چرا مسائلی مانند تجمع در شیراز را تفسیر سیاسی می‌کنند نه اجتماعی؟

حسین ایمانی‌جاجرمی،جامعه شناس_آسیب‌های اجتماعی و کاهش امنیت در کشور رو به افزایش است که این موضوع به چند دلیل در حال رخ دادن است. مساله تحریم، کووید 19 و تورم، سه عامل مهمی هستند که بارها کارشناسان تاکید کرده بودند که این عوامل بر اقتصاد و جامعه ایران تاثیرگذار خواهند بود. از سوی دیگر مساله نابرابری طبقاتی هم که از چند سال پیش به وجود آمده در کنار سه عامل دیگر باعث شدند تا بخش بزرگی از جامعه ایرانی در تقسیم‌بندی فقر و فلاکت قرار گیرند.

اما از منظر جامعه‌شناسی هر چه قدر همبستگی اجتماعی بالاتری در جامعه وجود داشته باشد افراد احساس تعلق بیشتری به جامعه خود خواهند داشت. این موضوع به ساز و کارهای اجتماعی، تنظیم روابط افراد در جامعه، اجتماعی شدن افراد و رعایت ارزش‌ها و هنجارهای جامعه کمک می‌کند اما فقر و فلاکت به همبستگی اجتماعی لطمه وارد می‌کند.

پدیده‌ای به نام زوال یا فرسایش اجتماع داریم که چند سالی است درباره آن بحث و گفت‌وگو می‌شود و کارشناسان درباره این موضوع هشدار داده‌اند. زیرا سیاست‌هایی که در کشور دنبال می‌شود اعم از پولی کردن آموزش، تشکیل محله‌های ثروتمندنشین، پولی کردن بهداشت و درمان و تفاوت‌های عمیق میان فقیر و غنی تاثیرات خود را بر جامعه می‌گذارد.

از سویی مردم در ایران همیشه با نوعی همبستگی تاریخی روبه‌رو بوده‌اند اما حالا این همبستگی پاره‌پاره شده است بنابراین هر چقدر بر جمعیت فقیر کشور اضافه شود با توجه به اینکه ساز و کارهای اجتماعی هم از کار افتاده‌اند دیگر نمی‌توان مطمئن بود که افراد به سرقت روی نیاورند یا اینکه به قوانین احترام بگذارند یا دستگاه‌های اداری و انتظامی درست عمل کنند.

کاهش درآمد در جامعه‌ای با همبستگی اجتماعی بالا نمی‌تواند مساله‌ساز باشد کما اینکه در دهه 60 و در دوران جنگ هم وضعیت اقتصادی خوبی نداشتیم اما به دلیل اینکه همبستگی اجتماعی بالا بود، تبعات فقر در جامعه کم بود. الان اگر رشد اقتصادی منفی است و جمعیت فقیر شده و به دنبال آن آسیب‌های اجتماعی در حال افزایش است، به دلیل طبقاتی شدن جامعه، قطبی شدن آن و زوال اجتماعی است. این شرایط هم از اویل دهه هفتاد به مرور در ایران شکل گرفت.  در چنین شرایطی آسیب‌های اجتماعی به راحتی می‌توانند بروز پیدا کنند.  زوال اجتماعی را در سطوح مختلف می‌توان درک کرد که سطح خرد آن به روابط خانوادگی اختصاص دارد و سطح کلان آن هم جامعه است.

در این شرایط یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که رخ می‌دهد فرآیند انتقال ارزش‌ها است که مختل می‌شود؛ پدر و مادرها نمی‌توانند مانند گذشته منشا نقش باشند و در واقع مانند گذشته در تربیت فرزندان خود نمی‌توانند نقش موثر داشته باشند.

به دلیل طبقاتی شدن جامعه قهرمان‌ها یا کسانی که کودکان از آن‌ها تاثیر می‌پذیرند دیگر افراد نزدیک به آن‌ها نخواهند بود و حتی ممکن است این قهرمان‌ها، ایرانی هم نباشند. به همین دلیل خانوداده‌ها هم دچار تکثر و تنوع خواهند شد که این به خودی خود اشکالی ندارد اما اگر قرار باشد جامعه را دچار ازهم‌گسیختگی کند و در مقابل آن ساز و کارهای ترمیمی نداشته باشیم آسیب بسیار بزرگی است. اشکال بزرگی که در حال حاضر وجود دارد این است که مسائل اجتماعی با موضوعات سیاسی مخلوط شده‌اند. دخالت سیاست در حوزه‌های اجتماعی باعث می‌شود که کار شناخت، تحلیل و ارائه راه‌حل با مشکل روبه‌رو شود.

هر اتفاقی را گروه‌های سیاسی به نفع خود تفسیر مثبت و یا منفی می‌کنند؛ مثلا اتفاقی که در شیراز و تجمع نوجوانان افتاد را چگونه باید تفسیر کرد؟ در این میان بیشتر تفسیر سیاسی از آن شده است و به همین دلیل چنین مسائلی مخشوش می‌شوند و ما امکان گفت‌وگوی آزاد را نداریم و همه چیز در چارچوب سیاست و منافع تجزیه و تحلیل می‌شود و همین کار را سخت می‌کند.