ملکه الیزابت درگذشت و چارلز سوم پادشاه بریتانیا شد

ساناز نفیسی، گروه جهان_ ملکه الیزابت در سن 96 سالگی درگذشت؛ چهره‌ای که رکورد طولانی‌ترین دوره سلطنت در بریتانیا را به نام خود ثبت کرد. او سه‌شنبه گذشته برای آخرین بار در قامت ملکه ظاهر شد، در اتاق پذیرایی قلعه بالمورال برای میزبانی از پانزدهمین نخست‌وزیر بریتانیا؛ در این قاب، لبخندی بی‌رمق بر لب داشت و به ‌سختی به عصایش تکیه زده بود؛ لکه کبودی بالای دستش دیده می‌شد؛ لکه‌ای که برایش حاشیه‌ساز شد. تا پیش از اینها، ملکه مراسم تنفیذ را در قلعه باکینگهام برگزار می‌کرد یا در قلعه ویندزور، اما این بار مراسم در خلوتگاهش در اسکاتلند برگزار شد. این خبر در کنار لغو نشست شورای خصوصی که برای ادای سوگند وزرای جدید کابینه قرار بود برگزار شود، نگرانی بریتانیای‌ها درباره وضعیت سلامت جسمی الیزابت را افزایش داد. کاخ سلطنتی تا روز پنجشنبه درباره سوال‌ها، سکوت اختیار کرد، اما پنجشنبه در میانه انتشار اخبار ضدونقیض و تحرکات مشکوک پزشکان در اقامتگاه سلطنتی، خبر درگذشت الیزابت در سن 96 سالگی رسانه‌ای شد. الیزابت با اکراه ملکه شد اما سرسختانه بر مواضعش ایستاد و با طوفان‌هایی که حیات سیاسی و شخصی‌اش را درنوردید، مبارزه کرد. با این حال عصر الیزابت به پایان رسید؛ چهره‌ای که میراث‌دار خاندان سلطنتی کلاسیک اروپا بود؛ اما خلاف اسلافش محتاط بود و محافظه‌کاری را پیشه کرد و تا جایی که امکان داشت به نقش نمادین خود پایبند ماند. برخی از ناظران می‌گویند سلطنت 70‌ساله الیزابت شاید موجب شد تا بریتانیا از یک قدرت امپراتوری رو به زوال؛ قدرتی خسته از جنگ، به یک دولت مدرن تبدیل شود. هرچند باید اعتراف کرد که همه این تحولات ماحصل اراده ملکه نبود بلکه در فضایی محقق شد که او تعریف کرد.

تمرین سلطنت
الیزابت الکساندرا‌مری در سال 1926 متولد شد، او نخستین فرزند دوک و دوش یورک بود و تا سال 1972 هرگز تصورش را هم نمی‌کرد وارث سلطنتی 70 ساله شود؛ با این همه، کناره‌گیری عمویش از سلطنت که حاشیه‌های بسیاری به دنبال داشت، موجب شد تا پدر الیزابت به عنوان جورج ششم تاج‌گذاری کند و الیزابت را به شکلی ضمنی به عنوان جانشینش قلمداد شود. پس از تاج‌گذاری، الیزابت اندک‌اندک برای ایفای نقش ملکه آماده می‌شد. او در قامت پرنسس در سن 14 سالگی اولین سخنرانی عمومی‌اش را ایراد کرد؛ از کودکان جنگ (جهانی دوم) خواست تا شاد و شجاع باشند. الیزابت در 16 سالگی عنوان سرهنگ افتخاری گارد گرانادیر را دریافت کرد. در سال 1949  همزمان با وخیم شدن حال پدرش، وظایف رسمی الیزابت نیز افزایش یافت و ناچار بود به جای پادشاه در بسیاری از مراسم رسمی چون رژه نظامی سالانه (رژه رنگ‌ها) حضور یابد. الیزابت به همراه فیلیپ، همسرش زمانی که برای شرکت در نشست کشورهای مشترک المنافع به آفریقا سفر کرده بود در کنیا خبر مرگ پدر را شنید و از همان‌جا به عنوان ملکه و جانشین پدر به کشور بازگشت تا وظایف تاج‌وتخت را رسما عهده‌دار شود. الیزابت در سال 1953 تاج‌گذاری و بعد از آن رسما در قامت ملکه فعالیتش را آغاز کرد، در نخستین گام‌ها بر فعالیت‌های پارلمان نظارت کرد، سفرهای رسمی‌اش را کلید زد و میزبان رهبران آمریکا، شوروی و فرانسه شد. هنگامی که الیزابت ملکه شد، مردم انتظار عصر تازه الیزابت؛  عصری مملو از صلح و رفاه را داشتند؛ با این همه این خوش‌بینی‌ها به واسطه تغییر استانداردها و آسیب‌های مانده از جنگ، محقق نشد. هرچند به باور گروهی از تحلیلگران، شخصیت تزلزل‌ناپذیر الیزابت در طول این سال‌ها موجب شد تا بریتانیایی‌ها تحولات فرهنگی و سیاسی بسیاری را تجربه کنند.

پس‌لرزه‌های یک جدایی
حیات شخصی الیزابت همچون حیات سیاسی‌اش طوفان‌های بسیاری را برخود دید. در سال 1990، او درگیر جدایی چارلز، پسرش از پرنسس دایانا بود، جدایی‌ای که از همان ابتدا و تا مدت‌ها برای ملکه و خانواده سلطنتی حاشیه‌ای بسیاری به دنبال داشت. جدایی چازلز و دایانا، همزمانی داشت با چهلمین سالگرد سلطنت ملکه. الیزابت به واسطه این رخداد همچنین وقایع دیگری چون درخواستش برای مشارکت مردم در مرمت قلعه ویندزرو که در آتش سوخته بود، خشم بریتانیایی‌ها را برانگیخت، رخدادهایی که محبوبیتش را به‌شدت کاهش داد.

الیزابت در جریان سفر به آفریقای جنوبی برای دیدار با نسلون ماندلا، به خوبی متوجه شد که دیگر به سان گذشته چهره‌ای محبوب نیست، اما این پایان بحران نبود. دو سال بعد به واسطه مرگ مشکوک پرنسس دایانا در جریان تصادفی مشکوک، الیزابت و خانواده سلطنتی، هدف تندترین اتهام‌ها قرار گرفتند. بسیاری باورشان این بود که ملکه در این رخداد نقش داشته و این تصادف عامدانه طراحی شده است. الیزابت برای خروج از بحران ناچار شد با مردمش حرف بزند، حرف‌هایش که به‌گونه‌ای یادآوری خاطره‌هایش با دایانا بود، بریتانیایی‌ها را آرام کرد و سکوت برقرار شد. اما الیزابت حقیقتی را دریافت، اینکه زمانه تغییر کرده و او نیز باید ضرب‌آهنگش را با شرایط تغییر دهد. موافقتش با ازدواج چالز و کاملیا، در شرایطی که هیچ‌کس انتظار چنین نرمشی را از جانب ملکه نداشت، نشان داد که الیزابت، راه موفقیت و عبور از برخی از بحران‌ها را در یکی شدن با شرایط زمانه می‌دانست.

رسوایی‌های زنجیره‌ای
سال‌های پایانی عمر الیزابت؛ سال‌ها پر چالشی بود. بریتانیا درگیر کووید 19 شده بود و قرنطینه سراسری. در میانه این شرایط؛ هری، نوه پسری‌اش به همراه همسرش مگان، زوجی که ازدواجشان بسیار پرحاشیه بود وظایف سلطنتی را رها کرده و به آمریکا رفتند و در برنامه اپرا، به شکلی ضمنی از رفتار نژادپرستانه خاندان سلطنتی با مگان که دورگه بود، پرده برداشتند. رونمایی از این حقیقت که البته هری بعدها آن را تکذیب به ‌شدت به جایگاه ملکه و خاندان سلطنتی آسیب وارد کرد. پس از آن رسوایی‌های شاهزاده اندرو برای الیزابت دردسرساز شد؛ همانی که می‌گفتند نزد مادر بسیار عزیز است. ملکه تلاش کرد تا با تکیه ‌بر اختیارات سلطنتی‌ها به این رسوایی‌ها پایان دهد اما شکست خورد. شاید ضربه سخت آخر، سال 2021 بر ملکه وارد شد، زمانی که فیلیپ، همسرش را از دست داد؛ او 73 سال همسفر و همراه الیزابت بود، فیلیپ با کم‌ترین تشریفات به خاک سپرده شد. الیزابت بعد از آن تلاش کرد تا  وظایف سلطنتی را بار دیگر عهده‌دار شود اما کهولت سن و شاید فشار رخدادهایی که به شکلی دومینوار رخ داده بود، رمقش را گرفته بود. از همین‌رو یک سال بعد از مرگ همسرش، فعالیت‌های ملکه نیز کم‌رنگ شد.

میراث ملکه
الیزابت میراث بسیاری از خود به جای گذاشت که مهم‌ترینش، مدرن کردن سنت خاندان سلطنتی اروپایی بود. ملکه می‌توانست موسسه‌ای با تمایل‌های ویکتوریایی تعریف کند اما او به جای بازتعریف سنت‌ها، فضایی را فراهم کرد که در چارچوبش نوه‌هایشان فرصت یافتند تا با زنانی غیر مرتبط با خاندان سلطنتی ازدواج کنند. ملکه کم صحبت می‌کرد اما در اظهاراتش عباراتی را به کار می‌برد که با روح زمانه‌اش همخوانی داشت. از همین‌رو نخست‌وزیرانی که با او جلسات هفتگی‌شان را برگزار می‌کردند، الیزابت را ناظری زیرک در امور داخلی و جهانی توصیف کردند. مارگارت تاچر که براساس برخی از روایت‌ها رابطه سردی با ملکه داشت، این تاکتیک الیزابت را کاسبی بی‌سروصدا برای تجارت می‌خواند. اما تونی بلر، نخست‌وزیر دیگر باور متفاوتی داشت و گفته بود، می‌توان همه چیز را با او در میان گذاشت. در این میان هستند تحلیلگرانی که می‌گویند، دوران سلطنت الیزابت، دوران تغییر بریتانیا بود، ملکه شعار آرام باش و ادامه بده را از زمان جنگ جهانی دوم در سر داشت و تلاش کرد در حیاتش این شعار را اجرایی کند.

بریتانیا پساالیزابت
امروز، عصر سلطنت چارلز آغاز شده است؛ چهره‌ای که در طول این سال‌ها زیر سایه مادر مشق سلطنت کرده اما به باور بسیاری از ناظران به لحاظ شخصیتی با الیزابت بسیار متفاوت است و به واسطه همین تفاوت شاید بتواند چالش‌های بسیاری را در ارتباط با پارلمان، کابینه و سایر نهادهای بریتانیا ایجاد کند. یکی از انتقادهای وارده به پادشاه جدید اظهارنظرش در ارتباط با تمامی مسائل است؛ همین مشخصه موجب شده تا بسیاری بگویند از این پس کاخ سلطنتی بیش از هر زمان دیگر با اتهام‌هایی چون دخالت در امور سیاسی و لابی‌گری دست‌به‌گریبان شود. ناظران با استناد به مشخصه اخلاقی پادشاه جدید می‌گویند، او از اینکه نقشی نمادین در سلطنت را ایفا کند و صرفا عنوانی باشد برای همگرایی، بیزار است، از همین‌رو ممکن است تلاش کند تا برخی از سنت‌های گذشته را بازتعریف کند.؛ این مقوله خطری جدی برای ثبات ساختار حاکم است. در چنین شرایطی نخست‌وزیر کنونی بریتانیا نیز با بحرانی جدی روبه‌رو است چراکه ممکن است محرمانه‌های هفتگی‌اش در جلسه با پادشاه به اهرمی علیه خودش تبدیل شود، به بیانی دیگر این امکان وجود دارد که چارلز برای افزایش نفوذ خود از برخی محرمانه‌ها علیه کابینه به نفع خویش بهره‌برداری نماید. با این همه گروهی دیگر باور متفاوتی دارند و نوشته‌اند، چالز و کامیلا مسن هستند و در جست‌وجوی آرامش، از همین‌رو بعید نیست با غیررسمی کردن امور سلطنتی با خروج از باکینگهام، نماد سلطنت، خود را برای زندگی معمول و دور از هیاهو آماده کنند. به باور آنها شاید چالز تلاش کند تا تصویر سلطنت را که بخشی از آن مخدوش شده ترمیم کند.