در باب سخنان اخیر رئیس قوه‌قضائیه

عمادالدین باقی، جامعه‌شناس‌و پژوهشگر حقوق بشر_ رئیس قوه قضاییه روز دوشنبه ۲۴ مرداد، در دیدار با اصحاب مطبوعات ضمن تاکید بر نقش رسانه‌ها در پیشگیری از وقوع جرم و آگاهی‌بخشی حقوقی و قضایی به مردم گفته است: «باید توجه کنیم جوانی که محکوم می‌شود و به زندان می‌رود، زندگی اجتماعی آینده‌اش به‌طور کامل تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد؛ در اینجاست که اصحاب رسانه می‌توانند ورود کنند و به ما برای تفکیک میان مجازات محکومان و مجرمان در راستای حفظ امنیت روانی جامعه و جلوگیری از ایجاد تبعات سوء در زندگی اجتماعی آینده محکومان، راهکار ارائه دهند.»

در فراز دیگری هم می‌گوید: «باید از این فرصت هم‌اندیشی‌ها و نشست‌و‌برخاست‌ها برای نصیحت همدیگر بهره بگیریم؛ من خودم شخصاً نقد و نصیحت را بیشتر از تعریف و تمجید پذیرا هستم.»

حالا ما به‌عنوان رسانه و نقد و نصیحت، درخواست ایشان را اجابت کرده و می‌گوییم اگر چنین است، چرا به برخی از سوالات فعالان مدنی و ‌حقوق بشری و سیاسی پاسخ درخوری داده نمی‌شود و تاج‌زاده به‌عنوان کسی‌که منعکس‌کننده همین سوالات و نقدها و نصیحت‌ها بود، با آن کیفیت ناموجه بازداشت می‌شود؟ مگر شرط آزادی بیان و نقد این است که حتما با آن موافق باشیم و نقدها را درست بدانیم؟ درباره تک‌تک زندانیان سیاسی از دکتر سعید مدنی و دکتر فرهاد میثمی و مهدی محمودیان تا آل‌احمد و فیلم‌سازان دیگر، محمدعلی دادخواه و محمد نجفی وکلای زندانی و اسماعیل عبدی و محمد حبیبی، کیوان صمیمی، کسری نوری، محمد شریفی‌مقدم، هستی امیری و دادخواهان سلامت، و زندانیان دیگری که ناخواسته نامشان از قلم افتاده است، سوالات و ابهامات جدی درباره چگونگی بازداشت، تحقیقات طولانی غیرقابل توجیه، ارجاع پرونده به شعبه خاص، بی‌توجهی به استدلال‌های وکیل و‌ متهم در دادنامه و عدم شمول مرخصی به آنان و عدم اجرای حق آزادی مشروط وجود دارد و کسی پاسخ نمی‌دهد اما تاسف‌آور‌تر این است که سپیده رشنو، یک شهروند عادی و بی‌پناه، به‌خاطر یک مشاجره در اتوبوس بازداشت می‌شود.

طرف او که به دلیل شیوه ناپسند امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر محرک درگیری بوده، حمایت می‌شود اما فردی که در موقعیت یک تنش اتوبوسی پای‌اش به مشاجره باز شده، هفته‌ها در بازداشت به‌سر می‌برد. اولا چرا باید بازداشت شود؟ ثانیا چرا تحقیقاتی که بیش از یک روز نیاز ندارد، هفته‌ها به درازا کشیده است؟ ثالثا آقای اژه‌ای نگرانند که زندگی اجتماعی آینده‌ یک محکوم به‌طور کامل تحت‌تاثیر قرار گیرد ولی سپیده رشنو که هنوز از لحاظ قانونی مشمول اصل برائت است، با مصاحبه تلویزیونی زندگی اجتماعی‌اش به بازی گرفته شده است.

همین مصاحبَةه برای اهل فن به‌تنهایی گویای شرایط روحی و جسمی او بود. پس از آن هم به‌رغم اخبار منتشره درباره وضعیت عدم سلامتی‌اش هیچ اطلاع‌رسانی درستی درباره وی انجام نمی‌شود و زمینه‌های بدبینی و شایعه بیشتر در جامعه تقویت می‌شود. قوه قضاییه نهاد عدالت و قضاوت است و طبق قانون اساسی، باید پناهگاه شهروندان و پشتیبان حقوق فردی آنها باشد. چرا باید اجازه داده شود از دستگاه عدلیه به‌عنوان ابزاری برای ایجاد احساس ناامنی در شهروندان استفاده شود؟ ما نباید سخنانی بگوییم که مخاطب «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ» (صف آیه۲) قرار بگیریم که می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا چیزی به زبان می‌گویید که در مقام عمل خلاف آن می‌کنید؟»
بدون‌شک این تفاوت گفتار و کردار، تاثیر منفی آنچه در واقعیت وجود دارد را مضاعف می‌کند.