چرا قول آب رایگان برای کشاورزان خطاست؟

سعید خوش‌بین، خبرنگار سازندگی_ رودخانه‌ها خشک شده‌اند، سدها برای مصارف خانگی آب ندارند، آب در شهرها جیره‌بندی شده و مردم برای تامین آب شرب مثل قدیم‌ها باید به سرچشمه‌ها مراجعه کنند؛ آن وقت رئیس‌جمهوری و وزیر کشاورزی‌اش وعده آب رایگان به کشاورزان می‌دهند. وزیر جهاد کشاورزی روز پنج‌شنبه در خبری که برخی رسانه‌ها با عنوان «خبر خوش» از آن یاد کرده‌اند، گفته است: «کشاورزانی که راندمان تولید را بالا ببرند، هزینه آب کشاورزی آنها رایگان می‌شود. کشاورزانی که الگوی کشت را رعایت کنند، از 50 درصد بخشودگی قیمت آب‌بها برخوردار می‌شوند و اگر راندمان تولید را نیز بالا ببرند، هزینه آب کشاورزی آنها رایگان می‌شود.»

جالب این است که ابراهیم رئیسی نیز سخنان مشابهی را هفته گذشته در جمع مدیران ارشد وزارت جهاد کشاورزی مطرح کرده و گفته است: «اصلاح الگوی مصرف آب با رایگان کردن آن برای کشاورزانی که از روش‌های نوین آبیاری از جمله آبیاری زیرسطحی استفاده می‌کنند، باید در دستورکار قرار گیرد.» رئیسی همچنین با اشاره به اهمیت امنیت غذایی پایدار گفته است: «وزارت جهادکشاورزی باید زمینه تامین غذای سالم، با‌کیفیت، ارزان و با منشا داخلی، را در کشور فراهم کند، لذا نقش این وزارت‌خانه در خودکفایی و امنیت غذایی کشور راهبردی و بسیار تعیین‌کننده است.»با مرور آن‌چه رئیس‌جمهوری و وزیر کشاورزی‌اش مطرح کرده‌اند، متوجه می‌شویم وزارت جهاد کشاورزی‌ ماموریت یافته خودکفایی در مواد غذایی را دنبال کند و به همین دلیل، دنبال آن است مصرف آب در بخش کشاورزی را اصلاح کند اما این سوال مطرح می‌شود که وعده آب رایگان برای کشاورزی چقدر قابلیت اجرایی شدن دارد؟

متهم اصلی
دلایل زیادی وجود دارند برای اینکه کشاورزی قابلِ تجارت خاورمیانه را در نزدیکی‌های خط پایان مجسم کنیم. تحولات زیست‌محیطی با سرعتی باورنکردنی در حال تغییر چهره این منطقه هستند. اثرات بحران اقلیمی در خاورمیانه، حوالی خلیج‌فارس، دریای سرخ، پاکستان، نپال، هند، بنگلادش و سریلانکا بیشتر از دیگر مناطق جهان است. این شرایط به‌طور ویژه باعث غیرقابل سکونت شدن بخش‌های زیادی از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس می‌شود و کشاورزی در این مناطق را دستخوش تحولات زیادی می‌کند؛ در نتیجه پیش‌بینی می‌شود جمعیت ساکن این مناطق ناچار به تغییر شغل یا مهاجرت گسترده شوند.

اگر این وضعیت تشدید شود، خطر شیوع بیماری‌های عفونی و انواع آفت‌های مخرب افزایش می‌یابد و احتمال درگیری‌های فرقه‌ای در کشورهای چندقومیتی افزایش پیدا می‌کند. افزایش دمای هوا بر افزایش تعداد امواج دریا هم تاثیر دارد، خطری برای سلامتی انسان است و امنیت آب، غذا و انرژی را کاهش می‌دهد. اکنون ما می‌دانیم که بحران آب‌و‌هوایی بر امنیت ملی و جنگ‌های آینده تاثیر مهمی دارد. دمای بالای هوا، تقاضای مصرف برق را افزایش می‌دهد. همچنین پرخاشگری و ناسازگاری اجتماعی را افزون می‌کند. بهره‌وری اقتصادی و توانایی نهادهای دولتی را نیز به حداقل می‌رساند. برخی نام این پدیده را «تغییرات اقلیمی» می‌گذارند و برخی معتقدند این تغییرات، دوره‌ای و موقتی هستند. این تحولات، هر چه هستند و هر نامی بر آنها بگذاریم، با سرعت در حال دگرگون کردن ایران نیز هستند. کسی چه می‌داند، شاید یک دهه دیگر یا شاید کمتر و بیشتر، مناطق مرکزی ایران به‌طور کامل بیابان و غیرقابل سکونت شوند و شمال ایران، چهره‌ای شبیه جنوب بگیرد. در چنین شرایطی، بخش کشاورزی متهم اصلی اتلاف منابع آب کشور به‌شمار می‌رود. در چند دهه اخیر مصرف آب در این بخش، تصاعدی افزایش یافته و به‌دنبال آن موجودی ذخایر آب‌های زیرزمینی به صورت فزاینده‌ای کاهش پیدا کرده است. اقتصاددانان معتقدند؛ سیاست‌گذاری غلط، منابع‌ آب و بخش کشاورزی را به وضعیتی بحرانی رسانده و مسابقه برای بهره‌برداری بیشتر از آب ارزان، اقتصاد کشور را در چاه «تراژدی منابع مشترک» انداخته است. در چنین شرایطی سیاست‌مدار به زودی ناچار به یک انتخاب تاریخی می‌شود؛ این‌که میان کشاورزی و تداوم حیات، یکی را انتخاب کند.

چرا بحران آب مهم است؟

دلایل زیادی وجود دارند که مساله آب را به حیاتی‌ترین مساله ساختار سیاسی تبدیل می‌کنند.
یکی از مهم‌ترین مشکلات این است که ایران در یکی از کم‌بارش‌ترین مناطق دنیا یعنی در کمربند خشک و نیمه‌خشک جهان واقع است. ضمن اینکه منابع آب در ایران منابع یکنواختی از نظر پراکندگی جغرافیایی نیستند. سوم اینکه قسمت اعظم منابع استراتژیک آب ایران یعنی آب‌های زیرزمینی به علت نبود آمایش سرزمینی مصرف شده است. گفته می‌شود حدود 90 درصد منابع آب زیرزمینی ایران مصرف شده‌اند. مساله فرونشست‌ها، یکی از علایم مصرف منابع آب زیرزمینی است که در ایران نشانه‌های آن به وفور وجود دارد. مساله دیگر که غالب بر همه اینهاست، مساله گرمایش کره‌زمین است. گزارش IPCC که اخیراً منتشر شده است، اشاره می‌کند که گرمایش جهانی قطعی است. این گزارش نشان می‌دهد در خوش‌بینانه‌ترین حالت، هم دما در فلات ایران به شکل قابل‌توجهی افزایش خواهد یافت و در نتیجه تبخیر آب بالا خواهد رفت و هم توزیع و تنوع بارش دگرگون شده و تنوع از برف به باران تغییر کرده و مقدار بارش برف در زمستان کمتر خواهد شد؛ در نتیجه کوهستان‌ها از آن ذخایر استراتژیک که در تابستان آب را آزاد می‌کنند، بی‌بهره می‌شوند. بارش‌های زمستانی کم خواهد شد و بارش‌های تابستانی سیل‌آسا خواهیم داشت. این سیل‌ها در حاشیه جنوبی کشور کمی بیشتر نمود خواهد داشت ولی به صورت کلی، سرزمین ایران به سمت خشک‌تر شدن پیش خواهد رفت.

راه‌حل چیست؟
خیلی از کشورهای جهان با چالش‌های پیچیده‌ای همچون بحران‌های زیست‌محیطی، ناامنی غذایی، ناامنی معیشتی، گرسنگی و فقر مواجهند. شمار چالش‌ها و نااطمینانی‌های موجود و محتمل آینده در همه نقاط جهان در حال افزایش است. همه مردم جهان در برابر چالش‌هایی نظیر دسترسی به غذای سالم و کافی، درآمد و شغل، آب‌وهوا و محیط سالم برای زیست و... آسیب‌پذیرند. در همین راستا، فائو گزارشی منتشر کرده و هشدار داده است در سال ۲۰۵۰، از یک‌سو جمعیت جهان به بیش از ۹ میلیارد نفر می‌رسد و از سوی دیگر، تغییر اقلیم باعث کاهش بارندگی و کاهش تولید مواد غذایی می‌شود. هشدارهای سازمان‌های بین‌المللی حاکی از آن است که جهان به سمت کمبود مواد غذایی می‌رود، مگر اینکه تغییری در رویکردهای سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی و مدیریت بخش کشاورزی و روستایی به وجود آید؛ به‌طوری که به سمت توسعه پایدار بخش کشاورزی و روستایی گام برداشته شود. مسائل مهمی همچون سیاست‌گذاری درست، بهره‌وری، مدیریت بهینه آب و خاک، فناوری، تامین زیرساخت‌های اقتصادی و فناوری ارتباطات، حفاظت و صیانت از منابع طبیعی و توانمندسازی، بیش از هر زمان دیگر مورد توجه قرار گرفته‌اند.
در ایران از دهه 70 به این‌سو، با این هدف که در زمینه تامین گندم به خودکفایی برسیم، سیاست خرید تضمینی محصولات کشاورزی در دستور‌کار سیاست‌گذار قرار گرفت. این سیاست ضمن اینکه به افول بهره‌وری در بخش کشاورزی منجر شد، کاشت محصولات آب‌بر را تشویق کرد و باعث شد کاشت محصولاتی که مناسب اقلیم خشک ایران نیستند، گسترش پیدا کند. این سیاست اکنون نیز در دستور‌کار سیاست‌گذار قرار دارد و جنگ روسیه و اوکراین، اراده سیاسی برای تداوم آن را افزایش داده است. به این ترتیب، با تداوم این سیاست بیم آن می‌رود که تتمه ذخیره آب‌های زیرزمینی کشور از بین برود و روند بیابان‌زایی افزایش پیدا کند. قطعاً دغدغه سیاست‌گذار در تامین گندم مورد نیاز کشور قابل احترام است اما اگر سیاست درستی تدوین نشود، دیری نمی‌پاید که کشور باید میان تامین کشاورزی و آب شرب، یکی را انتخاب کند.

اگر سیاست‌گذار اقتضایی فکر نکند، باید میان عرضه و تقاضای آب تعادلی برقرار کند و مثل همه کشورهایی که در مقاطعی با شوک‌های آب‌و‌هوایی مواجه شده‌اند، باید از طریق مکانیزم‌های درست اقتصادی سیاست‌گذاری داشته باشد؛ در غیر این صورت، تداوم این وضعیت نه به سود کشاورزی است، نه به سود کشور تمام خواهد شد. دادن وعده آب رایگان، سیگنال فراوانی منابع را می‌دهد که می‌تواند منجر به افزایش مصرف شود. راه درست این است که آب در شرایط فعلی به شکل واقعی قیمت‌گذاری شود تا سیگنال کمیابی به جامعه داده شود.

خلاصه آنکه نتیجه بی‌توجهی سیاست‌مداران به ابرچالش آب و محیط‌زیست که موجب کوچک شدن اقتصاد کشاورزی، بیکاری، مهاجرت و خیلی مسائل اجتماعی دیگر شده است، به‌طور قطع می‌تواند اثرات زیادی بر نسل‌های آینده بگذارد. در حالت خوش‌بینانه می‌توان گفت در آینده نه‌چندان دور، کشاورزیِ قابل تجارت در خیلی از مناطق کشور به پایان خود نزدیک شود؛ در حالت بدبینانه هم می‌توان تصور کرد که خیلی از مناطق کشور برای مصرف خانگی هم آب باکیفیت نخواهند داشت.