رفتار اخلاقی ما زیر سایه نزاع‌های سیاسی
دچار دگرگونی شده است

آیت‌الله سیدمحمدعلی ایازی، عضو شورای مرکزی  مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم_ بی‌شک یکی از علل اساسی عاشورای حسین(ع) دفاع از ارزش‌ها و کرامت انسانی است. قیام‌ها و حرکت‌های گوناگونی در طول تاریخ اسلام به وقوع پیوسته است؛ ولی همه می‌دانیم که بُرد معنوی این حرکت‌ها محدود به زمان و مکان و دوره خاصی بوده است و تنها قیام حسینی است که فارغ از هرگونه زمان و مکان، چراغ هدایت انسان‌هایی قرار گرفته که او را شناخته و سیره او را الگوی رفتاری خود دانسته‌اند. راز این ماندگاری ناظر به اهداف، پیام‌ها و شعارهایی بوده که شخصیت اول آن و همراهان و پیروان او در این راه پرفرازونشیب اعلام کرده‌اند. در میان مباحث عاشورای حسینی عزت از یک‌سو و حفظ حرمت انسان هم خودش و هم نسبت به دیگران، جایگاه بس مهمی دارد و در میان کلمات نقل‌شده برجستگی خاصی دارد، چنان‌که همه آن‌هایی که این کرامت را خدشه‌دار می‌کنند، می‌دانند که سیره او از جلالت و بزرگی خاصی برخوردار بوده است. به همین دلیل رفتار او را در برابر مخالفان و دشمنانش می‌ستایند.
اهمیت این بحث بدان جهت است که رفتار اخلاقی ما در طول این چند دهه در سایه نزاع‌های سیاسی دچار دگرگونی شده و بسیاری از مسلمات دین و سیره اهل‌بیت با گرفتن بخشی و رها کردن بخشی دیگر چالش‌برانگیز شده است. اخلاقیات را برای خود خواسته‌ایم و از حق انسانی و کرامت برای دیگری غافل شده‌ایم. وقتی از خودیت انسانی خود غافل شدیم، ما را از این تعلیم اخلاقی در حق مخالفان غافل می‌کند. به همین دلیل ادعا می‌کنم که ما دچار بحران اخلاقی شده‌ایم، نسبت به رفتارهایی که اتفاق می‌افتد و درباره آنها می‌شنویم، بی‌تفاوت می‌گذریم. خانه‌هایی خراب می‌شود و افرادی آواره می‌شوند به این دلیل که مثل ما فکر نمی‌کنند و عقیده ما را ندارند و برای توجیه رفتارهای غلط سیاسی خود از هر گروه و دسته که باشد، به چیزهایی تمسک می‌کنند که محکمات دین با آن سازگاری ندارد. این شیوه به‌مناسبت حاکمیت قدرت با عنوان دین، پس از انقلاب اخلاقیات را به‌شدت دچار اختلال نظری و عملی کرده است. معمولاً از ناسزاگویی گروه مخالف برآشفته می‌شویم، اما گاه خود همین رفتار را در شرایط دیگری در حق مخالفان انجام می‌دهیم، این مساله استثنابردار نیست؛ در حالی که اگر کاری زشت است، درهرصورت زشت است. نباید به بهانه‌های سیاسی و اعتقادی این عملی را که غیر‌کرامتی است، توسعه و وسیله ترویج آن را فراهم سازیم.

چیستی کرامت اخلاقی
‌کرامت به معنای بزرگی و عزت است. در ادبیات واژگانی بیشتر به جنبه‌های فردی این کلمه تکیه شده است. واژه كريم در قرآن، در سیاق‌های مختلف به معاني مختلف به كار رفته است؛ همچون رزق كريم، قول كريم، مُدخَل كريم، كتابٌ كريم، سَحاب كريم، اَجر كريم... كه به ترتيب به معني روزي بسيار، گفتار نرم و دل‌نشین، جايگاه بلند و خوش، نامه مختوم و مهرشده، ابر پرباران و پاداش ارزنده و شايسته...» است. در نخستين آياتِ نازل شده بر پيامبر اكرم(ص) نيز آمده است: إقرأ و رَبّك الاكرم... (علق: 3) و در همه اين كاربردها، به‌تناسب موضوع و موصوف، به مفهوم بزرگ، بزرگوار، گرامي، شريف، عزيز، نفيس، كثير، بخشنده، بخشاينده، نيكو آمده است.


مبانی و ادبیات کرامت اخلاقی
جایگاه ارزشمند انسان

بی‌شک، دین وقتی جایگاه خود را به‌خوبی نشان می‌دهد که موضع و جهان‌بینی خود را درباره انسان نشان دهد، و انسانی بودن را به منصه ظهور رساند. زیرا به بیان قرآن انسان به بهترین و زیبایی‌ترین صورت آفریده شده (تین: 4) و خدا انسان را به‌عنوان شريف‌ترين موجود جهان هستى و برترين مخلوقات خداوند معرفی کرده است. (مؤمنون: 14) خلیفه خدا (بقره: 30) و امانت‌دار او (احزاب: 73) معرفی شده‌اند و مهم‌تر خداوند طی گزارشی کرامت خاصی قائل شده و اعلام کرده است: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»؛ ما به بنی‌آدم کرامت دادیم. (اسراء: 70) اما تنها این تعبیر درباره انسان نیست که به بنی‌آدم وصف کرده و نه موحدان و مؤمنان و بیان‌گر این حقیقت است که سویه و جهت آن ناظر به حقیقت و کلیت انسان باشد و این کرامت شامل همه انسان‌ها، بدون در نظر گرفتن جنس، مذهب، قوميت، مليت و فرهنگ،‌ است. منظور از کرامت بزرگی و بزرگواری و درنتیجه عزت مناسب با شخصیت وجودی و خصوصیاتی است که به این انسان چون عقل و اراده داده است. حال اگر انسان این زیبایی را خراب کند، توهین به خدا کرده است. مانند تابلویی زیبایی که کسی آفریده باشد و اگر این تابلو را خراب کنیم، توهین به خالق آن کرده‌ایم.

اهمیت اخلاق در دین
از سویی، یکی از اهداف اصلی دعوت پیامبران، آموزش اخلاق در مرتبه بالای آن است. دعوت پیامبران، آموزش اخلاق کرامتی بوده است. این مساله در جمله معروفی که در اسناد مختلف آمده، تایید می‌شود که پيامبر اكرم درباره فلسفه بعثت خود فرمود: «إنّی بُعثتُ لاُتمِمَ مكارم الاخلاق». من از طرف خدا برانگيخته شدم تا مكارم اخلاق را به كمال رسانده و تمام كنم. حضرت على علیه‌السلام نيز بر اهمیت رعایت اصول اخلاقی تاكيد فرموده و رعايت آن را مايه خوشبختى انسان دانسته و مى‏فرمايد: «لَوْ كُنَّا لَا نَرْجُو جَنَّه وَ لَا نَخْشَى نَاراً وَ لَا ثَوَاباً وَ لَا عِقَاباً لَكَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَطْلُبَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّهَا مِمَّا تَدُلُّ عَلَى سَبِيلِ النَّجَاحِ». (نوری، مستدرک الوسائل، ج‌: 11، ص‌: 193). برفرض كه اميدى به بهشت و ثواب و بيمى از دوزخ و عقاب نداشتيم، باز شايسته آن است كه در پى مكارم اخلاق باشيم، زيرا خوشبختى و سعادت را از اين راه مى‏توان به دست آورد.

حفظ کرامت  نفسی
چنان‌که پس از این توضیح خواهیم داد، این روایت اهتمام به حفظ کرامت از سوی شخص در قالب دستورات دینی و با تعبیرهای مختلف بیان شده است، مثلاً: آمده است: ‌ِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ‏ إِلَى الْمُؤْمِنِ أَمْرَهُ كُلَّهُ وَ لَمْ يُفَوِّضْ إِلَيْهِ أَنْ يَكُونَ ذَلِيلًا أَ مَا تَسْمَعُ اللَّهَ يَقُولُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ لِلَّهِ الْعِزَّه وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ‏ فَالْمُؤْمِنُ يَكُونُ عَزِيزاً وَ لَا يَكُونُ ذَلِيلًا». انسان می‌تواند هر کاری انجام دهد، اما مجاز به‌تحقیر خود نیست. درست است که مختار است، اما به‌لحاظ اخلاقی و اعتقادی اگر انسانیت خود را دوست دارد، نباید کاری کند که خوار و ذلیل کند.

تسلیم به ظالم خلاف کرامت
لازمه زندگی همراه باعزت و سرافرازی این است که انسان زیر بار ظلم و ستم نرود، زندگی اگر با سیادت نباشد، ارزشی ندارد. امام علی‌(ع) می‌فرماید: «مردن این است که بمانید ولی مغلوب و مقهور باشید، و زندگی این است که بمیرید ولی پیروز باشید.» در اندیشه و کلمات امام حسین(ع) معارف دلالت بر حفظ کرامت بسیار است. مثلاً بیعت با ظالم همسان با ذلت است و کسی که در درون خود ذلیل باشد، نمی‌تواند در مقابل ستم بایستد. ذلیل بودن انسان‌ها زورگویی و شرک را رواج می‌دهد که هردوی آن‌ها جامعه را به پلیدی می‌کشاند، همین مساله جوهره حماسه امام حسین(ع) است.

استاد مطهری نیز از نگاهی دیگر، روحیه امام حسین را ناظر به حفظ همین کرامت می‌داند: در سخنان امام، نوعی تحفظ بر شخصیت و ارزش انسان است که از آن تعبیر حماسه انسانی می‌کند؛ این تحفظ نوعی عصبیت و تعصب برای پاسداری از شخصیت است. آن حماسه، کرامت نفس و آزادمنشی و عزت نفس است. در مرام حسین علیه‌السلام‌، آزادی و عزت در عمل و اندیشه، رابطه تنگاتنگی با حفظ اخلاقی انسان دارد و تا انسان از قید‌و‌بند وابستگی‌ها و چاپلوسی‌ها رهایی نیابد، به عزتمندی نخواهد رسید. آن‌گاه‌که سرور آزادگان در محاصره دشمن قرار می‌گیرد و اهل‌بیت بی‌پناه وی فریاد «واحسینا» سر‌می‌دهند، امام فریاد برمی‌آورد: «وای بر شما ای پیروان آل ابی‌سفیان! اگر دین ندارید و از روز رستاخیز نمی‌هراسید، دست‌کم در دنیای خود آزادمرد باشید. این آزادمردی دقیقاً همان کرامت اخلاقی است، چنان‌که شعارهای امام حسین (ع) در عاشورا این مفاهیم را تداعی می‌کند آن‌جا که می‌فرماید: «الْمَوْتُ اوْلی‏ مِنْ رُکوبِ الْعارِ؛ مرگ از متحمل شدن یک ننگ بالاتر است» و یا «مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیاه فی ذُلٍّ؛ مردن با عزت از زندگی با ذلت بهتر است. از سوی دیگر، لازمه زندگی همراه با عزت و سرافرازی این است که انسان زیر بار ظلم و ستم نرود، زندگی اگر با سیادت نباشد، ارزشی ندارد. امام علی‌(ع) می‌فرماید: «مردن این است که بمانید ولی مغلوب و مقهور باشید، و زندگی این است که بمیرید ولی پیروز باشید.» شعارهای امام حسین‌(ع) در عاشورا این مفاهیم را تداعی می‌کند، آن‌جا که می‌فرماید: «الْمَوْتُ اوْلی‏ مِنْ رُکوبِ الْعارِ؛ مرگ از متحمل شدن یک ننگ بالاتر است» و یا «مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیاه فی ذُلٍّ؛ مردن با عزت از زندگی با ذلت بهتر است.»

جایز نبودن رسیدن به اهداف از هر روشی
به‌تعبیر دیگر، هدف وسیله را توجیه نمی‌کند: لازمه کرامت، رعایت اصول و استفاده از راه‌های کریمانه است. و در مقابل آن تن دادن به هر کاری دون‌شأن است. مثلاً رقیب خود را می‌خواهد منکوب کند، به‌دروغ، تهمت و دشنام دادن متوسل شود. دشمنان امام حسین‌(ع) برای رسیدن به اهداف شوم‌شان از هر وسیله و ابزاری غیرانسانی استفاده کردند. امام و یارانش به این جهت هشدار می‌دهند که برای رسیدن به هدف، از هر وسیله‌ای بهره نبردند. آن‌ها از کرامت انسانی استفاده کردند. مسلم بن‌عقیل حاضر نشد ابن‌زیاد را در خانه هانی غافل‌گیر کرده و او را بکشد. این روش درسی برای تمامی پیروان امام حسین‌(ع) است که برای رسیدن به هدفِ مشروع و مقدس باید از مقدمات مشروع استفاده کرد. بر اساس آموزه‌های اسلامی عزت با این رفتارها ناسازگار است و شایسته است مومنان در دنیا باعزت زندگی کنند. در میان سخنان حماسی امام حسین علیه‌السلام‌، شعاری نمادین و افتخارآمیز در حفظ کرامت است که نشانه گویای آزادگی و آزادمنشی و پاسداری از این ارزش است که امام حسین علیه‌السلام و دین سرافراز جد اوست. آن شعار، عبارت غرورآفرین «هیهات مِن الذله» است.

انحطاط اخلاقی در بی‌توجهی به حفظ کرامت
از نکات مهم کرامت حفظ ادب در سخن گفتن و احترام به دیگران است. ریشه فحاشی روحی و روانی و حاکی از حقارت است. همیشه در تصور اولیه ما این است که فحاشی اذیت دیگران است، اما به اثر اولیه سب در روح و روان خود توجه نکردیم: به‌عنوان نمونه در حدیثی از امام کاظم به خوبی این نکته بیان شده است: دشنام دادن انسان به دیگری باعث تزلزل شخصیت و سقوط از درجه بالا به پایین است: «مَا تَسَابَّ اثْنَانِ إِلَّا انْحَطَّ الْأَعْلَى إِلَى مَرْتَبَه الْأَسْفَل‏». هيچ‏گاه دو تن به هم دشنام ندادند جز آنكه بالاتر به مرتبه فروتر سقوط كرد. (اعلام الدین، ص 305) هرچند که به نام دین و دفاع از عقاید باشد. گویی شخص می‌خواهد دفاع از دین کند، اما با دشنام دادن، دین را به سخره می‌گیرد و عجز خود را از استدلال نشان می‌دهد. بنابراین، کسی که به دیگران احترام نمی‌کند، اولاً کرامت خود را خدشه‌دار می‌سازد. ثانیاً از مسیر اصلی دعوت به دین و معنویت خارج شده است. از پیامبر در باب اثرات منفی دشنام و فحاشی نقل شده است: «لا تَسُبُّوا الناسَ فتَكتَسِبُوا العَداوَه بَينَهُم؛ به مردم ناسزا نگوييد، كه با اين كار در ميان آن‌ها دشمن پيدا می‌کنید.» (كافى، ج2، ص360). یا از ایشان آمده: «الفُحشُ و البَذاءُ و السَّلاطَه مِن النِّفاقِ؛ دشنام‌گویی و بدزبانی و دريـدگـى از (نشانه‌های) نفاق است. (همان، ص 325 ، ح 10). اهمیت مبارزه با سب چنان است که در روایاتی امام علی می‌فرماید: «مَن سَمِعَ بِفاحِشَه فابداها کانَ کَمَن أتاها؛ آن‌که سخن زشتی بشنود و بازگویش کند مانند کسی است که آن را گفته است.» (شرح نهج‌البلاغه (ابن ابی‌الحدید) ج20‌، ص 273).

جمع‌بندی
عاشورای حسینی پیام‌های بسیار دارد؛ یکی از آن پیام‌ها کرامت اخلاقی است، زیرا به ما می‌آموزد که کرامت پایه و جایگاه وجودی انسان است و عزت و سربلندی و شرافت، رعایت شخصیت خود و دیگران و توجه به شخصیت و عزت نفس و پاسداری از آن بسیار مهم‌تر است. حال انسان‌های امروز با تربیت نفس خود می‌توانند به کرامت و عزت حقیقی و مورد سفارش امام حسین(ع) دست یابند. در خصوص این مساله امیرمومنان تعبیری دارند و می‌فرمایند: «کسی که در درون خود ذلیل باشد، نمی‌تواند در مقابل ستم‌گر بایستد.» این ذلت از جهتی ذلت تحقیر خود و دیگران به‌وسیله توهین و سب است. چون انسانی که به انسان دیگر توهین و ناسزا می‌گوید، در حقیقت به نفس خود توهین کرده و دهان خود را آلوده به پلیدی و زشتی کرده است. در واقع شخصی که می‌خواهد در مقابل زورگویی بایستد، باید در درون، ذات و شخصیت خود نیز انسان ذلت‌پذیری نباشد. انسانی که می‌خواهد عزیز و محترم باشد، باید احترام دیگران و حتی مخالفان را داشته باشد. فردی که در محفلی سخنی ‌می‌گوید که انسان دیگری را تحقیر ‌کند، در حقیقت در مقابل هوس‌های زودگذر حاکم و مسلط بر زبان خود نباشد، چنین فردی ذلت درونی دارد؛ چنین فردی نمی‌تواند ادعا کند که می‌خواهد در برابر زورگویی بایستد. یا شخصی که در مقابل مال حرام مقاومت نمی‌کند و برای اینکه چند روز راحت‌تر زندگی کند، تن به آلودگی‌هایی چون حرام‌خواری و رانت‌خواری می‌دهد؛ چنین فردی چگونه می‌تواند بگوید «هيهات منا الذله»! تمام ضعف‌های اخلاقی به ذلت انسان بازمی‌گردد و این مسائل به گستردگی همه درس‌ها و ارزش‌های اخلاقی هستند.

انسان برای شخصیت خود چارچوبی قائل است، برای هویت انسانی خود ارج می‌گذارد و اجازه خدشه‌دار شدن آن را نمی‌دهد و در تمام رفتارهای خود آن را نشان می‌دهد. همه ناهنجاری‌های موجود در رفتار روزمره مجموعه جامعه ما، چه در میان کسانی که در جایگاه‌ قدرت هستند و چه کسانی که در رده‌های پایین‌ترند، به عدم باور «و لله العزه و لرسوله و للمومنین؛ عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است» بازمی‌گردد. ما عزت را در پول و کسب مقام جست‌وجو می‌کنیم در حالی که اینها عزت نیست، ذلت است. چنین فردی نمی‌تواند ادعای کرامت انسانی داشته باشد چرا‌که از معنای حقیقی عزت و کرامت فاصله گرفته و برای کسب منافع خود بسیاری ذلت‌ها را می‌پذیرد؛ لذا باید درون خود را اصلاح کند و از خود انسان محکمی بسازد تا بتواند در مقابل زورگویی دیگران بایستد. در کسب عزت و کرامت انسانی، تربیت خانوادگی، محیط زندگی، روابط و مناسبات اجتماعی موثر هستند؛ این عوامل را نمی‌توان از یکدیگر گسست. هر انسانی برای کسب کرامت و عزت باید از خود شروع و سعی کند در این مقوله به جایگاه رفیعی برسد و اگر به شکل صد در‌صدی آن نرسید، به طور نسبی به این جایگاه نزدیک شود. مسئله بعدی جامعه و نهادینه شدن ارزش‌های اخلاقی و نمونه روشن ادب زبانی است.