با سرمایه‌های اجتماعی خوب برخورد کنیم!

حسین محرابی، پژوهش‌گر_ در هفتۀ اخیر شاهد یک مجادلۀ کلامی در شبکه‌های مجازی بودیم که در مواردی به ایجاد تنش اجتماعی و در مقابل هم قرار گرفتن برخی از گروه‌های اجتماعی منجر شد. این‌گونه رویدادها می‌توانند به سرمایه‌های انسانی و اجتماعی آسیب جدی وارد کنند. در یک جامعۀ متعادل و پیشرفته، سرمایه‌ها دارای اهمیت بسیاری هستند. هم‌چنین در جامعۀ متعادل شرایط به‌گونه‌ای فراهم می‌شود که در مسیری درست، سرمایۀ انسانی به یک سرمایۀ اجتماعی تبدیل شود. در این‌جا باید اشاره کرد که اصطلاح سرمایۀ انسانی به ارزش‌های ناشی از تجربه و مهارت یک انسان اشاره دارد. سرمایۀ انسانی شامل دارایی‌هایی مانند آموزش، هوش، مهارت‌ها، سلامت، وفاداری، حس تعهد، هم‌کاری و مانند آن است. به این ترتیب، سرمایۀ انسانی دارایی یا کیفیت نامشهودی است اما وقتی این دارایی به سرمایۀ اجتماعی تبدیل می‌شود، نُمود و ظهور پیدا کرده و اثر مثبت می‌گذارد.

اگر سرمایه‌ها درست مدیریت شوند، در قالب فعالیت‌های اجتماعی، سرمایۀ انسانی برای افزایش بهره‌وری و در نتیجه سودآوری در زمینه‌های گوناگون اهمیت می‌یابد. پیر بوردیو، اولین کسی بود که نظریۀ سرمایه اجتماعی را در سال ۱۹۸۵ تعریف کرد. او به دنبال درک این موضوع بود که چگونه است که طبقات بالا وضعیت خود را حفظ می‌کنند. به‌نظر او، سرمایۀ اقتصادی نمی‌توانست تنها دلیل بروز این وضعیت  باشد. بوردیو استدلال می‌کرد کمبود سرمایۀ اجتماعی است که از تحرک اجتماعی جلوگیری می‌کند و نابرابری‌های اجتماعی را تقویت می‌کند.

چندی بعد، جیمز کلمن، جامعه‌شناس نیز در مورد اهمیت سرمایۀ اجتماعی مطالبی ‌نوشت. او بحث کرد که چگونه سرمایۀ اجتماعی ابزاری است که انسان‌ها در کنار دیگر ابزارها (سرمایه فیزیکی)، مهارت‌ها یا اختراعات خود (سرمایه انسانی یا فکری) و پول (سرمایۀ اقتصادی) در اختیارشان قرار داده است. سرانجام، در دوران متأخر، رابرت پاتنام، در خصوص نقش و اهمیت سرمایۀ اجتماعی نکات دیگری را مطرح کرد. او استاد سیاست عمومی در دانشگاه هاروارد است و اکنون به‌عنوان چهرۀ مدرن نظریۀ سرمایه اجتماعی شناخته می‌شود. پاتنام استدلال کرد که تغییر رفتار انسان‌ها در یک جامعه منجر به از‌هم‌گسیختگی پیوندهای اجتماعی می‌شود. او گفت که این امر به مشارکت مدنی و توسعۀ اقتصادی آسیب می‌رساند. سرمایۀ اجتماعی بیشتر یا روابط قوی‌تر، قدرت ایجاد جامعۀ مدنی ایمن‌تر، شادتر و سالم‌تر را دارد.

این نظریه نشان‌گر اهمیت سرمایۀ اجتماعی است و توضیح می‌دهد که چگونه مشارکت سرمایۀ انسانی در فعالیت‌های اجتماعی می‌تواند منجر به رشد اقتصادی و موفقیت تجاری بیشتر شود. اما مهم‌تر از جنبۀ اقتصادی، اهمیت سرمایۀ اجتماعی در ایجاد وفاق، هم‌دلی و هم‌کاری مردم یک جامعه است. تصور کنید وارد یک بانک می‌شوید و حتی یک نفر هم سلام نمی‌کند، مردم به تنهایی در خیابان درحال دویدن هستند، برای ناهار در اداره افراد به تنهایی پشت میز خود می‌نشینند یا بسیاری از هم‌کاران حتی در طول روز ارتباط چشمی برقرار نمی‌کنند، همسایگان یک آپارتمان ماه‌ها از حال یکدیگر خبر ندارند؛ در چنین جامعه‌ای یک پدر برای درمان کودک بیمار خود به یک روز مرخصی نیاز دارد و یا انتظار دارد که یک همسایه با خودروی‌اش فرزندش را به بیمارستان برساند. بدیهی است وقتی حتی یک میزان حداقلی و سطحی از تفاهم و ارتباط شخصی وجود ندارد، حل مشکلات و مسائل چقدر سخت می‌شود.

در هر حال سرمایۀ اجتماعی مهم است و باید قدر آن را بدانیم؛ زیرا در رابطه با توسعۀ منطقه‌ای، پیشرفت تحصیلی، سلامت عمومی، عملکرد اقتصادی و تجاری، موفقیت شغلی، نوآوری و عملکرد سازمانی نقش داشته هم‌چنین نشان‌دهندۀ مزایای همکاری و جامعه‌پذیری است چراکه سرمایۀ اجتماعی به‌عنوان نقطه اتصال مردم به‌هم و تسهیل‌کنندۀ روابط انسانی و اجتماعی شناخته می‌شود.