علمای دینی و مسئولان دولتی با توجه به نیاز امروز جامعه تعریف دوباره‌ای از حجاب ارائه کنند

سیدمصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی_ وقوع حادثه تلخ و اسفبار درگذشت دختر جوانی پس از بازداشت پلیس امنیت اخلاقی بار دیگر مساله کارایی گشت ارشاد و فلسفه ورودی آنها را مورد مرور و بازنگری قرار داده است. از این جهت این بار این مساله بیش از دفعات قبل با واکنش روبه‌رو شد که مرگ دختر جوانی بدون دلیل رخ داد و ابهامات درباره این مساله به اندازه‌ای زیاد است که شاهد هستیم خشم عمومی در این باره فروکش نمی‌کند. تلخی این حادثه به اندازه‌ای زیاد است که در چند روز اخیر مکرراً در این باره واکنش‌های مختلف صورت گرفته با این وجود مساله حجاب و گشت ارشاد از چند بعد قابل توجه و بررسی است:

1. مساله حجاب در جامعه ما هم درگیر کج‌سلیقگی‌های داخلی است و هم بدون شک اسیر طراحی‌ای است که خارج از کشور می‌شود. این حوزه میدان بازی افراد و جریان‌هایی از خارج از کشور ما شده و این مساله کاملا روشن و قابل ملاحظه است و حتی در رسانه‌های خود تاکید دارند. اگر دولت در قبال این مسائل ایستادگی کند، دولت ظالم خوانده می‌شود و اگر رها کند جامعه به سمت عجیبی حرکت می‌کند. البته مساله این است که هیچ کار فرهنگی درستی در این سال‌ها در راستای تثبیت فرهنگ و  روح حجاب صورت نگرفته است. من تصور می‌کنم برخی پوشش‌ها هر سال بدتر از پارسال می‌شود و هیچ اقدام ریشه‌ای در این راستا انجام نمی‌دهیم که چرا چنین مسائلی رخ می‌دهد.

2. وضعیت پوشش در جامعه ما نه وضعیت بحرانی دارد که بگوییم باید با سرعت عمل وارد عمل شویم و نه وضعیت مناسبی دارد اما فراتر از پوشش و آنچه این مساله را در اولویت دوم قرار داده است این است که آنچه امروز در جامعه رشد پیدا کرده و بسیار بیشتر از دهه‌های قبل در حال مشاهده است موضوع بی‌عفتی است. در حالی که تنها کاری که در قبال لایه‌های به شدت سطحی این مساله می‌شود گشت ارشاد است. این گشت قرار است ارشاد کند اما گشت اقدام است، فوری افراد را جذب می‌کنند، برخورد می‌کنند و چنین رخدادهایی نیز بعضا به وجود می‌آید و بسیار جای تاسف است که خشونت نیز بعضا به کار گرفته می‌شود.

3. تصور می‌کنم خلأاصلی در این حوزه این است که ما مقررات لباس پوشیدن در کشور نداریم و باید در ابتدای امر یک چارچوب و مقررات جامع برای لباس پوشیدن در کشور تدوین کنیم. چهار دهه بعد از انقلاب اسلامی هنوز هیچ قانون مدنی درباره تعریف حجاب و لباس و پوشش مناسب برای شرایط امروز در یک کشور اسلامی نداریم. مشخص است که در این شرایط هم هر روز وضعیت بدتر می‌شود و هم در مواجهه برای برخورد و ارشاد بدون اینکه اقدام سریع صورت گیرد هیچ استانداردی وجود ندارد در نتیجه هم مردم معترض هستند هم برخوردها سلیقه‌ای می‌شود.

4. باید برای پوشش در کشور یک حد سقف در نظر گرفته شود. نگارنده نه موافق بی‌حجابی است نه بدحجابی اما واقعیت این است که باید یک مرز برای پوشش تعریف کنیم. اینجا اروپا نیست که بگوییم افراد لخت مادرزاد در پارک بخواند هم مشکلی ندارد، چراکه این جامعه خود خواهان یک پوشش متعارف و البته تعریف شده است. به نظر می‌رسد با تجربه چهار دهه و البته پرونده‌های مختلف در زمینه گشت ارشاد باید ابتدا فکری به حال تدوین یک چارچوب قانونی برای تعریف لباس متعارف کرد و بعد اگر کسی از این لباس تخطی کرد و این حد و سقف را رد کرد با وی برخورد شود و تازه در آن قسمت نیز نوع برخورد ابهام دارد ؛ آیا باید تذکر داد، جلب کرد، بازداشت کرد یا جریمه کرد؟

5. مساله پوشش و حجاب بسیار پیچیده‌تر از آن است که به راحتی قابل تعریف باشد. این کار نیازمند یک همفکری عمومی  بین علمای دینی و مسئولان دولتی با توجه به نیاز امروز جامعه است. از یاد نبریم که مساله حجاب در جامعه ما فرمی از لجبازی و اعتراض سیاسی به مسائل دیگر ازجمله موضوعات مدنی و معیشتی را دارد که به راحتی نمی‌توان با یک گشت ارشاد کار را درست کرد.