نظام اداری و سیاستگذاری چگونه مستعمره تضاد منافع شد؟

سعید خوش‌بین، خبرنگار سازندگی_ حسین راهداری تحلیلگر بازارهای مالی به توئیت مدیر روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان بورس که از بانک مرکزی به خاطر کاهشی شدن نرخ بهره بین‌بانکی تشکر کرده بود، واکنش نشان داد. آقای راهداری نوشت: «من هم از افزایش قیمت سهام خیلی خوشحال می‌شوم و سود می‌برم. اما درست نیست که برای منفعت شخصی یا به نام کاهش رنج زیان‌دیدگان، مهم‌ترین ابزار مهار تورم را از کار بیندازیم و در عین حال رانت استقراض با نرخ حقیقی منفی را نهادینه‌تر از قبل کنیم.» 

اشاره آقای راهداری به فشار فعالان بازار سرمایه برای تغییر تصمیم بانک مرکزی درباره نرخ سود بانکی است که هفته گذشته رخ داد. در همین زمینه محمد هادی سلیمی‌زاده که خود را « ‏‏‏‏‏‏فعال حوزه اقتصاد و رسانه» معرفی می‌کند، نوشته بود: « نرخ بهره بین‌بانکی بالاخره کاهشی شد. از بانک مرکزی به خاطر پایبندی به قوانین مصوب دولت تشکر می‌کنم.»

حسین راهداری در پاسخ نوشت: « این توئیت نمونه بارزی از تضاد منافعی است که بازار سرمایه را ناکارآمد می‌کند. نمی‌شود وقتی به قیمت محصولات می‌رسیم، دم از آزادسازی بزنیم چون نتیجه آن افزایش قیمت فروش خواهد بود که به نفع سهامداران است. اما وقتی به نرخ بهره می‌رسیم به یکباره موافق دخالت دستوری دولت شویم تا نرخ سود را کاهش دهد.»

تضاد منافع به شرایطی گفته می‌شود که افراد یا نهادها (دولت، رسانه، کسب‌وکار و مانند آن) با انتخاب «وظایف خود» یا «منافع شخصی‌ یا گروهی مجزا» مواجه می‌شوند. تعارض منافع به معنای در عرض هم قرار گرفتن منافع مختلف است به نحوی که نتوان یکی را بر دیگری ترجیح داد. تضاد منافع یکی از شاخصه‌های وجود فساد در کشورهاست.

آقای راهداری با اشاره به این‌که« اگر به دخالت دولت در بازارها چراغ سبز نشان داده شود، یکجا این دخالت ممکن است به نفع بورس باشد و در جاهای دیگر، ممکن است به نفع گروه‌هایی باشد که منفعت‌شان ضد بورس است. همان‌هایی که منافع‌شان به زیان‌دهی و کاهش بهره‌وری صنایع مختلف منجر شده است. در این صورت، قانون می‌شود قدرت لابی‌ها و نزدیکی به کانون قدرت. دیگر قانون نیست.» تحلیل‌گر بازارهای مالی در انتها نوشت:« کاش به یک سری از پایه‌های فکری درست مومن باقی بمانیم، حتی اگر به ضررمان باشد.» مساله تضاد منافع در اقتصاد ایران که حسین راهداری مطرح کرده، همان است که اقتصاددانان همواره نسبت به آن هشدار می‌دهند و آن چه محمد هادی سلیمی‌زاده مطرح کرده، همان دامی است که اقتصاد ایران را به این روز انداخته است. درباره غلط بودن رفتار بانک مرکزی در مواجهه با گروه‌های فشار در گذشته نوشته‌ایم اما به بهانه پاسخ درخشان حسین راهداری به توئیت غلط مدیر سازمان بورس، به تعریف تضاد منافع می‌پردازیم.

تضاد منافع چیست؟
تضاد منافع در ذات همه مبادلات اقتصادی وجود دارد. چون هر طرف مبادله تلاش می‌کند تا منافع خود را حداکثر کند. جوامع پیشرفته تلاش می‌کنند این تضادها را به گونه‌ای سامان و نظم دهند که از دل آن کارایی، رقابت سازنده، نوآوری و تکنولوژی و در نتیجه رفاه اجتماعی متوازن حاصل شود. اما این تضاد در کشورهای توسعه‌نیافته نتایج برعکسی دارد و به نفع گروهی کوچک از بهره‌مندان سامان می‌یابد و نتیجه‌اش برای جامعه، انحصار و رانت‌جویی ویرانگر است. تعارض منافع اصطلاحی است که به زبان ساده، زمانی به کار می‌رود که یک فرد یا یک گروه، از یک طرف در مقام تصمیم‌گیری برای دیگران قرار می‌گیرد و برای اینکه در آن جایگاه باقی بماند، نیاز به تامین منافع آنها و جلب اعتمادشان دارد و در طرف مقابل، منفعتی در تعارض با منفعت فرد یا گروه مذکور داشته باشد. برای مثال یک مقام سیاسی از یک طرف به دلیل نیاز به اعتماد مردم و حفظ جایگاهی که در آن قرار دارد باید تصمیماتی را اتخاذ کند که منفعت عمومی را حداکثر کند و از طرف دیگر، منفعت شخصی هم دارد که این منفعت در تعارض با حداکثر شدن منفعت اجتماعی است و می‌تواند با دریافت رشوه، تصمیماتی را به نفع گروه خاصی اتخاذ کند یا مثلاً دست به کارهایی بزند که به جای حداکثرسازی منافع جامعه، منافع شخصی‌اش را بیشینه کند.

متداول‌ترین اشکال تضاد منافع به شرح زیر است:
سوء استفاده از منصب و معامله به سود خود: در این حالت فرد صاحب موقعیت در دولت، اداره، دادگاه و ... از اعتمادی که به او می‌شود سوء استفاده می‌کند و سازمان یا بخشی که در آن کار می‌کند را به معامله‌ یا پرداختی هدایت می‌کند که به سود «فرد مسئول» منتهی می‌شود و نه به سود سهامداران یا افرادی که به او اعتماد کرده بودند. به طور مثال «کار کردن برای دولت و قرارداد بستن با شرکت خصوصی مشاوره‌ای که شما صاحب آن هستید» یا «استفاده از موقعیت در دولت تا برای دخترتان شغل بگیرید».

شاغل بودن در دو موقعیتی که منافع دو شغل در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرد. به طور مثال فردی که به طور همزمان جزو مدیران یک شرکت سرمایه‌گذاری است اما در شورای بورس نیز عضویت دارد. بدیهی است که نظرات او در شورا، در برگیرنده منافع شرکتی است که در آن منفعت دارد. خویشاوندسالاری یا پارتی‌بازی. برای جلوگیری از پارتی‌بازی معمولا از افراد پیش از استخدام پرسیده می‌شود که آیا آنان با کارفرمایان یا استخدام‌کنندگان آن شرکت نسبتی دارند یا خیر. در این صورت، استخدام‌کننده می‌تواند از آن فرآیند استخدام و نظر دادن درباره اینکه چه کسی استخدام شود امتناع کند. دریافت هدیه از افراد یا دوستانی که با آن‌ها کار می‌کنید. یا اینکه از شرکتی هدیه بگیرید تا با سازمانی که در آن استخدام هستید کار کند. هدیه‌ها حتی می‌تواند شامل موارد به نظر غیرمهم و غیر تاثیرگذاری چون حمل‌و‌نقل یا مسکن شود. مثلا برای بازدید از سازمان در جایی مستقر شوید که بر روی تصمیم گیری شما تاثیر داشته باشد. موراد دیگر از اعمال نامناسب در طبقه‌بندی‌های صحیح‌تری نیز دسته‌بندی می‌شوند. به طور مثال قبول کردن رشوه به عنوان فساد، استفاده از وسایل و تجهیزات دولت یا شرکت برای استفاده شخصی به عنوان کلاهبرداری یا فاش کردن اطلاعات حساس و مهم به عنوان نشت امنیتی طبقه‌بندی می‌شود. این گونه اعمال بیش از یک «تضاد منافع ساده» دانسته می‌شود. به عقیده اقتصاددانان تعارض منافع یکی از مهم‌ترین خلأ در حکمرانی کشور است. آنجا که حضرت علی‌(ع) آهن داغ در دستان جناب عقیل گذاشت، داشت عقوبت خطا رفتن در زمان تعارض منافع را ترسیم می‌کرد. اما امروز معاونان وزیر و مدیرکل‌هایی داریم که پا در دولت دارند و سر در سهامداری و مدیریت شرکت‌های خصوصی‌‌، آن هم در عرصه‌هایی که از تصمیمات نهاد تحت مدیریتشان متاثر می‌شود. یا مدیرانی داریم که در پست‌های مهم حضور دارند و اطلاعاتی که در دسترشان هست برگ برنده آنها در بازارها به شمار می‌رود.

وقتی شمار چنین مدیرانی زیاد باشد و در عین حال این مسائل غیرقانونی نباشد، تعارض منافع ایجاد می‌شود و برخی را به مسیر فساد می‌کشاند. در اقتصاد ایران صدها نهاد در تعاملند، اما عدم طراحی منسجم در این تعامل، روابط گره‌خورده‌ و بعضا فاسدی را رقم زده که حاصل آن مزمن شدن مشکلات کشور بوده است. به همین دلیل یکی از پرتکرارترین توصیه‌های اقتصاددانان این است که ساختار سیاسی هرچه زودتر برای رفع این ابرچالش بزرگ چاره‌اندیشی کند؛ قبل از این‌که نظام اداری و سیاستگذاری به طور کامل مستعمره تضاد منافع شوند.