات کند. اثبات این کار هم با سخنرانی مکرر و توضیح مجدد درباره تفاوت‌های انقلابی و سوپرانقلابی ممکن نیست.
خارج از ساختمان بهارستان نیز جوانان عدالتخواه سوار بر موج شبکه‌های اجتماعی هستند و از ظرفیت‌های زیادی علیه قالیباف و برای نقد وی استفاده می‌کنند. قالیباف دو سال سخت را پیش‌رو دارد و روشن نیست اصرارش برای گفتمان‌سازی در حوزه اصولگرایی چقدر می‌تواند کمک‌حال او باشد.