چرا احیای برجام به زمستان گره خورده و ایران کجای مناقشه گازی ایستاده است؟

سعید خوش‌بین، خبرنگار گروه سازندگی_ زمستانی دیگر در راه است و باید سخت نگرانش بود. نه این‌که زمستان پیش‌رو، سوز‌و‌سرمای بیشتری داشته باشد، یا این‌که طولانی‌تر از زمستان‌های قبل باشد، نه؛ زمستانی سیاسی پیش‌رو داریم. پیش نیامده که هنوز تابستان تمام نشده باشد، سیاست‌مداران برای هم خط‌و‌نشان بکشند. اصلا تا حالا زمستان گروگان گرفته نشده است اما ابرهای سیاه سیاست از زمستانی سخت خبر می‌دهند. این روزها پیام‌های رسمی و غیر‌رسمی زیادی میان سیاست‌مداران کشورهای مختلف رد‌و‌بدل می‌شود؛ بعضی پیام‌ها تهدیدآمیز است و برخی صلح‌آمیز اما حتی پیام‌های صلح‌آمیز هم بدون تهدید نیستند. مردم اروپا که گرم‌ترین تابستان 50 سال گذشته را تجربه کرده‌اند، حالا باید منتظر سردترین زمستان هم باشند؛ با این تفاوت که تابستان گرم، نتیجه بازی اقلیم است اما زمستان سرد، نتیجه بازی سیاست‌مداران.

ولادیمیر پوتین گلوگاه عرضه گاز روسیه را می‌فشارد و بحران روزبه‌روز بدتر می‌شود. در دهه گذشته چندین فاجعه روی داد که نزدیک بود اروپا را از هم فروپاشد. از میان این فجایع می‌‌توان به بحران یورو در اوایل دهه 2010 و بحران مهاجرت در 2015 اشاره کرد. تکانه انرژی در زمستان 2022 به آن فجایع افزوده می‌شود. یک‌بار دیگر، اتحاد و اراده قاره اروپا در بوته آزمایش گذاشته می‌شود. بسیاری از اروپاییان هنوز فاجعه گازی را احساس نمی‌کنند اما در بازارها چراغ‌های قرمز چشمک هشدار می‌زنند.

قیمت تحویل گاز در زمستان امسال به 182 یورو (184 دلار) در مگاوات‌ساعت رسیده که تقریباً معادل بهای آن در اوایل ماه مارس و زمانی است که روسیه به اوکراین حمله کرد. این قیمت، هفت برابر سطوح قیمتی درازمدت گاز است. بازار گاز، بازاری است که روسیه در آن دست بالا را دارد. صادرات نفت روسیه به‌طور میانگین 10 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را در پنج سال گذشته تشکیل می‌داد و اقتصاد روسیه با قطع صادرات نفت سقوط خواهد کرد. به همین دلیل است که روسیه از روش‌های غیرعادی و عمدتاً موفق استفاده می‌کند تا تحریم نفت خام توسط غرب را بشکند. اما صادرات گاز معادل فقط دو درصد تولید ناخالص داخلی کشور است و این کشور به راحتی می‌تواند بدون آن دوام آورد. بنابراین روسیه با بستن شیرهای گاز بر اروپا، بسیار بیشتر از آسیبی که خود می‌بیند، درد و رنج را نصیب اروپا می‌کند.

بازار تهدید
در روزهای گذشته، تهدیدهای زمستانی به ترجیع‌بند اظهارنظرهای سیاست‌مداران ایرانی و روسی تبدیل شده است. این کشور روز چهارشنبه عرضه گاز به اروپا را متوقف کرد. هر چند روسیه اعلام کرده که این قطعی  به خاطر تعمیر و نگه‌داری خطوط انتقال گاز انجام شده و موقتی است اما شکی نیست که این یک تهدید رسمی است. این بار اول نیست که روسیه انتقال گاز از طریق «خط لوله نورد استریم یک» را قطع می‌کند. یک ماه پیش هم به مدت 10 روز انتقال گاز از طریق این خط لوله به اروپا قطع شد. روسیه برای قطعی‌ها بهانه هم دارد؛ مسکو می‌گوید؛ تحریم‌ها عامل کاهش عرضه گاز این کشور به اروپا شده است چراکه مانع از ارسال و نصب تجهیزات می‌شود. علاوه بر این از زمان آغاز جنگ، روسیه عرضه گاز به بلغارستان، دانمارک، فنلاند، هلند و لهستان را نیز به طور کامل قطع کرده است.(‌اقتصاد نیوز)

با همه این‌ها، برخی هنوز باور ندارند که روسیه بتواند در عالم واقعیت این تهدید را عملی کند. از جمله اوون متیوز، روزنامه‌نگار بریتانیایی که می‌گوید: «‌تبلیغات ولادیمیر پوتین را باور نکنید. حال اقتصاد روسیه خوب نیست. با توجه به اینکه تحریم‌های غرب تا 40 درصد تولید ناخالص داخلی روسیه را به خطر انداخته است، اطمینان پوتین برای چرخش اقتصادی به شرق دروغ است و به نظر می‌رسد که تهدیدات او برای ایجاد مشکل در تامین گاز به اروپا، معادل بستن جلیقه انتحاری است.»(تجارت فردا)

ایران کجای بازی ایستاده است؟
ایران نیز در آستانه توافق هسته‌ای با غرب ترجیح داده از فضای به‌وجود‌آمده بهره‌برداری کند و امتیازهای بیشتری از غرب بگیرد. اخیرا نامه‌ای رسمی از سوی مقامات ایران به مقامات اتحادیه اروپا ارسال شده که در آن خواسته‌های جدیدی مطرح شده است. برخی معتقدند ممکن است غرب وارد این بازی نشود و به خواسته‌های ایران وقعی ننهد و برخی نیز معتقدند، زمستان پیش‌رو می‌تواند ابزار خوبی برای چانه‌زنی با غرب باشد.  در چنین شرایطی، مشاور تیم مذاکره‌کننده ایران در توئیتی تهدیدآمیز نوشت: «زمستان نزدیک است و اتحادیه اروپا با بحران انرژی فلج‌کننده مواجه است.»

البته مشخص نیست هدف محمد مرندی از این توئیت چه بوده است چون بازگشت ایران به بازار‌های جهانی انرژی به این زودی‌ امکان‌پذیر نیست و ممکن است ایران در کوتاه‌مدت مقداری نفت برای صادرات داشته باشد اما در کوتاه‌مدت قادر به انتقال گاز به اروپا نیست. واضح است اگر غرب، گاز ایران را جانشین گاز روسیه کند، شرایط برای ایران از اساس فرق می‌کند و به‌طور قطع، اتفاقات قابل‌توجهی رخ می‌دهد. محمد مهدی بهکیش معتقد است: «اگر این اتفاق رخ دهد؛ درآمدهای ایران به شدت افزایش پیدا می‌کند، روابط تجاری ایران در سطح بین‌الملل گسترش می‌یابد و حضور اروپاییان در کشورمان بیشتر می‌شود. آنها به دلیل نیازشان با خود تکنولوژی و کارشناسان ماهر می‌آورند و در نتیجه بر پایه تجارتی که ایجاد می‌شود، اصلاحات مورد نیاز کشورمان با سرعت بالاتری صورت می‌گیرد.»

البته چنین اتفاقی منوط به این است که تهران و واشنگتن برای احیای توافق هسته‌ای موافقت کنند و تحریم‌های اقتصادی سخت‌گیرانه‌ علیه ایران لغو شود. اما برخی نیز معتقدند حتی اگر همین امروز توافقی حاصل شود، اجرای آن پیچیده و مرحله‌ای خواهد بود و احتمالاً چند ماه طول می‌کشد تا تحریم‌ها علیه ایران لغو شود. قطر وعده داده از میادین گازی مشترک خود با ایران، به اروپا گاز صادر می‌کند. نه‌فقط قطر، که دو کشور دیگر منطقه یعنی امارات متحده عربی و عربستان نیز امروز به اصلی‌ترین صادرکنندگان گاز به اروپا بدل شده‌اند.

خود روسیه، آتش‌افروز جنگ با اوکراین، از این آشوب برای فروش بیشتر نفت و گاز (با واحدهای دیگر ارزی به جز دلار) به کشورهای غیراروپایی استفاده می‌کند و به زودی هم بهره بیشتری خواهد برد؛ اما ایران که گزینه اصلی صادرات گاز به اروپا بود، تا امروز هیچ سهمی از فرصت ایجادشده نبرده است. اگرچه ایران دارای دومین منابع گازی جهان است؛ اما اگر مراقبت نکند، ممکن است به واردکننده گاز تبدیل شود. مهم‌ترین مانعی که در حال حاضر برای صادرات گاز وجود دارد، عدم سرمایه‌گذاری است. در زمستان گذشته، تولید گاز ایران از 800 میلیون مترمکعب گذشت، اما مصرف در پیک سرما به 950 میلیون مترمکعب هم رسید و از این جهت ما روزانه چیزی حدود 200 میلیون مترمکعب در فصل سرما کسری داریم. در صورتی که بخواهیم به توافقی دست پیدا کنیم، باید به تحقق سرمایه‌گذاری در توسعه صنعت گاز بپردازیم. از سال آینده میدان پارس جنوبی که حدود 70 درصد گاز ایران را تامین می‌کند، وارد نیمه دوم عمر خود می‌شود و هر سال، 10 میلیارد مترمکعب تولید آن کم می‌شود.

این نکته‌ای کلیدی است که باید به آن توجه کنیم. افت تولید این میدان هر سال ادامه خواهد داشت و به این ترتیب، کسری گاز ایران در زمستان‌ها افزایش پیدا می‌کند. نکته مهم‌تر این است که ایران با رشد مصرف گازی روبه‌رو است. سال گذشته مصرف گاز داخلی ایران شش میلیارد مترمکعب افزایش پیدا کرد و به 238 میلیارد مترمکعب رسید. در واقع ما تنها 17 میلیارد گاز اضافی برای صادرات به عراق و ترکیه داشتیم که آن را هم با استفاده از سوخت‌های جایگزین که خیلی برای کشور آلوده‌کننده بودند (مثل مازوت و گازوئیل)، توانستیم انجام دهیم.(دنیای اقتصاد)

سررشته این کلاف، به مذاکرات هسته‌ای و تحریم‌ها بازمی‌گردد. در پایان دور هشتم مذاکرات (پیش از تحویل سال 1401) برخی از کارشناسان اعلام کردند باید پیشرفت مذاکرات هسته‌ای با تحریم بازار انرژی روسیه را به فال نیک گرفت؛ چرا‌که ایران به‌عنوان دومین کشوری که دارای بیشترین ذخیره گازی است، بعد از تحریم‌ها با کمترین زمان ممکن (حدود یک ماه) می‌تواند به بازار گازی اروپا بازگردد تا هم نیاز این بازار را تامین کند و هم با بالاترین سرعت، پول حاصل از این فروش را به اقتصاد کشورش تزریق کند. اما همین کشور امروز نه‌تنها چنین فرصتی را از کف داده، که دیگر حتی در میان 10 کشور صادرکننده گاز نیز قرار ندارد. روسیه، ایالات متحده، قطر، نروژ، استرالیا، کانادا، الجزایر، نیجریه، هلند و اندونزی، 10 کشوری هستند که جایی برای گاز ایران باقی نگذاشته‌اند.

به نقل از برخی تحلیل‌گران، می‌توان گفت هنوز هم فرصتی باقی مانده است. باید واقع‌بین بود، ایران در شش ماه گذشته از بازار گاز اروپا جاماند؛ اما هنوز هم می‌تواند شانس خود را امتحان کند. ضریب خطای این آزمون‌و‌خطا زمانی کم می‌شود که مذاکرات فرسایشی هسته‌ای،‌ نامه‌نگاری غیرمستقیم آمریکا و ایران، دخالت‌های گروه‌ها و کشورهای حامی تحریم به پایان برسد. راه نفس ایران از مسیر رفع تحریم و فروش گاز به اروپا باز می‌شود؛ چیزی شبیه شانس دوباره برای اقتصاد ایران.

چشم‌انداز سرد
دولت‌ها از همین حالا خود را برای نجات تاسیسات فلج‌شده در فرانسه و آلمان آماده می‌کنند و برخی سرمایه‌گذاران پیش‌بینی می‌کنند که کدام‌یک از بنگاه‌های صنعتی در اواخر امسال و با آغاز سهمیه‌بندی ورشکسته خواهند شد. اکثر سیاست‌مداران اروپایی درباره گزینه‌های دشوار پیش‌رو با عموم مردم روراست نیستند اما حتی مبادله‌گران پرسابقه انرژی که به جنگ‌ها و کودتاها عادت کرده‌اند، ابراز نگرانی می‌کنند. با وجود تحریم‌ها و باج‌خواهی‌های روسیه که تهدید قطع دسترسی اروپا به مهم‌ترین عرضه‌کننده‌اش را به رخ می‌کشند، موضوع گاز به یک گلوگاه حیاتی تبدیل شده است. گاز، یک‌چهارم تقاضای انرژی در اروپا را پاسخ می‌دهد و روسیه، یک‌سوم این گاز را تامین می‌کند. این ارقام برای برخی کشورها از جمله آلمان بالاترند. برخلاف نفت و زغال‌سنگ که قابل جایگزینی هستند و در سطح جهان مبادله می‌شوند، گاز را یا باید از طریق لوله یا به شکل مایع انتقال داد. تبدیل گاز به مایع به تاسیساتی نیاز دارد که ساخت یا تغییر کاربری آنها چند سال طول می‌کشد. آقای پوتین تمام اینها را به خوبی می‌داند.‌(یورونیوز)

تا همین چند هفته پیش و به برکت محموله‌های گاز مایع ارسالی از آمریکا و دیگر نقاط، چنین به‌نظر می‌رسید که اروپا می‌تواند از رویدادی ناگوار اجتناب ورزد. تقاضای گاز، یک تقاضای فصلی است؛ بنابراین لازم است در بهار و تابستان ذخایر زیادی انباشته شوند. موجودی تانکرهای ذخیره اروپا از 26 درصد در ماه مارس، به بیش از 50 درصد در ژوئن رسید و انتظار می‌رفت تا نوامبر به 80 درصد برسد. این میزان حداقل مقدار لازم برای گذر از زمستان است. اما اکنون تصویر پیش‌رو یک‌بار دیگر ناخوشایند می‌شود. بخشی از عوامل بروز این وضعیت هستند. اما بزرگ‌ترین مشکل را باید در جریان گاز به اروپا از طریق شرکت گازپروم جست‌وجو کرد که انحصار گاز روسیه را در دست دارد. این جریان که با نصف سطوح عادی برقرار بود، باز هم کاهش یافته است. روسیه می‌گوید که فرآیند نگه‌داری خط لوله «نورداستریم یک» از 11 ژوئن آغاز شده و تا 22 جولای ادامه می‌یابد اما روسیه برای جبران کمبود عرضه از طریق لوله‌های جایگزینی که از مسیر اوکراین می‌گذرند، اقدامی انجام نداده است. از آنجا که مبادله‌گران عقیده دارند آقای پوتین عمداً عرضه را کاهش می‌دهد، قیمت‌های تحویل در دو زمستان پیش‌رو یعنی 2024-2023 به چهار برابر سطوح عادی می‌رسد. مصرف‌کنندگانی که گاز را به‌طور مستقیم برای گرمایش و آشپزی یا به‌طور غیرمستقیم به شکل برق مصرف می‌کنند، هیچ تصوری از آسیب‌های احتمالی ندارند.

در حال حاضر، سقف قیمتی گاز، یارانه‌ها و قراردادهای درازمدت از آنها محافظت می‌کند. هر فرد آلمانی حداقل 70 درصد کمتر از بهای بازاری گاز را می‌پردازد. مصرف‌کنندگان صنعتی از قبیل بنگاه‌های مواد شیمیایی و شیشه‌سازی به همراه فهرست بزرگی از کسب‌وکارها شامل بسیاری از قهرمانان آلمان به دردسر افتاده‌اند. طبق گزارش بانک UBS، توقف جریان گاز روسیه در اروپا رشد تولید ناخالص داخلی را 4‌/3 واحد درصد پایین می‌آورد و تورم را تا 7‌/2 درصد بالا می‌برد. این آسیب در آلمان شدیدتر خواهد بود. شاید بگویید که رکود و تورم قابل تحمل هستند؛ همان‌گونه که می‌دانیم، در جریان همه‌گیری کووید در اروپا، تولید ناخالص داخلی تا شش درصد کاهش یافت اما تهدید انرژی بسیار گزنده‌تر است. کمبود گاز به سیاست «همسایه‌ات را فقیر کن» (تضعیف دیگران برای حل مشکلات خود) دامن می‌زند. دولت‌ها گاز را احتکار و جریان آن به کشور بعدی را متوقف می‌کنند. بریتانیا قبلاً چنین تهدیدی را اعلام کرده بود. شکاف بهای کلی‌فروشی گاز در کشورهای مختلف اتحادیه اروپا، خطر ازهم‌پاشیدگی بازار واحد را پیش می‌کشد. بدهی‌های دولت‌ها در بالاترین میزان تاریخی خود هستند. تکانه رکود تورمی نگرانی از نکول یا حتی بروز بحران بدهی ایتالیا را پیش می‌کشد که می‌تواند کل منطقه یورو را تهدید کند. علاوه بر این، اعتراضات عمومی مربوط به بهای انرژی می‌‌تواند اتحاد این قاره علیه پوتین را متزلزل کند. به خاطر تمامی این دلایل است که دولت‌های اروپایی باید به‌پاخیزند و از هم‌اکنون با تکانه انرژی مقابله کنند.