چرا روسیه از سلاح هسته‌ای استفاده نمی‌کند؟

محمد طبیبیان، اقتصاددان_ سلاح هسته‌ای چه میزان به قدرت نظامی یک کشور اضافه می‌کند؟ شاید روزگاری که برخی قدرت‌ها دسترسی انحصاری به سلاح هسته‌ای داشتند در اختیار داشتن سلاح هسته‌ای یک عامل تعیین‌کننده در تراز وحشت بود. اما امروزه به نظر می‌رسد این تراز وحشت به شکل دیگری خودنمایی می‌کند. در دوره جنگ سرد دو قدرت اصلی هسته‌ای به این نتیجه رسیدند که اجازه دهند ماهواره‌های جاسوسی طرف مقابل از مراکز هسته‌ای آنان عکس‌برداری کند. گفته می‌شد زمان عبور ماهواره‌های جاسوسی روسی از فراز آمریکا در بعضی از سیلوهای موشک را باز می‌گذاشتند تا طرف مقابل دید واقع‌بینانه‌ای کسب کند و ضرورت تشدید رقابت براساس برداشت‌های فرضی و اقدامات عصبی منتفی شود. در همین سال‌ها یک‌سری بمب‌افکن سنگین آمریکا به صورت مرتب به سوی شوروی در پرواز بودند و در فاصله‌ای از مرزهای شوروی به سوی آمریکا رجعت می‌کردند، به نحوی که در هر کدام از آن تعدادی هواپیمای بمب‌افکن در هوا آماده حمله به اهداف از پیش تعیین ‌شده بودند. در آن زمان، که دفاع ضدموشک پیشرفته نبود، آمریکا به دلیل واقعیت‌های سوق‌الجیشی، خود را نسبت به حمله موشکی و هوایی آسیب‌پذیر می‌پنداشت (خصوصا از جهت استقرار موشک‌ها و هواپیماهای روسی در کوبا در 80 کیلومتری مرز آمریکا) و اینگونه تمهیدات را برای نشان دادن آمادگی به کار می‌گرفت. از سال ۱۹۷۹ شوروی و آمریکا به این نتیجه رسیدند که وجود این میزان سلاح هسته‌ای که هر کدام در اختیار دارند چندان کارساز نیست. تصور می‌شد کاهش زرادخانه هسته‌ای هزینه طرفین را کاهش می‌دهد و تراز وحشت را در حد قبل حفظ می‌کند.

این برنامه هم البته منتفی شد. از سال ۱۹۸۳ ریگان برنامه بزرگ و پر هزینه‌ای را برای مدرن‌سازی تسلیحات استراتژیک  موسوم به «جنگ ستارگان» آغاز کرد و شوروی را به مسابقه پر هزینه‌ای کشید که طاقت اقتصادی آن را نداشت و نتیجتا به از هم پاشیدگی سیستم اقتصادی و سیاسی شوروی منجر شد. در سال‌های پایانی قرن بیستم معاهده‌هایی بین آمریکا و روسیه امضا شد که اجرایی نشد و نهایتا در سال ۲۰۱۸ پس از حمله روسیه به شبه‌جزیره کریمه، آمریکا با اعلام ترامپ از مذاکرات محدود کردن سلاح‌های اتمی خارج شد. یک دلیل می‌تواند پیشرفت ظرفیت‌های جاسوسی و اخطار پیشانه مبتنی بر تکنولوژی و دیگری توسعه سیستم‌های ضدموشک در آمریکا بوده باشد. چند سالی است که از مذاکرات کاهش تسلیحات اتمی خبری نیست.

بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که چرا با وجود 7 ماه زمین‌گیر شدن روسیه در اوکراین این کشور، که یک قدرت اتمی بوده است، از سلاح اتمی استفاده نمی‌کند؟ یک پاسخ اینکه سلاح اتمی در شرایط موجود تراز وحشت کاربرد مفیدی ندارد. درجه آمادگی تکنولوژی و تسلط سیستم‌های کامپیوتری و جاسوسی و مکانیزاسیون مراحل سبب می‌شود که هر بی‌احتیاطی از یک طرف به جنگ تمام‌عیار و جهانسوز تبدیل شود. این برداشت در ذهن رهبران کشورهای بزرگ وجود دارد که اگر به قصد تهدید هسته‌ای لب ‌تر کنند یا یک بمب اتمی به کار برند بلوک مقابل تمام زرادخانه هسته‌ای خود را بر سرشان فرود خواهد آورد و در نتیجه لب فروبستن و انگشت از ماشه اتمی دور نگه داشتن برای طرفین یک استراتژی بهینه مسلط است. البته در این بازی کشوری که غیردموکراتیک و دارای رهبرانی ماجراجو باشد می‌تواند به اقدامات نسنجیده دست بزند. به همین دلیل طرف مقابل بار ضربه اولیه را هر چه ممکن است سنگین و پر هزینه طراحی می‌کند. بنابراین بازی دو راه‌حل کاملا در جهت مختلف دارد. یکی خویشتن‌داری و سلامت نسبی و دیگری ماجراجویی و تحمل تخریب کامل.  نکته حاشیه‌ای و تکمیلی دیگر در پاسخ به این پرسش که چرا روسیه از سلاح هسته‌ای استفاده نمی‌کند می‌تواند این باشد: به نظر می‌رسد زرادخانه موشکی و اتمی روسیه هم مانند زرادخانه تسلیحات متعارف این کشور زنگ زده کهنه و ناکارآمد است و خطر ماجراجویی را افزایش می‌دهد.
با توجه به شرایط جهان امروز، می‌توان دریافت که دارا بودن سلاح هسته‌ای نه مبنای قدرت است و نه عامل باز دارنده و حفظ‌کننده نظام‌ها. علی‌رغم اینکه کره‌شمالی یک مجموعه تحت کنترل چین است اما کره‌شمالی هم از این راه طرفی بر نیست. هزینه‌های نظامی حدود نیمی از مردم را در گرسنگی نگه داشته و نظام اقتصادی و اجتماعی آن در حال تنزل مداوم است. کسی در مورد فرو ریختن آن نظام نیز تعجیلی ندارد.

اینکه سلاح هسته‌ای مبنای قدرت نیست را می‌توان از تجربه کشورهایی مانند هند و پاکستان نیز دریافت. این کشورهای فقیر منابع قابل ملاحظه‌ای را در این راه صرف کردند در حالی که هند با مشکلات اقتصادی در معیشت مردم دست به گریبان است و پاکستان نمی‌تواند سیلاب را از زیر دست و پا و خان و مان مردمش جمع کند. از طرف دیگر کره‌جنوبی با قدرت اقتصادی یک قدرت برتر است.