بی‌توجهی به فشارهای معیشتی مردم در درازمدت نتیجه‌ای جز وضعیت فعلی ندارد

سیدمصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی_ اعتراضاتی که در پی درگذشــت دختر جوانی رخ داد بار دیگر این سوال را مطرح کرد که آیا اعتراض خیابانی تنها با یک ریشه و علت شکل می‌گیرد. به طور مثال این روزها این مســاله مرور می‌شود که آیا این اعتراضات در دو هفته اخیر تنها به دلیل مســاله مرگ دختر جوانی در پایگاه پلیس امنیت اخلاقی است یا مردم معترض تنها به موضوع گشت ارشاد یا حتی حجاب انتقاد دارند؟ به نظر نمی‌رسد پاسخ این سوال مثبت باشد. اعتراضات اخیر در اثر چند عامل کلی شکل گرفته است.

1. در ابتــدای امر و در بررســی نخســتین عامل شکل‌گیری وضعیت فعلی باید تاکید کنیم که، میان اعتراضات مردم عده‌ای در داخل و خارج از کشور، آتش‌بیار معرکه گروه‌های خارجی هســتند. البته از نگاه بنده سهم تبلیغات خارجی نسبت به چیزی که در کشور بی‌اعتمادی ایجاد کرده، خیلی بزرگ نیست به این معنی کــه مســاله و اولین مولفــه در وضعیت فعلــی موضوع بی‌اعتمادی مردم است. در شکل‌گیری این بی‌اعتمادی رفتار مسئولان ما تاثیر مستقیم و تصاعدی داشته است. در یک نمونه رویه رفتاری مجلس یازدهم با رئیس‌جمهور دوازدهم را بررسی کنید. وقتی که مجلس، رئیس‌جمهور قبلی یعنی آقای روحانی را دشنام می‌دهد و رئیس‌جمهور ســر جاش هســت و عدم‌کفایت هم مطرح نمی‌شود و علیرغم همه ادعاهای مجلس یازدهم و همفکرانشان در خارج از مجلس درباره مــوارد منفی و خیانت آقای روحانی و دولت ایشان، باز هم رئیس‌جمهور و دولتش تا انتهــا بر ســر کار می‌مانند، مردم بی‌اعتماد می‌شوند و میگویند، اینها همه با هم هستند. مگر میشود با آن همه اتهام، رئیس‌جمهور برقرار بماند.پس یکی دروغ میگوید. بنابراین، حرفی که از جانب مســئوالن زده میشود مورد قبول مردم قــرار نمی‌گیرد. بارها مــردم عادی در مقابل شــعارهای سیاســی و طرح‌هــای عجیب‌وغریــب شکایت‌های متعدد مجلس یازدهم از رئیس‌جمهور سابق سوال می‌پرسیدند که اگر رئیس‌جمهور قبلی بی‌کفایت بود چرا مجلس او را برکنار نکرد و تا آخرین روز ســرکار بود؟ بنابراین، از نگاه مــردم این گروه‌ها حرف میزنند و عمل نمی‌کننــد و این خــود عدم اعتماد ایجــاد میکند.

این بی‌اعتمادی امروز نسبت به برخی دستگاهها و نهادها نیز وجود دارد. شواهد و مستنداتی درباره عدم خشونت فیزیکی در قبال خانم امینی منتشــر میشــود، اما درجه بی‌اعتمــادی به اندازهای اســت که مردم حتی به ســراغ گزینه‌ها و حرف‌هایی از قبیل ساختگی بودن این مدارک می‌رونــد. در مجموع اینکه نخســتین آتش این معرکه از بی‌اعتمادی مردم شعله‌ور شــد. حکمرانی باید به دنبال جلب اعتماد برود. امروز مـردم در قبال صحبت‌های رئیس‌جمهــوری، رئیس مجلس و وزرا با دیده شــک و تردیــد می‌نگرند، نمی‌گویند که همه مسئولان دروغگو
هســتند اما حرف آنها را بــاور نمی‌کنند. از این نظر اصلی‌ترین ضرورت فعلی پیش ازهر تصمیم اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، احیای این اعتماد از دســت رفته است.

2. بی‌توجهی به فشارهای معیشتی مردم در درازمدت نتیجه‌ای جز وضعیت فعلی ندارد. سیاســت‌های دولت آقای روحانی در سالهای آخر و سیاستهای فعلی دولت آقای رئیسی احتمالا از نظر خودشان و کارشناس‌های دولتشان توجیهاتی دارد اما واقعیت این است که، با وجود هر اندازه توجیه و ضرورت اقتصادی، معیشت مردم را بهتر شده است و برنامه‌های آنان در کنترل تورم نیز نقشی نداشته است. طبیعی است که اگر کســی مدتی تحت فشار باشــد این فشار بیرون می‌زند. به شــکلی که امروز میبینیم ریشــه بسیاری از اعتراضــات فعلی انتقاد بــه تبعیض‌ها، انتقــاد به عدم شایسته‌ســالاری و البته خسته شـدن از تداوم فشار اقتصادی است. در سالهای اخیر مکرر برای مردم گفته شــده است که ما در میانه جنگ اقتصادی هستیم و باید تحمل و تاب ریاضت‌کشی را بالا ببریم، اما این شعارها و الگوهای زندگی تنها برای مردم است و جامعه مکرر خبر اختلاس با عددهای عجیب و رو به رشد را می‌شنود. اگر قرار است سیستم زندگی جامعه تغییر پیدا کند و متناسب با تصمیمات و شعارهای ما باشــد، این تغییر باید برای مردم و مســئولان باشد. اینکه مســئولان و فرزندانشان نوعی زندگی کنند و مردم نوعی دیگر، ته مانده‌های خرد شده اعتماد در جامعه را نیز از بین می‌برد.