چرا بازار سهام جان نگرفت؟

نسرین خدادادی، خبرنگار بازار سهام_ گمانه‌زنی‌ها از قطعی بودن مذاکرات خبر می‌دهند اما هنوز هیچ‌ مقام سیاسی بر قطعیت این موضوع صحه نگذاشته است. هفته گذشته همه بازارها تحت‌تاثیر ابهامات و سردرگمی‌های موجود در ریلی نوسانی حرکت کردند. در چنین شرایطی که مذاکرات احیای برجام بیش از آنچه انتظار می‌رفت طولانی شده است، نمی‌توان درباره قطعیت یا عدم قطعیت آن سخن گفت.

بررسی وضعیت دادوستدهای بورسی در هفته گذشته نشان می‌دهد، این بازار با کاهش 62/0 درصدی مواجه شده است؛ به‌طوری‌که نماگر اصلی آن به سطح یک میلیون و 442 هزار واحد عقب‌نشینی کرد. بورس تهران در نخستین روز از هفته معاملاتی گذشته، عملکردی منفی از خود به ثبت رساند. به‌طوری‌که نماگر اصلی تالار شیشه‌ای در این روز حدود 87/0 درصد عقب‌نشینی داشت و نماگر هم‌وزن نیز همگام با نماگر اصلی بازار افتی 42/0درصدی را تجربه کرد. در این روز، ارزش معاملات خرد سهام به حدود دو هزار و 47 میلیارد تومان رسید و برآیند خرید و فروش سهامداران نیز به‌نفع حقوقی‌ها تمام شد. به‌طوری‌که 239 میلیارد تومان توسط حقیقی‌ها از بازار خارج شد.

اما فارغ از آمار و ارقام یادشده، به‌نظر می‌رسد حجم زیادی از نقدینگی موجود در بازار سرگردان است و از طرفی، پول جدیدی وارد بازار نمی‌شود. دلایل زیادی در شکل گرفتن وضعیت موجود دخیل است اما مشخصاً این روزها بازار سهام در بیم نوسانات نرخ ارز به‌سر می‌برد و از طرفی، در انتظار مشخص شدن نتیجه مذاکرات برجام و سیاست‌های پولی و ارزی اتخاذشده توسط دولت است. در چنین شرایطی اغلب سهامداران به تماشاچی‌هایی بدل شده‌اند که انگیزه کافی برای خرید سهام و وارد کردن سرمایه خود به بازار ندارند و منتظر مشخص شدن مسائل موجود در بازار و تحقق شفافیت در فضای معاملاتی بازار سهام هستند.

بسیاری بر این باور هستند که بانکی‌ها و خودرویی‌ها در کنار گروه‌های حمل‌ونقلی می‌توانند نخستین منتفعان از برجام باشند. این در حالی است که به‌نظر می‌رسد، این‌بار با توجه به مسائل موثر بر حوزه سیاسی، حتی برجام بودن برجام نیز تا حدودی زیر سوال است و عواملی نظیر لیست سیاه اف‌ای‌تی‌اف و تحریم‌های موازی می‌توانند تا حدی کار را برای ایران سخت کنند. علاوه بر این‌ها، همچنان تمامی مشکلات ساختاری و بوروکراتیک در خود ایران وجود دارند و نمی‌توان صرف یک توافق را برای چیدن میوه تعامل با اقتصاد جهانی کافی دانست. بررسی آنچه در طول ماه‌های اخیر در خلال مذاکرات موسوم به برجام روی داد، حکایت از آن دارد که اولاً فاصله میان آنچه طرف غربی می‌خواهد با آنچه ایران می‌خواهد، بسیار زیاد بوده است. همین امر سبب شده تا دستیابی به یک توافق، آن هم در شرایطی که برجام بدون هیچ دستاورد خاصی برای ایران در حال مستهلک‌تر شدن است، بیش از پیش، سخت و دست‌نیافتنی به‌نظر برسد.

اما اگر بخواهیم نگاهی واضح‌تر و تحلیلی‌تر به این مساله داشته باشیم، باید بگوییم که بازار سهام نیز به‌‌عنوان بخشی از اقتصاد کشور نمی‌تواند عملکردی جدا از سایر بخش‌ها داشته باشد. آنچه در هفته‌های اخیر تحت عنوان اقبال به صنایع برجامی در بورس تهران مشاهده شده است، به‌نظر می‌رسد بیش از آنکه ناشی از اطمینان قطعی از خروجی برجام جدید باشد، به سبب تجربه شیرینی است که حصول توافق اصلی در سال ۱۳۹۴ در بازار سرمایه رقم زد.
از تمامی اینها که بگذریم، باید به دوگانه‌ای بنگریم که سیاست‌های ارزی دولت در روز پس از توافق و بعد از آن می‌تواند بر صنایع اثر بگذارد. در صورتی که افزایش منابع ارزی سیاست‌گذاران پولی را به آن بی‌راهه تکراری ببرد که در طول سال‌های اخیر وجود داشت، می‌توان گفت که سرکوب نرخ ارز در ایران دوباره آغاز خواهد شد و تولید برای آن دسته از نمادهای بورسی که فروش خارجی ندارند، به‌مراتب سخت‌تر خواهد شد چرا‌که کالاهای خارجی به سبب ارزان نگه داشته شدن قیمت ریال و جلوگیری از تطبیق با ارزهای خارجی، راهی برای رقابت نخواهند داشت؛ مگر آنکه دولت نخواهد به هر ترتیبی قیمت ارز را کنترل کند.  این تصور مذکور، مخصوصاً در شرایطی که شرایط سیاسی تحریم‌ها دولت‌ها و مسئولان اقتصادی را بیش از هر وقت دیگری کوته‌بین کرده و افق دید آنها را کاهش داده است، امر بعیدی نیست، مگر آنکه بگوییم ایران برای پا گذاشتن به عصر جدیدی از تعامل بین‌المللی، برنامه دقیق اقتصادی، رویکرد اقتصاد سیاسی مناسب و از همه مهم‌تر، نظام اداری منسجم متناسب با نیاز کشور در جهت پیوستن به قافله اقتصاد جهانی را دارد؛ رویایی که تاکنون محقق نشده است.