آیا گاز ابزار خوبی برای چانه‌زنی روسیه است؟

مهتا معرفت، مترجم_ یکی از گمراه‌کننده‌ترین ادعاهای ولادیمیر پوتین این است که روسیه می‌تواند در مسیر صادرات گاز خود تغییر ایجاد کرده و گاز خود را به جای اروپا، به آسیا بفروشد. این ادعا به‌نظر افسانه‏ای بیش نیست. تحلیل دقیق کلان اقتصادی از اقدامات اقتصادی فعلی این کشور نشان می‏دهد که در زیر سطح، صادرات کالاهای روسیه در حال حاضر تحت فشار شدیدی قرار دارند. مجموع درآمدهای صادراتی روسیه عمدتا از فروش کالاها و مواد خام به‌دست می‌آید؛ این درآمدهای صادراتی بیش از نیمی از کل بودجه دولت روسیه را در سال تشکیل می‏دهند؛ و احتمالاً در حال حاضر نسبت به گذشته حتی بیشتر نیز شده‌اند. از سوی دیگر، بررسی هر یک از کالاهای صادراتی روسیه نشان می‏دهد که سهم عرضه روسیه در بازار جهانی هر یک از این کالاها، کمتر از 10 درصد است.

زنجیره تامین کالاهای قدیمی و الگوهای تجاری، روسیه را در یک نقطه‌ضعف استراتژیک و اقتصادی قابل توجه قرار داده است. اروپا از دیرباز مقصد اصلی صادرات کالاهای روسیه، به‌ویژه صادرات انرژی این کشور بوده است؛ هر چند، این صادرات انرژی برای روسیه بسیار مهم‌تر از اروپاست. البته باید به این موضوع نیز توجه داشت که اروپا نیز در صورت قطع شدن روابط تجاری با روسیه، با چالش‏های بزرگی مواجه می‏شود و نمی‌تواند در کوتاه‏مدت بدون کاهش مصرف انرژی، به‌عنوان یک اقدام گذرا، به طور کامل جایگزینی برای انرژی روسیه پیدا کند؛ به‌ویژه کشورهای مانند آلمان، لهستان، و مجارستان. با این حال، تلاش روسیه با انگیزه سیاسی برای تسلیح‌سازی انرژی، به‌ویژه گاز، اقتصاد روسیه را با مشکلات شدیدی مواجه می‏سازد. زیرا در حال حاضر موقعیت استراتژیک روسیه به‌عنوان یک صادرکننده، نسبت به گذشته بدتر شده است. این کشور با از دست دادن بازارهای اصلی و سابق خود در یک موقعیت ضعیف قرار دارد و با چالش‏های شدیدی برای صادرات محصولاتی مانند گاز مواجه است. از طرفی، باید به این موضوع توجه داشت که گاز طبیعی، یک کالای صادراتی قابل جایگزین برای روسیه نیست و در واقع تنها کمتر از ۱۰ درصد از ظرفیت گاز روسیه را گاز مایع تشکیل می‌دهد.

واقعیت دیگر در مورد روایت خیالی‏ای که پوتین ارائه می‏کند هم این است که صادرات گاز روسیه، به سیستم خط لوله ثابت وابسته است و بیشتر این خطوط هم به سمت اروپا است. این خطوط نیز قابل اتصال به یک شبکه مجزای نوپای خطوط لوله که سیبری شرقی را به آسیا متصل می‌کند، نیست. از طرف دیگر، بخش بزرگی از خطوط لوله گازی روسیه از اوکراین عبور می‏کنند، که یادگاری از برنامه‏ریزی شوروی در سال‏های قبل از 1989 بوده است؛ زمانی که اوکراین و روسیه، هر دو بخشی از یک کشور بودند، و روسیه از زمان شروع تهاجم، از ارسال گاز از طریق این خطوط لوله اوکراین اجتناب کرده است. همراه با تعطیلی اخیر خط لوله نورد‌استریم، که بزرگ‌ترین مسیر گاز روسیه به اروپا است (که قبل از تعطیلی با 40 درصد ظرفیت کار می‌کرد)، صادرات گاز روسیه به اروپا (و درآمد حاصل از آن) به پایین‎ترین سطح خود سقوط کرده‏ است. البته استارت پروژه‌های خط لوله آسیایی از مدت‌ها قبل زده شده ولی همچنان در حال ساخت هستند؛ هنوز سال‌ها با عملیاتی شدن و استفاده از این خط لوله‌ها فاصله است ولی با توجه به وضعیت کنونی روسیه و تامین مالی پرهزینه این پروژه، بعید است که روسیه به این زودی‏ها بتواند این پروژه را پیش ببرد.

5/16 میلیارد متر‌مکعب گاز صادراتی روسیه به چین در سال گذشته خیلی کمتر از 170 میلیارد متر‌مکعب گاز طبیعی ارسال‌شده توسط روسیه به بازار اروپا است. تامین مالی این پروژه‌های پرهزینه خط لوله گاز نیز اکنون روسیه را در یک نقطه‌ضعف قابل‌توجه قرار داده است. در واقع نیاز روسیه به بازار‌های جهانی بسیار بیشتر از نیاز جهان به منابع روسیه است. اروپا ۸۳ درصد از صادرات گاز روسیه را دریافت می‌کند، اما تنها ۴۶ درصد از نیاز خود در سال ۲۰۲۱ را از روسیه دریافت کرد. این در حالی است که داده‌های منتشر‌شده شرکت گازپروم نشان می‌دهند که تولید در این ماه نسبت به مدت مشابه سال قبل، بیش از ۳۵ درصد کاهش یافته است. با وجود تمام باج‌خواهی‌های پوتین از اروپا در حوزه انرژی، در حقیقت او این کار را با هزینه مالی قابل‌توجه و صرفا برای پیشبرد اهداف آنی خود انجام می‌دهد.