با فرض اجرای برجام، آنچه بر دوش مردم و دولت می‌ماند حل مشکلاتی چون رشد نقدینگی، رشد قیمت انرژی
رشد بیکاری، رشد تورم و رشد نرخ ارزهای بین‌المللی است

عطف به صحبت جناب آقای مهندس باهنر در مورد جلوگیری از اصلاحات اقتصادی در دوره دوم دولت سازندگی و البته گله از روزنامه سازندگی که برخوردی همراه با دافعه به جای جاذبه از خود نشان داد. لازم است با توجه به سیاست‌های تعدیلی با جراحی اقتصادی دولت جناب آقای رئیسی، اشاراتی متکی به آمار و ارقام صحیح و رسمی و ارزیابی به شیوه علمی و به دور از دخالت دادن جانبداری و مغالطه و توجیه و تفسیر و تحمیل نظرات و با مراعات اختصار در حد معمول طرح در یک روزنامه با پرهیز از پرگویی و مطالب غیرضرور داشته باشم. تا این فرصت برای محققان و مورخان تاریخ معاصر فراهم شود که نقاط مهم و سرنوشت‌ساز تاریخی کشورمان را بررسی نمایند و تصمیم به موقع بگیرند.

برنامه‌های اول و دوم توسعه مربوط به دوران سازندگی است و روشن است که در مدت 10 سال دولت با اتکا به همین دو برنامه که به تصویب مجلس نیز رسیده بود، توسعه پایدار کشور را به سرعت پیش برد. شایان ذکر است که دوره سازندگی در شرایطی آغاز شد که هشت سال جنگ ویرانگر خساراتی مستقیم و غیرمستقیم در حدود یک هزار میلیارد دلار به کشور وارد کرده و حتی بخش مهمی از زیربناهای باقی‌مانده از دوران طاغوت را نیز ویران کرده بود.
کافی است به تصویر اقتصاد کلان کشور در انتهای سال 1375 از جمله تولید ناخالص داخلی و ارزش افزوده بخش‌های مختلف از جمله کشاورزی، صنعت و معدن، نفت، خدمات و البته مصرف و سرمایه‌گذاری و بودجه‌های عمومی سالیانه یعنی هزینه‌ها و درآمدهای دولت، صادرات و واردات، نقدینگی و تورم، جمعیت و نیروی انسانی، اشتغال و البته عدالت اجتماعی نگاهی افکنده شود و عملکرد هر بخش را ارزیابی نمایید.

علی‌رغم مثبت شدن اکثر شاخص‌ها و موفقیت‌های دولت در بخش‌های عمرانی، تولیدی و زیربنایی متأسفانه تورم و سقوط ارزش پول ملی به عنوان یک مشکل اساسی پیش روی مردم و کارشناسان اقتصادی کشور بود و به عنوان اولویت جدی دولت در نظر گرفته شد تا ضمن کنترل تورم و نقدینگی و سقوط ارزش پول ملی مثبت ماندن شاخص‌ بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز روند مثبت خود را حفظ نماید. مرور نتایج برنامه‌های اول و دوم كشور سال‌های 1367 تا 1377 نشان می‌دهد كه رشد تولید ناخالص داخلی به 4/6% و مصرف كل نیز به قیمت‌های ثابت 6/6 درصد رشد داشت و اقتصاد در وضعیت تولیدی قرار گرفت. كسری بودجه به توازن بودجه تبدیل شد و بودجه عمرانی سال به سال افزایش یافت. تراز بازرگانی خارجی دولت مثبت شد و امید به زندگی به نزدیك 70 سال رسید. بیكاری از 2/14% به 9% و شاخص فقر كاهش یافت. درآمد و رفاه اجتماعی بالا رفت و درصد باسوادی به حدود 80% و مشاركت زنان افزایش یافت. بیش از 60 سد مخزنی ساخته شد و محصولات كشاورزی رشد سالانه 6% را تجربه كردند. ظرفیت نیروگاه‌ها از 13 هزار مگاوات كه در جنگ هم بخشی از آن نیز تخریب شده بود. به 23 هزار مگاوات رسید و برای مهار آب‌ها و توسعه برق و محصولات زیربنایی چون فولاد و سیمان و پتروشیمی رشدهای متوسط بالای 20% را به دست آورد و در بخش‌های فرهنگی و اجتماعی و آموزش‌های عمومی عالی و تحقیقات عالی و فرهنگی و امور جوانان و ورزش رشدهای قابل توجهی را در معرض دید همگان قرار داد و به حدود 19 میلیون دانش‌آموز و 3/1 میلیون دانشجو و افزایش زیربناهای آموزشی تا 5 میلیون مترمربع و تیراژ مطبوعات از 137 میلیون تا 860 میلیون نسخه بالغ شد.  علی‌رغم موقعیت‌های دولت در بخش‌های عمرانی و تولید و زیربنایی به دلیل فعالیت‌های شدید و بازسازی كشور و هزینه‌های ارزی با پایین آمدن قیمت نفت به زیر حدود 5/8 دلار در بشكه، كشور دچار مشكل عدم پرداخت سررسیدهای ارزی ‌شد و متأسفانه با بالا رفتن قیمت ارز دچار تورمی شدید شد، ولی به سرعت دولت توانست تورم نزدیك به 49% در سال 1374 را به 23% در سال 75 كاهش دهد، موفق به تثبیت اقتصادی در آخرین سال دولت سازندگی شد و تقریباَ در سال 1375 تعهدات ارزی سررسید شده هم از بین رفت و فضای اعتماد جدیدی ایجاد شد و خوشبختانه با حضور اكثر نیروهای دولت سازندگی در دولت اول اصلاحات روند اصلاحات اقتصادی مناسب پیش رفت و سیاست دولت سازندگی در امر توسعه نیز تداوم یافت. 

حالا ضمن تشكر و استقبال از صحبت‌‌های جناب آقای باهنر مناسب است همه نیروهای نگران، به فكر حل مشكل اقتصادی باشیم. چراكه با فرض اجرای برجام، آنچه بر دوش مردم و دولت می‌ماند حل مشكلاتی چون رشد نقدینگی، رشد شدت انرژی، رشد بیكاری، رشد تورم، رشد نرخ ارزهای بین‌المللی است و رسیدن به رشد و توسعه قابل قبول و كاهش فقر با استفاده از سیاست‌های اعتدالی و خارج از افراط و تفریط اهمیت دوچندان پیدا خواهد كرد. خوشبختانه مقام معظم رهبری در انتهای دولت سازندگی ضمن اظهار رضایت فرمودند هیچ‌كس برای من هاشمی نمی‌شود و در خطبه نماز جمعه سال 1388 فرمودند: من از سال 1336 یعنی 52 سال قبل ایشان را از نزدیك می‌شناسم از اصلی‌ترین افراد نهضت و موثرترین شخصیت‌های جمهوری اسلامی در كنار امام و رهبری، بارها تا مرز شهادت پیش رفته و اموال خود را صرف انقلاب می‌كرد و در این سال‌ها هیچ موردی سراغ نداریم كه برای خودش اندوخته‌ای درست كرده باشد. ولی متأسفانه تخریبگران حتی بعد از شهادت رهبر انقلاب در خطبه نماز جمعه، اقدامات تخریبی را ادامه دادند و از مرزهای اخلاقی عبور كردند. امید است دست به دست هم بر مشكلات كشور فایق آئیم.