23 مرداد سالگرد پیروزی ایران در جنگ با عراق بود که به سکوت گذشت
چگونه می‌توان تجربه‌ی آیت‌الله هاشمی را در آن نبرد دیپلماتیک برای احیای برجام به کارگرفت؟

اکبر منتجبی،سردبیر_ این روزها که چشم‌ها امیدوار به پایان مناقشه هسته‌ای و احیای برجام است، مصادف بود با سالگرد پیروزی ایران در جنگ هشت‌ساله ایران و عراق. 23 مرداد سال 69 صدام حسین، رئیس‌جمهور عراق رسما شرایط ایران را پذیرفت و ساعت 10 صبح روز چهارشنبه، 24 مردادماه 1369، رادیو «صوت‌الجماهیر» عراق، برنامه روزانه خود را ناگهان قطع کرد و اطلاع داد تا نیم‌ساعت دیگر پیام فوری و مهم رئیس‌جمهور عراق «صدام حسین تکریتی» را قرائت خواهد کرد. 30 دقیقه بعد، پیام صدام از همین رادیو، برای اولین‌بار قرائت شد. برخلاف تصور که فکر می‌کردند صدام در‌صدد است پس از تهدیدات نظامی آمریکا اعلام کند که خاک کویت را ترک می‌کند، نامه درباره ایران و خطاب به «هاشمی‌رفسنجانی» بود. او اعلام کرد تمام شرایط ایران را برای برقراری صلح میان دو کشور ایران و عراق از جمله قرارداد 1975 الجزایر، عقب‌نشینی نیروهای عراقی از اراضی اشغال‌شده ایران و آزادی اسیران ایرانی پذیرفته است. 17 سال بعد «اکبر‌ هاشمی‌رفسنجانی» در خطبه‌های نماز جمعه تهران، از آن روز به‌عنوان «شیرین‌ترین روز» عمرش یاد کرد و 23 مرداد رسما روز پیروزی ایران خوانده شد. بدین‌ترتیب ایران سه سال پس از قطعنامه 598 که سوت توقف جنگ را زده بود، پیروز جنگ شد. این پیروزی در یک نبرد سخت دیپلماتیک به‌وقوع پیوست.

فراموشی سالگرد پیروزی
با این حال عجیب است که سالگرد پیروزی ایران در جنگ عموما به‌سکوت می‌گذرد اما آغاز آن به سخنرانی‌ها و مراسم مختلف ختم می‌شود. برای سالگرد آغاز جنگ، از فضل و وصف جنگ و مقاومت سخنرانی‌ها می‌شود اما برای پایان جنگی که به پیروزی منجر شد، نه‌تنها هیچ مراسمی گرفته نمی‌شود، بلکه همه سکوت می‌کنند. این درحالی است که ایرانیان اساسا جنگ‌طلب نبوده و نیستند و در وصف صلح سخن‌ها گفته و تلاش‌ها داشته‌اند. با این حال، حکومت و دستگاه‌های تبلیغی از کنار پایان جنگ و اعلام پیروزی آن که خاتمه‌دهنده‌اش هاشمی‌رفسنجانی بود و به همین دلیل نیز از فرمانده‌کل قوا مدال فتح گرفت، سکوت می‌کنند. سخنان رهبر انقلاب پس از پیروزی ایران در جنگ و هنگام اعطای نشان درجه‌یک فتح به هاشمی‌رفسنجانی به‏عنوان فرمانده جنگ شبهه‌ای باقی نمی‌گذارد که او چه مسئولیت سنگینی را برای پایان یافتن جنگ برعهده داشت.

فرمانده‌کل قوا در آن مراسم با اشاره به «حضور فداکارانه و مدبرانه ایشان {هاشمی } در صحنه‏های جنگ تحمیلی» تاکید کردند: «حقیقتا زبان قاصر است از اینکه آن زحمات و آن فداکاری‌ها را سپاس‌گزاری کند. من آن شب‌های دشوار، آن لحظات برهم و غم و پرمسئولیتی را که ایشان در مقابل چشم همه ما گذراندند که همیشه مورد تشکر امام بزرگوارمان (رضوان‌الله تعالي‌عليه) هم بود، فراموش نمی‌کنم.... خداوند بر شما منت گذاشته و شما را در اعداد خدمت‌گزاران صدیق اسلام قرار داده است. این نعمت بزرگی است.»

جنگ چگونه پایان یافت؟
با این حال جنگ، آن‌چنان که به‌نظر می‌آید، آسان منجر به پیروزی نشد. قطعنامه 598 که در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ صادر شد، قدم اول خاتمه جنگ بود. اما همه اینها منجر به اعلام پیروزی نشد. پیروزی نهایی در نبردی دیپلماتیک بین ایران و عراق به‌دست آمد. جنگ خسارات زیادی برجای گذاشته بود و حتی بین سیاست‌مداران و مبارزان نیز اختلافاتی افکنده بود. تجهیزات نظامی ایران نیز آن‌چنان نبود که بتواند آن را ادامه بدهد. چنان‌که سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد‌ کل نیروهای مسلح و معاون وقت این ستاد نیز در سال ۱۳۹۳ به‌مناسبت هفته دفاع مقدس در برنامه شناسنامه گفته بود: «به‌نظر من قطعنامه ۵۹۸ در تیرماه ۶۷ پذیرفته نشد و سابقه آن به دو، سه سال قبل از آن بازمی‌گردد... از سال 64-65 ضعف‌های ساختاری، زیر‌ساختی و اساسی ما در جنگ هویدا بود. قبل هم بود، اما دیگر عراقی‌ها به جایی رسیدند که به‌شدت قوی شدند؛ اتفاق فاو افتاد و عراقی‌ها خطر را به‌جدیت احساس کردند، همه به حمایت از صدام برخاستند... عراقی‌ها با ۴۰۰ هواپیما و ۱۲ لشکر زمینی جنگ را آغاز کردند؛ این ۴۰۰ هواپیما در طول جنگ ساقط و ۱۲ لشکر منهدم شد. من مسئول شمارش اینها بودم. اما در روزی که ما قطعنامه را پذیرفتیم، عراق ۷۰۰ هواپیمای روز دنیا را داشت و دارای ۵۶ لشکر بود. یک میلیون رزمنده داشت. ما با یک ارتش قدرتمند این‌گونه مواجه بودیم. در مقابل چنین ارتش قدرتمندی هشت ما در گروی ۹ بود؛ حضرت امام‌(ره) اعلام می‌کردند «جنگ، جنگ تا پیروزی»، آیا بدنه کشور به این نحو از جنگ پشتیبانی می‌کردند؟ و آیا جنگ به این نحو ادامه‌پذیر بود؟... ما برای مقابله با سلاح‌های پیشرفته شیمیایی عراقی‌ها حتی ماسک به‌دردبخوری نداشتیم؛ آن ماسک‌های موجود که در فیلم‌ها است نیز از بین ۱۵ عامل شیمیایی، پاسخ‌گوی دو، سه عامل بود؛ آن ماسک‌ها به درد گاز اشک‌آور می‌خورد؛ وقتی گاز اعصاب می‌زدند، این ماسک‌ها عمل نمی‌کرد؛ بچه‌های ما مانند برگ خزان می‌ریختند؛ باید برای این اتفاقات تصمیم‌گیری می‌شد.»

پیروزی در نبرد دیپلماتیک
در چنین شرایطی بود که ایران قطعنامه 598 را پذیرفت. قطعنامه به‌معنای پذیرش آتش‌بس از سوی ایران بود، ولی عراق به حملات خود ادامه می‌داد و مجدداً داخل خاک ایران شد تا نقاط مهمی از جمله خرمشهر را به‌دست بیاورد و با وضع بهتری در مذاکرات حضور داشته باشد، اما موفقیتی به‌دست نیاورد. با این حال، سه سال پس از آن در سال 1369، صدام حسین از ترس آنکه کشور ذیل بند 6 قطعنامه 598 سازمان ملل قرار بگیرد، پیشنهاد مصالحه را به ایران ارائه کرد. در بهار سال 69، نامه‌ای به هاشمی‌رفسنجانی نوشت و از او در‌خواست کرد همدیگر را در مکه ملاقات کنند. یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی‌بخش فلسطین نیز که از نامه صدام آگاهی داشت، در نامه‌ای به هاشمی از او خواسته بود که پیشنهاد صدام را بپذیرد.

میان هاشمی و صدام حسین، 12 نامه رد‌و‌بدل شد. نامه اول صدام که می‌آید، هاشمی موضوع را با رهبری در میان می‌گذارد: «در این‌باره، تلفنی با رهبری صحبت کردم. قرار شد فردا برای بررسی موضوع، شورای عالی امنیت ملی جلسه بگیرد.» روز بعد شورای عالی امنیت ملی با حضور مشاوران سیاسی هاشمی و رهبری جلسه داشت: «درباره نامه صدام بحث کردیم. قرار شد جواب بدهیم و در ابتدا، مذاکره در سطح پایین را بپذیریم.»

بدین‌ترتیب اولین قدم پیروزی در یک نبرد دیپلماتیک آغاز شد. روز بعد از آن حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی پیش‌نویس جواب نامه صدام را نزد هاشمی برد. بعد از آن نیز اعضای شورای عالی امنیت ملی نزد رهبر انقلاب جلسه‌ای را برگزار کرده و روی متن جواب به نامه صدام حسین، رئیس‌جمهور عراق تصمیم‌گیری کردند. قرار شد نامه را وزیر نفت در نشست اوپک، به وزیر نفت عراق بدهد. پاسخ هاشمی به صدام حسین، چندین‌بار توسط خود او چک و اصلاح می‌شود: «‌متن جواب به نامه صدام را اصلاح کردم؛ برای اظهار‌نظر نزد آیت‌الله خامنه‏ای فرستادم... شب برای انجام کارها و تکمیل پاسخ به نامه صدام براساس نظرات آیت‌الله خامنه‌ای، در دفترم ماندم.»

نهایتا نامه اول رئیس‌جمهور ایران در پاسخ به رئیس‌جمهور عراق ارسال می‌شود. علی‌اکبر ولایتی، وزیر خارجه برای هاشمی خبر می‌آورد صدام از طریق وزیر خارجه عمان پیغام داده است که مذاکرات در عمان باشد. هاشمی با رهبری مشورت می‌کند. ایشان موافقت می‌کنند. صدام حسین بلافاصله پاسخ هاشمی را با نامه‌ای دیگر می‌دهد. اصرار کرده است که ملاقات باید بین رهبری و رئیس‌جمهور ایران از یک‌سو و او و جانشینش از سوی دیگر باشد.
چندین نامه دیگر بین آن دو رد‌و‌بدل می‌شود. ایران شرایط خودش را که برقراری صلح میان دو کشور ایران و عراق، اجرای قرارداد 1957 الجزایر، عقب‌نشینی نیروهای عراقی از اراضی اشغال‌شده ایران و آزادی اسیران ایرانی است، اعلام می‌کند و نهایتا در 23 مرداد ماه، پس از آنکه بین دو رئیس‌جمهور 12 نامه رد‌و‌بدل شد، خبر می‌رسد که رئیس‌جمهور عراق تمام شرایط ایران را پذیرفته است. هاشمی در خاطرات خود نوشته است: «‌از ژنو خبر دادند که صدام جواب نامه من را داده و شرایط ما را پذیرفته است.»

فردای آن روز نیز رادیو بغداد، نامه صدام حسین را خطاب به هاشمی خوانده بود. هاشمی نوشته است: «سیل تلفن‏های تبریک راه افتاد؛ پیروزی مهمی است و حاکی از تصمیم عراق به مقاومت در کویت در مقابل آمریکاست که به ما امتیاز داده است. از صبح زود، خبر اعلان اقدام سخاوتمندانه‏ای در ارتباط با ایران را داده بودند و ما منتظر بودیم. آقای یوسف بن‌علوي، وزیر امور خارجه عمان به ملاقات آمد؛ از همکاری ما با عراق نگران بود؛ گفتم در مورد موضوع تجاوز به کویت همکاری نخواهیم کرد و برای خروج از کویت پافشاری می‏کنیم. خبر داد که عربستان سعودی و سایر کشورهای جنوب خلیج فارس، شایق به اصلاح روابط خود با ایران هستند و رئیس‌جمهور آمریکا هم با سلطان عمان، در این خصوص و بررسی راه‌حل مشکل و روابط با ایران، ۴۵ دقیقه حرف زده و خواستار کمک به آزادی گروگان‏های آمریکایی از طرف ماست؛ گفتم نوبت اقدام آمریکا است. همه از پذیرش شرایط ما توسط عراق خوشحالند و آن را پیروزی مهمی می‏دانند. شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت، تصویب شد که اجازه بدهیم هیات عراقی، بتوانند از یکشنبه آینده به ایران بیایند. شب برای تمشیت امور اسرا که بناست آزاد شوند.»

تجربه هاشمی برای احیای برجام
تجربه یک نبرد دیپلماتیک که منجر به پیروزی شیرینی شد، نشان می‌دهد ایرانیان آنجا که لازم است، از جان نیز برای حفظ وطن مایه می‌گذارند اما به‌وقت لزوم، درهای مذاکره را نه‌تنها نمی‌بندند بلکه می‌توانند از این راه دستاوردهای جدیدی داشته باشند و حتی دشمن قسم‌خورده خود را مقهور کنند. مذاکره برای پایان مخاصمه، امر مذمومی نیست؛ خاصه آنکه می‌تواند کشور را وارد دوره‌ای جدید برای سازندگی و پیشرفت کند.

تجربه هاشمی در این نبرد دیپلماتیک، همچنان آموزنده است و می‌تواند نقشه راه باشد. چنان‌که امروز نیز ایران برای احیای برجام و حقوق از‌دست‌رفته خود در میانه یکی از بزرگ‌ترین نبردهای دیپلماتیک است و باید آن را پیروزمندانه به‌پایان برساند. سخنان اخیر حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه ایران که گفته بود «آنچه امروز مردم از ما می‌خواهند این است که به‌اندازه کافی مذاکره کردید و حرف زدید. مردم از ما نتیجه می‌خواهند»، سخن درستی است. مذاکره برای مذاکره و کش‌یافتن آن در طول سالیان گذشته، بسیاری از مردم را دل‌زده و خسته کرده است. نه‌تنها اقتصاد کشور لطمات بسیاری دیده، بلکه آسیب‌هایی در حوزه‌های اجتماعی و حتی سیاسی وارد شده است. اکنون وقت آن است که از نقطه توافق، به خود توافق برسیم، کشور مجددا در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیرد و شور و نشاط اجتماعی در کشور جاری و ساری شود.