آیا فرزند بیشتر منجر به تحصیل بهتر می‌شود؟

محمد فارغ‌بال، تحلیلگر اقتصاد جمعیت_عموما چنین تصور می‌شود که هر چه تعداد فرزندان خانواده کم‌تر باشد، با دسترسی بهتر به منابع و سرمایه‌گذاری بیش‌تر، در بلندمدت عملکرد تحصیلی، شغلی و حتی وضعیت سلامتی و اجتماعی بهتری خواهند داشت، ولی آیا واقعا چنین است؟ یکی از پرسش‌های مهم در طراحی سیاست جمعیتی، رابطه میان تعداد فرزندان و عملکرد تحصیلی آن‌ها است. به همین دلیل یکی از انگیزه‌های دولت‌ها برای اعمال سیاست کاهش جمعیت و یکی از نگرانی‌های اصلی آن‌ها در صورت اعمال سیاست افزایش جمعیت، اثر منفی پرورش در خانواده‌های پرجمعیت بر عملکرد تحصیلی و سرمایه انسانی فرزندان است.

امروزه، سرمایه‌گذاری‌های خانواده بر روی فرزندانشان موضوع مهم و مورد توجهی است. این سرمایه‌گذاری از سوی پدر و مادر بر فرزند در دوره نوزادی، طفولیت، کودکی و دوره‌های بعد ادامه می‌یابد و سرمایه انسانی آن بچه را شکل می‌دهد. یکی از مولفه‌های مهم در این حوزه، یافتن تعامل اعضای خانواده با یکدیگر است. مثلاً ممکن است بچه‌هایی که خواهر و برادر دارند از آنها چیزی بیاموزند یا در درس‌هایشان از آنها کمک بگیرند. مولفه‌های متفاوتی وجود دارد که موجب می‌شود وجود خواهر و برادر، عملکرد آموزشی یا به عبارت دیگر سرمایه انسانی آموزشی بچه‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. در اقتصاد، این موضوعی قدیمی است که البته اخیراً با روش‌های جدیدی هم به سراغ آن رفته و آن را مورد ارزیابی قرار داده‌اند.

مکانیسم‌هایی که از نظر تئوریک می‌توان برشمرد، انتظار این U برعکس را ایجاد می‌کرد. مثلاً تک‌فرزندها، برادر و خواهری ندارند که بتوانند از آنها کمک بگیرند یا تعاملات انسانی‌شان با خواهر و برادرشان موجب توسعه مهارت‌های تعاملی آنها شود. با اضافه شدن یک خواهر یا برادر، فرصت تعامل و تجربه رابطه با فردی نزدیک به گروه سنی برای فرد ایجاد می‌شود. در نتیجه از صفر خواهر و برادر به یک خواهر و برادر که می‌رویم انتظار یک اثر مثبت را داریم. اما همین‌طور که تعداد فرزندان زیاد می‌شود رقابتی برای تصاحب امکانات خانوار شکل می‌گیرد- مهم‌ترینِ این امکانات، وقت پدر و مادر است که برای اختصاص به فرزندان محدود است یا مثلاً درآمد پدر و مادر یا حتی فضای فیزیکی خانه که با افزایش تعداد فرزندان به تعداد بیشتری سرشکن می‌شود. درنتیجه وقتی تعداد فرزندان از یک حدی بیشتر می‌شود، می‌توان انتظار داشت که مولفه کمبود امکانات خودش را بیشتر نشان دهد و اثر منفی مشاهده شود. بنابراین از نظر تئوریک این نتیجه مورد انتظار بود. اما اینکه از چه تعداد فرزندی به بعد اثر منفی، از اثر مثبت پیشی می‌گرفت، موضوعی بود که باید حتماً به شکل آماری استخراج می‌شد.

در صورتی‌که یک فرزند بیشتر باعث بهبود عملکرد تحصیلی فرزندان خانواده نسبت به خانواده‌های با شرایط مشابه مالی، تحصیلی و ... شود، اثر حاشیه‌ای داشتن یک فرزند بیش‌تر مثبت است. همچنین اثر حاشیه‌ای مثبت افزایش تعداد فرزندان از یک به دو به حدی قوی است که برای نمونه شهری تنها فرزندان خانواده‌های سه فرزندی و بیش‌تر، و برای نمونه‌ی روستایی تنها فرزندان خانواده‌های ۴ فرزندی و بیش‌تر عملکرد تحصیلی ضعیف‌تری از تک‌فرزندان دارند.
رابطه غیرخطی میان تعداد فرزندان و عملکرد تحصیلی آن‌ها به معنی اثرات متفاوت داشتن یک فرزند بیشتر بر عملکرد تحصیلی آن‌ها است. به همین دلیل نویسندگان مقاله توصیه کرده‌اند در کشورهایی که قصد اجرای سیاست‌های افزایش (یا کاهش) جمعیت را دارند، یارانه‌ها و مشوق‌ها (یا سازوکارهای بازدارنده) با توجه به تعداد فرزندان خانواده و به‌صورت نابرابر طراحی شود. در کشورهایی مانند ایران که به دنبال اجرای سیاست‌های افزایش جمعیت است، تشویق خانواده‌های تک‌فرزندی به داشتن فرزند بیش‌تر، علاوه بر اینکه به رفع مشکل کاهش نرخ باروری به زیر سطح جایگزینی کمک می‌کند، با بهبود عملکرد تحصیلی تک‌فرزندان، سرمایه انسانی جامعه را نیز افزایش می‌دهد؛ در حالی که تشویق به فرزندان بیش‌تر در خانواده‌های سه یا چهار فرزندی با توجه به پیامدهای منفی بر عملکرد تحصیلی فرزندان نیازمند بازنگری است.

در کشورهایی که قصد اجرای سیاست‌های افزایش (یا کاهش) جمعیت را دارند، یارانه‌ها و مشوق‌ها (یا سازوکارهای بازدارنده) با توجه به تعداد فرزندان خانواده و به‌صورت نابرابر طراحی شود. در کشورهایی مانند ایران که به دنبال اجرای سیاست‌های افزایش جمعیت است، تشویق خانواده‌های تک‌فرزندی به داشتن فرزند بیشتر، علاوه بر اینکه به رفع مشکل کاهش نرخ باروری به زیر سطح جایگزینی کمک می‌کند، با بهبود عملکرد تحصیلی تک‌فرزندان، سرمایه انسانی جامعه را نیز افزایش می‌دهد؛ در حالی که تشویق به فرزندان بیشتر در خانواده‌های سه یا چهارفرزندی با توجه به پیامدهای منفی بر عملکرد تحصیلی فرزندان نیازمند بازنگری است.