آیا دلار از مبادلات ایران و روسیه حذف می‌شود

مصطفی نصراصفهانی، تحلیلگر بازار_ پیمان دو جانبه پولی ایران با روسیه در حال عملیاتی شدن است و پرداخت‌های تاجران دو کشور به شدت تسهیل خواهد شد. این یک پیشرفت فوق‌العاده بزرگ است،اما از سوی دیگر یک ضربه به هژمونی دلاربه حساب می‌آید.به بیان دیگرموضع بی‌طرف ایران درجنگ ارزی‌ابرقدرت‌ها با این کار از بین رفته است. واکنش پشت‌صحنه قدرت آمریکا به این ضربه احتمالا شدیدتر از آنی خواهد بود که مسئولان ایرانی تصور میکنند. بنابراین مساله روی دیگری علاوه بر تسهیل تجارت هم دارد که ممکن است هزینه زیادی به کشور تحمیل کند.با این حال، نمیتوان گفت استراتژی درست در این جنگ جهانی دقیقا چیست، اگرچه شهودهایی هست که می‌توانند در انتخاب استراتژی درست راهنما باشند.

این حمله به کارخانه چاپ پول ایالات.متحده از حمله به چندین پایگاه نظامی هم برای ایشان سنگین‌تر است.پشت‌صحنه قدرت اگر هر تصمیمی بگیرند، هیچ سیاستمدار دموکرات یا جمهوری‌ خواهی توان تغییر معنادار آن را نخواهد داشــت. این اولین شهود است که می‌تواند راهنمای خوبی باشد، چنانچه با توسل به همین شهود توانستم در اواخر دولت ترامپ به درستی پیشبینی کنم که جاه‌طلبی او مهار خواهد شد.واکنش‌های هسته اصلی قدرت آمریکایی به ضربه به هژمونی دلار تا آنجا که به نظر میرسد بسیار سخت بوده است و بسیاری از رهبران جهان به همین خاطر عوض شدهاند.

جمع‌بندی:
1 -پیمان‌های دو جانبه پولی(به خصوص در تجارت نفت و گاز)، اگرچه برای کشورها پیشرفت به حساب می‌آید، اما هرکدام یک ضربه به هژمونی دلار است.

2 -ضربه به هژمونی دلار در گذشته با پاسخ سخت هسته اصلی قدرت در آمریکا مواجه شده اســت و بســیاری سیاستمداران دنیا به همین خاطر عوض شده‌اند.

3 -در فرآیند کشــف استراتژی درست باید گفت‌وگو Dialogue با هسته اصلی قدرت آمریکا وزن بالایی داشته باشد.

4 -با در نظر گرفتن همه این ابعاد اگر بتوان در مورد یک بازی برد-برد با هسته اصلی قدرت در آمریکا به توافق رسید، بهتر است از باج دادن به مافیاهای فاســد داخلی، رقبای منطقه‌ای(ترکیــه و طالبــان و عراق و روســیه و...)و تعداد زیادی از سایر بازیگران. البته لازمه رسیدن به چنین توافقی، گفت‌وگوهای تمدنی عمیق است. تهدید هژمونی دلار برای آمریکایی‌ها مهمترین چیز است و بسیاری از حکومت‌ها به واسطه همین تهدید هژمونی سرنگون شدند.توانایی پشت‌ صحنه قدرت جهانی بســیار بیشتر از چیزی اســت که به نظر می‌رسد و حتی این نظریه وجود دارد

که انقلاب ۵۷ هم به‌واســطه راه‌اندازی اوپک و مهمتر از آن، تلاش برای چاپ پول رقیب دلار به نام دلار اوپک ایجاد شد. بنابراین شاید بتوان اعتراضهای اخیر را هم حرکتی مشابه با انقلاب ۵۷ دانست. فارغ از اینکه این اعتراضات فعلی به چه نتیجه‌ای برســد، با پذیرش درستی مقدمات فوق دلالت‌های مهمی میتوان برای نحوه تعامل با غرب یافت. اولا بایــد در مــورد نقــش گلوگاهی ایران در فروپاشــی احتمالی هژمونی دلار خودآگاهی داشــته باشیم یعنی بدانیم چکار داریم میکنیم و ثانیــا در مذاکرات برای طرف مقابل هم شــفاف بگوییم که اگــر ایران هر کجــای طیف مختلف استراتژی‌ها اعم از حمایت قاطع تا دشمنی قاطع را بگیرد، چه اثراتی بر آینده این جنگ ارزی خواهد داشت. ایران از نظر ابعاد اقتصادی، نظامی و حتی جغرافیایی از خود آمریکا هم خیلی کوچکتر است، چه برسد به کل کشورهای متحدد غرب.

نکته امیدوارکننده اینجاســت کــه وقتی بازی پیچیده می‌شود یک عنصر کوچک میتواند اثرات بزرگی داشته باشد. ایــن تاکید بر نیاز به ایران برای حفظ هژمونی دلار حداقل بهتر از تاکید بر سردی زمستان اروپاست. تمدن آمریکایی در قرن بیست‌ویکم با تهدیدهای جدی‌ای روبه‌رو اســت و پیچیدگی بازی برای ما هم بســیار بالایت.به خصوص با وابستگی به مسیری که در هم‌پیمانی با شرق ایجاد کرده‌ایم. وسط جنگ و مذاکرات طرفین دعوا، روس‌ها هم احتمال دارد ایران را وجه‌المصالحه خود با آمریکا بکنند. این وســط، عدم مذاکره و گفت‌وگوی مستقیم با آمریکایی‌ها بزرگترین نقطه‌ضعف ایران می‌تواند باشد.