رئیس جمهور ترکیه چرا اصرار دارد علم اقتصاد را نادیده بگیرد؟

سعید خوش‌بین، خبرنگار سازندگی_ حتی بهترین و خوش‌نام‌ترین سیاست‌مداران ممکن است به این نتیجه برسند که اقتصاددانان اشتباه می‌کنند و نباید به توصیه‌های آنها گوش کرد. اخیرا مسعود نیلی در گفت‌وگو با مجله «آگاهی‌نو» خاطره‌ای عبرت‌آموز از دوران حضورش در دولت سازندگی تعریف کرده که در واقع، یکی از مصداق‌های واضح بی‌اعتنایی سیاست‌مداران به دانش اقتصاد است.

مسعود نیلی در این گفت‌و‌گو با اشاره به ‌این‌که «حتی مرحوم هاشمی اعتقادی به این‌که نقدینگی، تورم را ایجاد می‌کند، نداشت» ماجرای «ارز رقابتی» را شرح داده است که طی آن قیمت ارز از هفت تومان، به 100 تومان افزایش پیدا کرد. آن روزها مرحوم هاشمی این ذهنیت را داشت که اگر دولت قیمت‌های دوگانه ارز را بردارد و بازار یک‌دست شود، قیمت‌ در بازار آزاد به شکل قابل‌توجهی پایین‌تر می‌آید و شاید به محدوده 20 تا 30 تومان برسد. در آن مقطع سه نرخ وجود داشت؛ نرخ هفت تومانی، نرخ ارز رقابتی که 100 تومان اعلام شد و نرخ بازار آزاد هم 140 تومان بود. با اعلام سیاست جدید و معرفی ارز ۱۰۰ تومانی به آحاد اقتصادی اعلام شد که هر کالایی در سبد ارز رقابتی وارد شود، از قیمت‌گذاری معاف است. پس به‌نوعی آزادسازی قیمت انجام شد، و بعد هم دولت اعلام کرد هر کس به هر میزان که ارز می‌خواهد، بخرد و بیاورد. یعنی محدودیتی نگذاشتند اما اعلام کردند هر کس از ارز هفت تومانی استفاده می‌کند، باید قیمت‌گذاری و سازوکار سازمان حمایت را بپذیرد. تا اینجا سیاست خوبی به‌نظر می‌آمد. اتفاقا بعد از اجرا، قیمت ارز از ۱۴۰ تومان تا ۱۰۴ یا ۱۰۵ تومان پایین آمد. چند ماه گذشت و مرحوم هاشمی اعلام کرد که وقتش رسیده تا قیمت ارز رقابتی را از ۱۰۰ تومان به ۸۰ کاهش دهیم.

آن روزها «مسعود روغنی‌زنجانی» ریاست سازمان برنامه و بودجه را بر عهده داشت و مسعود نیلی معاون اقتصادی او بود. این دو وقتی با این احتمال مواجه شدند، تصمیم گرفتند با رئیس‌جمهوری صحبت کنند. روغنی‌زنجانی و مسعود نیلی به‌اتفاق به دیدار مرحوم هاشمی رفسنجانی می‌روند و با ارائه چند دلیل، توصیه می‌کنند که دولت بهتر است این کار را نکند. مسعود نیلی در این دیدار به مرحوم هاشمی می‌گوید: «‌اگر نرخ ارز رقابتی را پایین بیاورید، قیمت بازار آزاد افزایش پیدا می‌کند.» هاشمی مخالفت می‌کند اما مسعود نیلی روی وایت‌بردی که در اتاق رئیس‌جمهور است، توضیح می‌دهد که چگونه این اتفاق خواهد افتاد. هاشمی باز هم قبول نمی‌کند و در نهایت می‌گوید: «‌آقای نیلی این‌ فرمول‌ها برای ما نیست. ما تصمیم را گرفته‌ایم و بروید کمک کنید که اجرایی شود.»

مدتی بعد، این تصمیم عملی می‌شود و دولت قیمت ارز را 80 تومان اعلام می‌کند. به‌محض اعلام این سیاست، قیمت بازار آزاد ارز به 120 تومان افزایش پیدا می‌کند. دوباره مسعود روغنی‌زنجانی و مسعود نیلی به دیدار رئیس‌جمهوری می‌روند و یادآوری می‌کنند که این وضعیت را پیش‌بینی کرده بودند و می‌گویند: «دیدید قیمت بالاتر رفت؟» اما با کمال تعجب باز هم مرحوم هاشمی نمی‌پذیرد. مسعود نیلی می‌پرسد «‌اگر نظر ما اشتباه است، چه دلیلی برای افرایش قیمت ارز وجود دارد؟»، که هاشمی پاسخ می‌دهد: «‌به اندازه کافی نرخ را پایین نیاورده‌ایم و باید آن را ۶۰ تومان اعلام کنیم تا درست شود.»

مسعود نیلی که در این مقطع، معاون اقتصادی سازمان برنامه و رئیس کمیسیون شورای اقتصاد است، از هاشمی می‌خواهد این تصمیم در کمیسیون و شورای اقتصاد مطرح شود. مرحوم هاشمی می‌پذیرد و موضوع به کمیسیون ارجاع می‌شود. به این ترتیب، موضوع در دستور جلسه کمیسیون شورای اقتصاد قرار می‌گیرد. نیلی شب قبل از برگزاری جلسه، تا صبح بیدار می‌ماند و گزارش مفصلی تنظیم می‌کند که 9 بند دارد و توضیح می‌دهد که چرا این تصمیم اشتباه است. این گزارش در کمیسیون ارائه می‌شود و کمیسیون هم، با وجود ترکیب نامتجانسی که دارد، آن‌را تصویب می‌کند. فردای آن روز در نشست شورای اقتصاد این گزارش قرائت می‌شود اما واکنش شدید مرحوم هاشمی را به دنبال دارد. تا گزارش مسعود نیلی تمام می‌شود، ایشان با ناراحتی می‌گوید: «در سازمان برنامه چه خبر است؟ سازمان متعلق به رئیس‌جمهور است و شما باید نحوه‌ اجرای کاری که رئیس‌جمهور می‌خواهد را بیاورید؛ نه این‌که بیایید و با ما مخالفت کنید.»
این برخورد در نهایت منجر به خروج نیلی از سازمان برنامه می‌شود.

اتفاق مشابه در ترکیه
رجب طیب اردوغان نیز همین اواخر رفتار مشابهی داشته و در حالی که اقتصاد ترکیه تورم ۸۰ درصدی را تحمل می‌کند، بانک مرکزی را وادار کرده است بر‌خلاف انتظارات، نرخ بهره را یک واحد دیگر کاهش دهد. تورم ترکیه که تا سپتامبر سال گذشته، زیر ۲۰ درصد بود و به دلیل بحران انرژی، بدهی‌های ترکیه و اثرات منفی کرونا بر کسب‌وکارها، به‌ویژه گردشگری این کشور رو به افزایش گذاشت. در مواجهه با این اقدام، اردوغان بر نظر خود مبنی بر کاهش نرخ سود تاکید کرد و سیاست پولی کشورش را از مسیری که دانش اقتصاد ترسیم کرده بود، خارج کرد. به این ترتیب، نرخ بهره که مطابق اصول اقتصادی در برخورد با تورم بالا، افزایش می‌یابد، به «فرمان» رئیس‌جمهور کاهشی شد. در این مدت، نرخ بهره از ۱۹ درصد به ۱۳ درصد کاهش یافت و در مقابل این نرخ تورم بود که از سطح ۸۰ درصد فراتر رفت.

همان‌طور که مرحوم هاشمی رفسنجانی اعتقاد داشت نرخ ارز به هر شکل ممکن باید پایین بیاید، رجب طیب اردوغان نیز باور دارد که نرخ بهره بالا، دشمن اقتصاد است؛ بنابراین هر مدیری که با این رویکرد مخالف بوده، از سمت ریاست کلی بانک مرکزی اخراج کرده است. به همین دلیل در سه سال گذشته، چهار مدیر جدید بر این صندلی تکیه زده و هر کدام که بر اصول علم اقتصاد پایدار مانده‌اند، مورد غضب اردوغان قرار گرفته‌اند. احتمالا در حال حاضر در ترکیه نیز یک مسعود نیلی در حال بستن چمدان‌های خود برای خروج از بانک مرکزی است.