وزیر و مسئولان آموزش‌وپروش از درک آنچه که این روزها در مدرسه رخ می‌دهد عاجز هستند؟

محمد داوری،فعال مدنی_ابراز نظر و اعلام وزیر آموزش‌وپرورش، مبنی‌ براینکه دانش‌آموزان بازداشتی روانه کانون اصالح و تربیت می‌شوند و پس از اصلاح تحویل خانواده‌ها خواهند شد بســیار تعجب‌آور است، چراکه این سخن از زبان کسی که در راس نظام آموزشیدو دستگاه تعلیم‌وتربیت قرار دارد بســیار بعید است و اگر چنین ســخنی را یک مقام امنیتی یا قضایی به زبان می‌آورد شاید چندان تعجب‌انگیز و تاسف‌بار نبود،اما از زبان متولی دستگاه تعلیم‌وتربیت چرا؟ نخستین دلیل این تاسف و تعجب این است که آقای یوسف نوری نشان داد که با فلسفه کانون‌های اصلاح و تربیت آشنا نیستند، چراکه حتی کم‌ اطلاع‌ترین فرد به کمک نامی که بر این کانون‌ها گذاشته شده است متوجه خواهد شد که فلسفه و کارکرد این کانون‌ها متمرکز بر کودکان و نوجوانان بزه‌کار است که طبق مبانی حقوق بشری و اخلاقی و تربیتی به آنها به چشم مجرم نگریسته نمی‌شود و بزه ارتکابی از جانب آنها به دلیل ضعف و نقص تربیتی تحلیل و تفسیر می‌شود و برای جلوگیری از تکرار آن بزه کارشناسان، بر این باورند که باید کودکان و نوجوانان مورددنظر تحت تربیت قرار گیرند، تا عوامل بازدارنده از بزه با آ گاهی و رشــد و بلوغ فکری درونی شود و مانع از تکرار بزه توسط آنها شــود.

دوم اینکه آقای وزیر تفکیکــی بین مجرم و معترض قائل نشدند و به عمد یا سهو دانشآموزان بازداشتی را مجرم و بزه‌کار دانســته و بر این باورند که باید روانه کانونهای اصالح و تربیت شــوند و پرسش ما از ایشان این اســت که با کدام استدالل و به استناد چه شواهد و مدارکی چنین فرضی را قطعی دانسته و حکم به سپردن دانش‌آموزانی که در اعتراضات اخیر بازداشت شدند، به کانونهای اصالح و تربیت را دادند؟

به احتمال قوی شــاید ایشان برای خوشــایند دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی چنین سخنانی را بر زبان آورده‌اند، چراکه در غیر این صورت حتما می‌دانند که یک دانش‌آموز معترض نه تنها نیازمند بازداشت و روانه شدن به کانونهای اصلاح و تربیت نیست، بلکه به دلیل کنشی که داشته اســت باید مورد توجه و طرف گفت‌وگو قرار گیرد و به عنوان یک دانش‌آموزی که هر سال در سیاسی‌ترین روز به عنوان روز دانش‌آموز مورد توجه و خطاب قرار می‌گیرد انتظار دارد در یک کنش سیاسی و اجتماعی به رسمیت شناخته شود و صدای او شنیده و با او برخورد متناسب صورت گیرد، نه اینکه به چشم یک مجرم و بزه‌کار به او نگریسته شود. این روزها بسیاری از دانش‌آموزان در مدارس از معلمان خود می‌پرسند براساس آنچه حتی در همین کتاب‌های درسی آمده است، آیا ما حق اعتراض و مطالبه‌گری را نداریم؟

بسیاری از معلمان به ویژه دبیران علوم اجتماعی پاسخ قانع‌کنندهای برای دانش‌آموزان ندارند و اگر بخواهند آنها را از حق اعتراض و مطالبه‌گری بازدارند نمی‌توانند مطالب کتاب‌های درسی را منطقی و موجــه بدانند و اگر بخواهند این حق را تایید کرده و بر آن تاکید کنند مورد بازخواست مسئولان آموزش‌وپرورش به ویژه حراست قرار می‌گیرند. لذا درماندگی معلمان از پاسخگویی روشن منجر به شکاف بین دانش‌آموزان و معلمان شده و معلمان توجیه‌کننده یا ساکت، منزلت و جایگاهشان نزد دانش‌آموزان به شدت کاهشدخواهد یافت. لذا به نظر میرسد وزیر و سایر مسئولان و مدیران آموزش‌وپرورش از درک آنچه که این روزها جو مدارس و افکار دانش‌آموزان را متاثر ساخته است عاجز بوده و به سهو یا به عمد فرافکنی کرده و به جای مواجه حرف‌های و کارشناسانه، به دنبال بدتر کردن اوضاع هستند که حتی بدتر از پاک کردن صورت مساله است. تردیدی نیست که با دانشآموز باید با زبان منطقدو با رویکرد تربیتی و با انگیزه خیرخواهانه مواجه شــد و اگر به مدارس اجازه بدهند که به جای فضای محدودیت و ممنوعیت، معلمان و دانشآموزان با هم گفتوگو کنند شــاید بســیاری از ابهامات پاســخ داده شود و بســیاری از هیجانات تخلیه شود و اگر مدارس نتوانند پاسخگوی پرسش‌های دانش‌آموزان باشند و اگر کانون مدرسه ظرفیت تخلیه هیجانات دانش‌آموزان را نداشته باشد بی‌تردید انتخاب بعدی آنها خیابان خواهد بود، جایی که افرادی همچون وزیر آنها را متهم به بزه‌کاری خواهند کرد و نیروهای امنیتی و قضایی هم آنها را مجرم خواهند‌ شناخت.