مخاطب رئیس مجلس چه کسانی هستند؟

سیما پروانه‌گهر، خبرنگار گروه سیاسی_محمدباقر قالیباف که علی‌رغم همه نقدهایی که به او وارد است عموما در عرصه سخن خویشتن‌دار بوده و کمتر کسی از او ادبیات تند در سخنرانی و صحبت‌های عمومی شنیده است، این‌بار در سخنانی تند علیه سوپرانقلابی‌ها تاخته. واژه‌ای که این روزها کاربرد بسیار پیدا کرده اما مخاطب آن روشن نیست.
قالیباف در این سخنرانی تند خود گفته است که «بنا نیست ما تنبلی کنیم، دهان‌مان را باز کنیم، هر حرف نپخته‌ای را به زبان بیاوریم و اسم خودمان را بگذاریم انقلابی. به قول حضرت آقا، سوپرانقلابی. بعضی‌ها را نگاه می‌کنیم، هر چه نگاه می‌اندازیم که چه کرده؟ هیچ نکرده. ولی از همه هم طلبکار است. هر کسی هم که یک دیکته‌ای نوشته، ممکن است غلطی هم نوشته، ایراد می‌گیرد که «آقا چرا یک غلط داری؟». خب، تو که هیچ غلطی نکرده‌ای و عمر خودت را تباه کرده‌ای! حداقل تو حق نداری به اسم انقلاب حرف بزنی.»

چهره قالیباف در حین بیان این جملات عصبانی است، عصبانیتی که قابل کتمان نیست. تن صدای بالا و سرعت در بیان جملات و ادای کلمات تند رویکردی نیست که از قالیباف مسبوق به سابقه باشد. سوال اصلی این است که قالیباف از چه چیز عصبانی است و مخاطب صحبت‌های او چه کسی است؟

نخستین احتمال و دم‌دستی‌ترین، گزینه غائله و ماجرای افشای جریان سفر خانواده وی به ترکیه است. آیا قالیباف از جریانی که این سفر را افشا کردند عصبانی است؟ به بیان دقیق‌تر آیا مخاطب این گفته‌ها جریان عدالتخواه و چهره‌های رسانه‌ای و سیاسی که این روزها مکرر از این سفر می‌گویند هستند؟

اگر یک‌بار دیگر سخنان کوتاه قالیباف را مرور کنیم به نظر نمی‌رسد قالیباف این گروه را مخاطب خود قرار داده باشد. وی در جایی در میانه صحبت خود می‌گوید:«بهشان نگاه می‌کنی، از من بزرگتر، جبهه رفته؟ نه... ولی از همه طلبکار است.»

مخاطب صحبت قالیباف هر که هست از نسل خود اوست. نسلی که با جبهه رفتن یا نرفتن سنجیده می‌شود. مخاطب او نمی‌تواند جریانی جوان باشد که جبهه‌اش توئیتر است و هدفش به روایت خود فسادستیزی با عبور از این گزینه باید دقت کرد که در ماه‌های اخیر چه کسی یا چه کسانی با قالیباف وارد تنش بوده‌اند. دولت؟ به نظر نمی‌رسد. اتحاد استراتژیک رئیسی- قالیباف کماکان پابرجا است و هیچ پالس و نشانی از اختلاف و با طیف دولت وجود ندارد.

ممکن است بر اساس برخی اخبار غیررسمی اخیر به نظر که طیف ایثارگران با قالیباف به اختلاف خورده است. ایثارگران از ابتدای مجلس یازدهم خط و مرز خود را با قالیباف حفظ کردند اما نه قدرت اثرگذاری تا این حد دارند که بتوانند قالیباف را تا این حد عصبانی کنند و نه منافع مشترک‌شان در حوزه‌های مختلف اجازه رشد تنش‌ها را تا این اندازه می‌دهد. علاوه بر این‌که طیف ایثارگران خط و نشان خود برای قالیباف را در انتخابات اخیر مجلس کشیده و اصراری ندارد که فضا و اتمسفر تنش را با رئیس مجلس ادامه دهد.

اگر این گزینه را نیز حذف کنیم تنها گروهی که اختلافات قدیمی با قالیباف دارد و حالا نیز در داخل بهارستان در کنار هم قرار گرفته‌اند باقی می‌ماند؛ پایداری‌ها؛ جریانی که از پیش از انتخابات مجلس یازدهم زیر بار سرلیستی قالیباف نمی‌رفت و مکررا با موضوعاتی از قبیل این که فساد مالی خط قرمز ما است این پالس را به اتاق‌های فکر و گعده‌های تصمیم‌گیر اصولگرا می‌داد که خیالی برای سازش با قالیباف ندارد. برخلاف ادوار قبل اما این‌بار قالیباف بود که بر این جریان چیره شد و بخش‌های تصمیم‌گیر در جریان اصولگرا را قانع کرد که باید نامش در سرلیست اصولگرایان باشد و پایداری‌ها نیز چاره‌ای به جز قبول این مساله ندارند. پس از آغاز به کار مجلس یازدهم نیز تک‌صداهایی از مصطفی میرسلیم شنیده شد که پیگیر پرونده تخلفات شهرداری شد.

صداهایی که تا امروز نیز ادامه داشته و هر زمان رسانه‌ها با فقر تیتر مواجه شوند سراغ مصطفی میرسلیم می‌روند تا او بگوید پیگیری پرونده تخلفات قالیباف در شهرداری است. به نظر می‌رسد بر اساس مسیری که طی دو سال گذشته در مجلس یازدهم قالیباف و گروه‌های مختلف سیاسی طی کرده‌اند اصلی‌ترین مخاطبان محمدباقر قالیباف در این سخنرانی آتشین، جبهه پایداری است. مردانی که بی‌صدا در بهارستان هستند. اگرچه برخلاف گفته‌های قالیباف آن‌ها نیز بعضا سابقه جبهه دارند.

دلخوری‌های قالیباف و پایداری از هم

جبهه پایداری در انتخابات هیات رئیسه اجلاسیه سوم با فعالیت‌های عیان و پنهان رای قالیباف را کاهش داد. دلخوری‌های پایداری‌ها از قالیباف هم ریشه‌های قدیمی داشت و هم داستان‌های جدید بود. آن‌ها قالیباف را عامل اصلی در به نتیجه نرسیدن طرح صیانت از فضای مجازی می‌دانستند علاوه بر این‌که برخی از نمایندگان به سازندگی می‌گویند که جبهه پایداری درباره نحوه برخورد با وزرای مختلف و برخی از طرح‌ها دیدگاه‌هایی دارد که قالیباف بعضا با آن‌ها همراهی نمی‌کند. در همین موضوع اخیر استعفای عبدالملکی نیز برخی خبرها حکایت از این دارد که عبدالملکی سهمیه چهره‌های اصلی جبهه پایداری در کابینه بود و این‌که نخستین سوال از دولت رئیسی از عبدالملکی در صحن اعلام وصول و طرح شد چندان به مذاق پایداری‌ها خوش نیامده است.

از بعد و جهتی دیگر به نظر می‌رسد که پایداری‌ها حس می‌کنند از بازی قدرت در مجلس و دولت در حال حذف شدن هستند. در غائله اخیر موضوع استیضاح وزیر صمت نیز خبرهای غیررسمی حکایت از یک توافق بین قالیباف و رئیسی در ارتباط با این مساله دارد. شنیده شده که قالیباف با رئیسی این توافق را کرده که استیضاح فاطمی‌امین اعلام وصول نشود تا در زمان ارائه لایحه برای تفکیک وزارت صمت به وزارت صنعت و معدن و وزارت بازرگانی دو وزیر به مجلس معرفی شود؛ یکی از وزرا سهم قالیباف و دیگری سهم رئیسی باشد. با این توافق هم خواسته دولت در عدم استیضاح یکی از وزرایش تامین می‌شود و فاطمی‌امین که مورد نقد نمایندگان است و درباره این مساله به قالیباف فشار می‌آورند از صحنه کنار می‌رود. در صورت صحت چنین توافقی هم دولت به خواسته خود می‌رسد و بدون استیضاح وزیر مورد نقد را کنار می‌گذارد، هم قالیباف در عین افزایش چهره‌ها و مهره‌های خود در دولت خواسته برکناری فاطمی‌امین را ضمن جلب رضایت دولت، اجابت می‌کند.

در این معادله اما نفعی برای پایداری‌ها نیست. آن‌ها نه از شرایط جدید سهمی دارند و نه با از دست دادن عبدالملکی اصلی‌ترین گزینه نزدیک به پایداری‌ها در دولت، دلخوش به صندلی و سهم خود در دولت باشند. سومین موضوع دلخوری اما اصلی‌ترین آن است؛ طرح شفافیت آراء نمایندگان. موضوعی که محور اصلی نقد پایداری‌ها به قالیباف است. طرحی که از پیش از مجلس یازدهم در اتاق فکر‌های پایداری و دیگر نهادها طراحی شده بود و قرار بود با شفاف شدن آرا یک تحول سیاسی در آینده جریان‌های حاضر در عرصه سیاسی ایجاد کند، یک‌بار توسط صحن مجلس رد شد و بار بعد با محتوایی ارائه شد که از هدف طراحان به دور بود و به گفته‌ها و نقدهای اعضای جبهه پایداری به شکلی تنظیم شده بود که با مخالفت شورای نگهبان روبه‌رو شود تا هم توپ از زمین مجلس خارج شود و هم مسئولیت از گردن مجلس انقلابی برداشته شود.

طرح البته بدون موضوع الزام به شفافیت آرای شورای نگهبان نهایی شد و به این شورا رفت اما شورا در یک طرح کوتاه به اندازه‌ای ایراد قانونی و ویرایشی و محتوایی گرفت که داستان سوژه طنز شبکه‌های اجتماعی شد.
همه این ناکامی‌های پایداری‌ها از دید آن‌ها به پای قالیباف نوشته می‌شود. علاوه بر این پایداری‌ها می‌گویند اگر مجلس یازدهم به اندازه درجه و میزانی که انتظار می‌رفت انقلابی باشد، نیست، مقصر آن مدیریت مجلس و نیروهایی است که توسط «پدرخوانده‌های بستن لیست مجلس یازدهم» وارد این مجلس شدند.

سیدجواد ابطحی، عضو شورای مرکزی جبهه پایداری آذرماه سال گذشته پس از آن که قالیباف در سخنرانی روز دانشجو با کنایه از نقش پدرخوانده‌ها در بستن لیست‌ها سخن گفته و انتقاد کرده بود، گفته‌های قالیباف را مورد نقد قرار داد و گفت که پدرخوانده‌های لیست اصولگرایان در انتخابات مجلس یازدهم خود قالیباف و حدادعادل بودند.
برداشت چهره‌های دیگر اصولگرا از این گفته‌ها این بود که قالیباف هنوز از رفتاری که با وی در دو دوره انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 و 96 ناراحت است و از این‌که رئیسی به وی ترجیح داده شده دلخوری‌هایی دارد.  حالا اما محمدباقر قالیباف رئیس یک قوه شده و علی‌رغم همه دلخوری‌هایش در یک سطح با ابراهیم رئیسی بر صندلی ریاست یک قوه تکیه زده است. این‌که در دل هنوز از ماجرای سال 92 و 96 دلخور باشد چندان تفاوتی ندارد. حالا قالیباف دوستان و دشمنان تازه‌ای دارد؛ از جوانان عدالتخواه که بی‌پشتوانه یا با پشتوانه جبهه فضای مجازی را هر روز علیه قالیباف تقویت می‌کنند تا سوپرانقلابی‌هایی که در سایه و روشن ایستاده‌اند. آنها به قالیباف نقد دارند و به روایت خودِ قالیباف «هیچ غلطی هم نکرده‌اند.»