به نهضت عبور کردن از کتاب بپیوندیم

حسین محرابی، پژوهش‌گر_ به اشتراک گذاشتن کتاب، یک عادت قدیمی است که امروزه به شیوۀ دیگری شاهد رواج مجدد آن هستیم. در دهۀ 30 و اواخر 50 خورشیدی، فروش کیلویی، چاپ کتاب قطع کوچک موسوم به قطع جیبی، چاپ کتاب روی کاغذ ارزان‌قیمت کاهی و در نهایت اجاره دادن کتاب، از روش‌های فرا‌گیر کردن مطالعه کتاب بودند. امروزه نیز بازگشت یک عادت قدیمی، یعنی مطالعه کتاب کاغذی و افزایش تعداد خوانندگانش امیدوارکننده است. به همین جهت هدیه کردن کتاب به شیوه رها کردن آن در مراکز عمومی، یک عادت جدید برای رواج کتاب‌خوانی و ترویج فرهنگ شده است اما ماجرا چگونه شکل گرفت؟

امروزه در اغلب کشورهای دنیا بسیاری از علاقه‌مندان به کتاب، حتی وقتی کتاب را نمی‌خوانند، هر جا که می‌روند آن را هم‌راه خود می‌برند؛ مثل یک هم‌سفر، کتاب‌شان را با خود حمل می‌کنند. بنا‌بر اذعان بسیاری از این گروه افراد، آنان به این ترتیب خیلی کمتر احساس تنهایی می‌کنند. هم‌چنین علاقه‌مندان به کتاب، تک‌تک کتاب‌هایی را که می‌خرند، نگه‌داری می‌کنند اما در حال حاضر، بنا به دلایل گوناگون کاری و افزایش اجاره‌نشینی، مردم بیش از قبل نقل مکان می‌کنند. مشکل آن‌ها احتمالاً با زندگی در یک فضای کوچک‌تر مضاعف می‌شود. حمل‌ونقل کتاب‌ها یک مشکل است و کمبود فضا برای نگه‌داری کتاب‌های جدیدتر، مشکل دیگری است. این‌ها و احتمالا دلایل دیگر، موجب رونق اهدای کتاب به شیوۀ جاگذاشتن آن شده است. یکی از اولین اهداکنندگان کتاب به روش جدید می‌گوید: «در یک صبح خاکستری و سرد لندن، بدون این‌که به موضوع خاصی فکر کنم در راه خروج کتابم را به‌دستم گرفتم. سوار قطارم شدم.

با ناراحتی از سفر طولانی پیش‌رو، روبه‌روی مرد مسنی نشستم که واقعاً از خواندن کتابش لذت می‌برد. او متوجه نشستن من در نزدیکش نشد. نگاهش کردم که چند صفحه آخر کتاب را ورق می‌زد، او بسیار خندان و راضی بود. بعد دیدم که یک خودکار بیرون آورد، چند کلمه داخل جلد کتاب نوشت و بعد کتاب را بست و روی صندلیِ کنارش گذاشت. فقط آن موقع بود که متوجه حضور من در کنارش شد. وقتی نوبت پیاده شدنش رسید، بدون این‌که کتابش را بردارد، به سمت در رفت. او را صدا زدم و گفتم چیزی را فراموش کرده است. در پاسخم گفت: اشکالی نداره عزیزم، تمومش کردم. کتاب را برداشتم صفحه اول را ورق زدم و دیدم نوشته شده بود: از این یکی لذت بردم. امیدوارم شما هم این کار را انجام دهید. جورج، متولد ۱۹۴۵ میلادی.»

این عمل امروزه «عبور کردن از کتاب» نام دارد. هدف نهایی «عبور کردن از کتاب» این است که «کل دنیا را تبدیل به یک کتاب‌خانه کند.» اهدا‌کنندگان کتاب، کتاب‌های خود را در جایی که فکر می‌کنند ممکن است برداشته شود، رها می‌کنند و هر کسی آزاد است هر زمان می‌خواهد، آن را بردارد؛ بعد از مطالعه، او هم آن کتاب را برای دیگری در محلی مناسب قرار می‌دهد. یکی از بنیان‌گذاران اولیۀ این نهضت، ران هورنبیکر، این عمل را به‌عنوان «گروه کتاب‌خوانی که هیچ مرز جغرافیایی نمی‌شناسد» توصیف می‌کند.

این عمل برای مدت طولانی است که در میان کتاب‌شناسان رایج شده و در حقیقت نوعی ارتباط، تبادل افکار و احساسات، تقویت فرهنگ و در نهایت گسترش مطالعه و کتاب‌خوانی است. بنابراین دفعۀ بعد که «کتابی در طبیعت» دیدید، آن را بردارید. احتمالاً این کتابی است که هرگز نخوانده‌اید. هم‌چنین به کسی فکر کنید که آن را آن‌جا گذاشته و مثل شما شور و اشتیاق مشابهی دارد. اما از همه مهم‌تر، از این به بعد، وقتی کتابی را تمام کردید، آن را در هر کجا که هستید، بگذارید. شما با این کار، روزِ کسی را می‌سازید، و چه کسی می‌داند، شاید به زندگی و آینده او نیز کمک شایانی کرده باشید!