مشاوره با آموزش دینی متفاوت است

دکتر سیدامیر امین‌یزدی، استاد روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد_ اخیرا طرحی با موضوع امکان اعطای مجوز مشاوره با رویکرد دینی به حوزه های علمیه در مجلس شورای اسلامی در دست بررسی است که نگرانی زیادی در محافل دانشگاهی و حرفه ای ایجاد نموده است. نقدهای مختلفی از لحاظ علمی، حقوقی و سازمانی توسط سازمان نظام روانشناسی و مشاوره و نیز انجمن های علمی بر طرح مذکور ارایه شده است و از ریاست محترم مجلس شورای اسلامی خواسته اند تا طرح مذکور را از دستور کار مجلس شورا اسلامی خارج نمایند. در نوشتار ذیل تلاش شده است تا از لحاظ معناشناسی به این موضوع پرداخته شود:

1-هر فرهنگی با ارزشها، آداب و رسوم، زبان و مذهب با دیگر جوامع تمایز می یابد. انتقال فرهنگ به نسل جدید به طور طبیعی از طریق خانواده ها، موسسات آموزشی، سازمان های مذهبی و رسانه ها صورت می گیرد. این فرایند اجتماعی شدن (socialization) نامیده می شود.

2-فلسفه حوزه های علمیه در طول تاریخ تشیع و ایران در این راستا اهمیت ویژه می یابد که از طریق وعظ، خطابه، سخنرانی، کتاب و تبلیغات رسانه ای به آموزش دین و آموزه های اسلامی بپردازند تا ازاین طریق ساختار جامعه خداباور و مذهبی باقی بمانند و در نتیجه شهروندان و نسل جدید زندگی اخلاقی و معنادار داشته باشند. هیچکس مخالف این نقش کلیدی در انتقال سنت ها، ارشاد و هدایت دینی جامعه توسط حوزویان محترم نیست. اما به نظر می رسد ایفای این نقش مهم( آموزش، ارشاد و هدایت گری دینی) باعث سوتفاهمی شده است که  گویی این همان مشاوره دینی است و حوزویان می توانند تا در حیطه هایی مثل کودک، فرزندپروری، ازدواج و خانواده به مردم مشاوره دینی دهند. این در حالیست که مشاوره بعنوان یک رشته علمی و حرفه ای تعریف و کارکرد متفاوتی دارد.

3-مشاوره و روانشناسی در دنیای امروز بعنوان یک علم و حرفه معنای اصطلاحی و جهانی خاص خود را دارد. " مشاوران" آموزش می بینند تا در درون ارتباط حرفه ای با مراجع آنها را در حل مسایل روانشناختی، تحصیلی، شغلی و خانوادگی کمک نمایند. حتی هر کدام از این گرایش ها تخصص خاص خود را دارند و یک مشاور نمی تواند در همه این حیطه ها فعالیت نماید. برنامه های درسی آموزش مشاوران که درهمه دانشگاه های دنیا ساختار مشترک دارند شامل آسیب شناسی، ارزیابی و آزمون ها، مداخلات درمانی و توانبخشی است. در حین فرایند مشاوره نکات ظریف و فنی زیادی در برقراری ارتباط خوب، ارزیابی و تحلیل مشکل، هدف گذاری، طراحی عمل مداخله و اجرا وجود دارد که موفقیت مشاور وابسته به فراگیری و تمرین آنها در حین دوره تحصیل دانشگاهی و نیز انجام کارآموزی پس از فارغ التحصیلی است.

4-چنانکه ملاحظه می شود ارشادگری و آموزش دینی با مشاوره حرفه ای تفاوت بنیادین دارد. طلاب و فارغ التحصیلان حوزه های علمیه در حیطه ارشادگری و آموزش تعلیمات اسلامی آموزش دیده اند و فارغ التحصیلان دانشگاهی رشته های روانشناسی و مشاوره در حیطه رواندرمانی و مشاوره آموزش دریافت نموده اند. خلط این مفاهیم و تعمیم کار ارشاد و آموزش دینی به حوزه حرفه ای مشاوره و رواندرمانی می تواند پیامدهای سهمگینی برای مردم داشته باشد. البته بدیهی است که اگر فردی حوزوی در رشته های مشاوره و روانشناسی تحصیل نماید و مدارج دانشگاهی لازم را دریافت کند( کارشناسی ارشد و دکتری) قادر خواهد بود پروانه اشتغال روانشناسی و مشاوره را از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره دریافت نماید و ارایه مشاوره با رویکرد دینی بعد از احراز صلاحیت های علمی مشاوره ای فوق معنا می یابد.

5-اگر نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی این هدف را دنبال می نمایند تا فعالیت ارشاد و آموزش دینی را سازمان دهی نمایند تا افراد با صلاحیت و آموزش دیده این نقش کلیدی را ایفا نمایند و جلوی فعالیت غیرحرفه ای افراد آموزش نادیده گرفته شود لازم است ساز و کار مستقل و مناسب آنرا طراحی و در مراجع رسمی به تصویب برسانند به جای اینکه در کار تخصصی و حرفه ای دیگری ورود نمایند. روانشناسی و مشاوره بعد از دورانی طولانی، با همت مجلس شورای اسلامی و روانشناسان و مشاوران و سازمان های مربوطه، قوام و سازمان خود را تا حد مناسبی یافته است و مورد اعتماد خانواده ها و افراد قرار گرفته است و در شرایط فعلی که جامعه درگیر چالش های سخت معیشتی، روانشناختی و اجتماعی است در حال ایفای نقش مهم خود در رفع مشکلات و کمک به بهداشت روانی افراد و جامعه است. باید مراقب این نهال ثمربخش بود زیرا تبعات سنگین آسیب به این حرفه را مردم و دولت پرداخت خواهند نمود.