سیل چگونه فقرا را فقیرتر می‌کند؟
مهتا معرفت، مترجم
_بر اساس گزارش مرکز تحقیقات اپیدمیولوژی بلایای طبیعی، سیلی که در آگوست ۲۰۱۱ در تایلند رخ داد، بیشترین آسیب‌های اقتصادی سیل را با ۴۰ میلیارد دلار به بار آورده است. این سیل همچنین باعث مرگ ۴۲ نفر در شمال و شمال شرقی این کشور شد. طبق برآوردها باران‌های فصلی شدید و طوفان استوایی عامل اصلی این زیان ۴۰ میلیارد دلاری بوده است. طوفان استوایی ناک‌تن در جولای آن سال اولین ‌بار به فیلیپین رسید و ۷۵ نفر را کشت. سپس به چین، ویتنام و لائوس رسید و مردم بیشتری را به کام مرگ کشاند. در کل در سیل ۲۰۱۱ تایلند 5/1 میلیون نفر از جمعیت ۶۸ میلیون ‌نفری این کشور متاثر شدند. تقریبا ۶۵۰ هزار نفر بی‌خانمان شدند و ۶۲۰۰ هکتار از مزارع برنج و سایر محصولات کشاورزی در آب فرورفت و نابود شد.

چین نیز آسیب زیادی را از سیل دیده است. در سال ۱۹۹۸ حدود ۲۳۸ میلیون نفر از مردم این کشور تحت تاثیر سیل قرار گرفتند. در سال ۱۹۹۱ بالغ بر ۲۱۰ میلیون نفر از چینی‌ها از سیل متاثر شدند و در یک واقعه تاریخی در سال ۱۹۳۱ نزدیک به 7/3 میلیون نفر به خاطر سیل در چین جان باختند. تنها سیل سال ۱۹۹۸ باعث خسارت ۳۰ میلیارد دلاری به اقتصاد این کشور شد. در جدیدترین موارد مربوط به سیل سال ۲۰۱۶ در آمریکا 5/12 میلیارد دلار خسارت به بار آورد. پیش از آن در سال ۲۰۱۴ اقتصاد هندوستان ۱۶ میلیارد دلار از سیل خسارت دید و در سال ۲۰۱۳ هم آلمان نزدیک ۱۳ میلیارد دلار از اقتصادش را به خاطر سیل از دست داد. برآورد بانک اطلاعات بلایای طبیعی بین‌المللی در دانشگاه لوون بلژیک نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۸ بلایای طبیعی نزدیک به ۱۰۸ میلیارد دلار از اقتصاد جهان را از بین برده است. تنها سیل‌ها در این سال 5/17 میلیارد دلار به اقتصاد جهان ضربه زده‌اند. زیان سیل برای اقتصاد جهان در سال ۲۰۱۶ نزدیک به 5/57 میلیارد دلار بوده است.

سیل و فقر
بخش بزرگی از جمعیت جهان در برابر شوک‌های خارجی شامل شوک‌های ناشی از مصائب طبیعی مانند سیل و خشکسالی قرار دارند. به‌طوری که بلایای یاد شده می‌توانند درآمد خانوار را کاهش داده و به از بین رفتن دارایی‌ها و سرمایه‌های آنها منجر شوند. به‌طور مثال بعد از وقوع سیل ۲۰۱۴ در بنگلادش، افراد فقیر حدود دو برابر افرادی که در فقر زندگی نمی‌کردند، کل درآمد خود را از دست دادند. بنابراین بدیهی است که افراد فقیر در مواجهه با خطرات طبیعی سهم بزرگ‌تری از ثروت خود را از دست می‌دهند، احتمال مرگ‌ومیر بالاتری را تجربه می‌کنند همچنین در برخورد با بلایای طبیعی با مشکلات و موانع بیشتری برخورد خواهند کرد. با توجه به محدودیت دسترسی خانواده‌های فقیر به پس‌انداز، دریافت قرض و وام و نیز سیاست‌های حمایت اجتماعی، این افراد ظرفیت پایین‌تری در برخورد با حوادث غیرمترقبه از خود نشان می‌دهند.

بنابر آخرین گزارش‌ها در باب «جمعیت جهانی در معرض خطر سیل» بیشترین نگرانی متوجه مناطق پرجمعیت جهان است که از قضا کمترین توانایی و امکانات را برای مقابله با این پدیده طبیعی دارند. در سال 2015 دو طوفان قوی استوایی در یک فصل، موزامبیک را درنوردید و جاری شدن سیل در این کشور و مالاوی سبب آواره شدن ده‌ها هزار نفر از مردمان این منطقه شد. این گزارش همچنین تاکید کرده است که بیشترین جمعیت در معرض خطر در جهان در نیمه نخست قرن حاضر در جنوب و جنوب شرق آسیا ساکن هستند. در سال 2011 سیل ویرانگری در تایلند سبب مرگ 800 تن شد و زندگی میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار داد. گرچه در آن سوی جهان در ایالات متحده امکانات بیشتری برای تقابل با سیل تعبیه شده است اما این زیرساخت‌ها نیز بحران را حل نمی‌کنند. در سال 2018 جزرومدی بی‌سابقه در سواحل این کشور، سبب ایجاد طوفان‌های شدید همراه با بالا آمدن سطح آب دریا شد. گرچه شهر بوستون به دلیل سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌هایی چون دیوارهای سیلابی تا میزان زیادی از رخداد یک فاجعه انسانی ممانعت کرد اما مردم کارولینای شمالی به اندازه آنان خوش‌شانس نبودند.

ارتباط فقر و بلایای طبیعی
ارتباط پیچیده‌ای میان فقر و بلایای طبیعی وجود دارد. اول اینکه مردمان فقیر به احتمال بیشتری نسبت به بقیه افراد خانه‌های خود را در مناطقی با احتمال بیشتر بلایای طبیعی برپا می‌کنند. دوم اینکه این افراد بعد از مواجهه با بلایای یاد شده به احتمال بیشتری در فقر و تنگدستی گرفتار خواهند شد. انتخاب و ساخت محله‌ها در عرض مناطق و شهرها در مرحله اول بیشتر با توجه به محدودیت‌های اقتصادی اجتماعی صورت می‌گیرد تا توجه به خطرات و بلایای طبیعی. به بیان دیگر ممکن است خانواده‌ها با پذیرش خطر احتمالی ناشی از بلایای طبیعی سعی در دسترسی هر چه بیشتر به امکانات و فرصت‌ها داشته باشند. در بعضی مناطق روستایی نزدیکی به منابع آب می‌تواند ابزار حمل‌ونقل ارزان‌تری را در اختیار افراد قرار داده و حتی سیلاب‌های منظم در این مناطق حاصل‌خیزی زمین‌های کشاورزی را افزایش دهد. مردم ممکن است در مناطق پرمخاطره سکنی گزینند تا از صنایعی که مربوط به صادرات کالا در مناطق ساحلی است، بهره ببرند. این فرصت‌ها می‌تواند برای مردمان فقیر و حتی غیرفقیر برای انتخاب مناطق پرمخاطره به عنوان محل زندگی جذاب باشد. با وجود این در شرایطی که عوامل دسترسی به فرصت‌ها در مناطق مختلف یکسان است، عامل سیل‌خیزی مناطق می‌تواند قیمت منازل را در سطح وسیعی دچار تغییر کند. افراد فقیرتر با منابع مالی کمتر برای صرف ساخت‌وساز و نیز تمایل و توانایی کمتر برای امنیت بیشتر با احتمال بیشتری به سکونت در مناطق پرخطر روی می‌آورند. این عامل در مورد پدیده سیل بیش از خشکسالی نمود پیدا می‌کند. زیرا تغییرات خطر سیل در مقیاس‌های کوچک بیش از خشکسالی دیده می‌شود. به عنوان مثال خطرات سیل در یک فاصله ۱۰۰ متری می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

در نهایت این‌که هزینه‌های هنگفت تسکین و بازسازی ممکن است بر سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و فعالیت‌های توسعه منطقه‌ای تاثیر بگذارد و در بعضی موارد ممکن است اقتصاد ضعیف منطقه را فلج کند. سیل مجدد در یک منطقه ممکن است سرمایه‌گذاری‌های دولت و بخش خصوصی را به‌طور کامل متوقف کند. فقدان وسایل معیشت همراه با مهاجرت کارگران ماهر و تورم کالاها می‌تواند بر رشد اقتصاد منطقه تاثیر منفی جدی داشته باشد. از دست دادن منابع می‌تواند به هزینه بالای کالاها و خدمات منجر شود و برنامه‌های توسعه را به تاخیر بیندازد.
منبع: اکونومیست، فایننشال تایمز، هفته‌نامه تمپو