درباره چرایی منتشر نشدن مقالات ساخت واکسن کرونای ایرانی در نشریات بین‌المللی

مهدی رزاقی طالقانی، پژوهش‌گر اجتماعی_ به نظر می‌رسد سوال اصلی این است که چرا ایران دست به تولید واکسن زد؟ و سرنوشت این واکسن‌ها چه شد و چرا واکسن ایرانی در دنیا خریدار ندارد؟ برای پاسخ دادن به این سوالات و ده‌ها ابهام دیگر، باید از دریچه مقتضیات دنیای علم وارد شد و پرسید حالا که واکسن ایرانی تولید شد، چرا جز یکی، دو مقاله، از این همه واکسن در نشریات معتبر علمی و پژوهشی خبری نشد؟  انتشار مقاله در نشریات معتبر علمی بین‌المللی، مجالی برای صحت‌سنجی و جلوگیری از قبولاندن شبه‌علم به‌جای علم است؛ جایی که ادعا در بوته نقد قرار می‌گیرد و در آن از فضاسازی رسانه‌ای خبری نیست. از سوی دیگر، انتشار مقاله در نشریات معتبر علمی بین‌المللی سطحی از دانش‌ورزی یک جامعه است. کوششی برای ایفای نقش در پیشرفت علم و یافتن جایگاهی در آینده جهان علم که تاریخ مو‌به‌موی آن را ثبت می‌کند و موجبات اعتماد‌به‌نفس جمعی را در درازمدت ایجاد می‌کند. امروز کشوری که سهمی از پیشرفت علم برای آینده دارد، طبیعتا یک فاکتور قدرت‌زا را برای امنیت، موجودیت، پویایی و ایفای نقش خود در مناسبات جهانی ایجاد کرده است؛ و از همین‌رو است که پیشرفت و تلاش در حوزه علم، امروز یک نبرد سنگین بین‌المللی در حوزه‌های مختلف علمی است.

کرونا پدیده‌ای نادر در تاریخ علم در جهان بود؛ از آن جهت که تلاش علمی برای مهار آن، یک جنگ سرد را در میان کشورهای صاحب قدرت در جهان به‌راه انداخته بود. تمامی کشورهای صاحب قدرت از آمریکا تا چین و قدرت‌های قدیمی مانند انگلستان تا سوداگران قدرت همچون هند و کره‌شمالی همگی در پی یافتن جایگاهی در این کارزار بودند. ایران هم مطابق انتظار برای ایفای یک نقش تاثیرگذار، در زمینه کشف واکسن کرونا فعالیت‌های خود را آغاز کرد. اما مدیریت پوپولیستی و هیجانی و فسادزا در داخل کشور در شناخت حوزه علم باعث شد اشتباه اول در همین نقطه ایجاد شود؛ تلاشی که می‌توانست قدرت‌آفرین هم باشد، در یک بستر علمی انجام نشد.اگر تولید واکسن به شکل ناشیانه در حوزه قدرت اجرا نمی‌شد و این تلاش و تکاپو در حوزه علم انجام می‌شد، به‌تایید رساندن یک واکسن در تمامی مراحل بر اساس شیوه‌های معمول، نیازمند انتشار مقالات علمی بود. در ایران تقریبا 14 واکسن مجوز تولید گرفتند که از میان آنها، 6 ریل تولید برای ساخت واکسن انجام شد که تنها در برخی از آنها و مشخصاً کووبرکت و پاستوکووک تلاش‌هایی برای انتشار مقاله در نشریات معتبر انجام شد و برای بسیاری دیگر از واکسن‌ها خبری از انتشار مقاله و صحت‌سنجی نبود.

عدم انتشار مقالات علمی واکسن‌ها به‌نظر می‌رسد، از آن جهت است که معمولاً بعد از انتشار اطلاعات علمی، نقدهایی به مطالعات وارد خواهد شد که اشکالات بزرگ این واکسن‌ها را آشکار خواهند کرد و بر حسب مسائل علمی چنین ضعف‌هایی مانع تولید این واکسن‌ها خواهند شد. در واقع با انتشار نشدن اطلاعات، باندهایی که تحت لوای تولید واکسن، قصد سودجویی داشتند، می‌توانستند یک محصول بی‌اثر و احتمالاً قلابی را به‌جای یک محصول اثر‌گذار به دولت و جامعه قالب کنند. چالش انتشار مقاله در نشریات معتبر علمی بین‌المللی برای واکسن‌های ایرانی به‌وضوح نشان داد که سهم‌خواهی و منفعت‌طلبی حتی در جریان برنامه‌های کلان ملی که جان هزاران انسان به آن وابسته است، وجود دارد. امروز باید پرسید که اختصاص ۱۳۰ میلیون یورو یعنی 4,030,000,000,000 تومان ارز دولتی به تولیدکنندگان ایرانی، چه ثمره‌ای برای سیاست و علم در جامعه ایرانی به‌همراه داشته است؟ جز میلیون‌ها دوز واکسن انبار‌شده‌ای که با 9 برابر قیمت جهانی تولید شده و رو به افساد هستند؟ اگر میادینی مانند میدان مبارزه با همه‌گیری کرونا، موقعیتی برای کشور در یافتن جایگاهی در آینده جهان علم و ایجاد یک عامل قدرت‌زا در مناسبات بین‌المللی است، مدیریت ورود به این عرصه و هزینه کردن در آن باید هوشمندانه‌تر باشد تا ثمره‌ای درخور نصیب کشور شود. تلاش نهادهای غیرعلمی با تلاش‌های مبهم و اهداف سیاسی‌-‌مالی غیر‌شفاف برای تولید واکسن کرونا که هزینه زیادی هم برای آن شد، تجربه‌ای بزرگ از یک اشتباه مدیریتی برای آینده خواهد بود.