اعتراضات نتیجه سیاستی است که استقلال نیروهای سیاسی و اجتماعی را به رسمیت نمی‌شناسد

سیدحسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران_ با مرور وقایع در یک دهه و حتی دو دهه اخیر در می‌یابیم که با ضعفی روشن در نهادهای رسمی مواجه هستیم. نهادهای رســمی در دولت در سطح رئیس‌جمهور و وزرا و معاونین، در مجلس، شــورای نگهبان، خبرگان، نهادهای امنیتی اعم از نهاد اطلاعات، سپاه، ناجا و البته صداوسیما و ائمه جمعه همه درگیر این ضعف هستند که به جای اینکه مجموعه مکمل هم باشند و در یک تقسیم کار هوشــمندانه‌ای و در ماموریتی یکپارچه هر کدام در جای مناسبی قرار بگیرند و بتوانند جامعه را متقاعد و به آرامش برسانند، متاسفانه همه یک موضع گرفته و رفتاری کاملا کلیشه‌ای را پیش میگیرند. یعنی از همه این نهادها و مجموعه آن‌ها یک حرف بیرون آمده و مکرر توســط بقیه تکرار می‌شود و این نه‌تنها کارگشا و راه‌گشای مشکلات کشور نیست بلکه به رنجش مردم و فاصله گرفتن بیشــتر مردم از نهادهای رســمی منتهی شده اســت.

بنابراین در یک حالت کلی این ضعف را داریم. دلیل اصلی مســاله این است که این نهادها به جای اینکه خود دریافت مســتقلی از مسائل کشور داشته باشند، نه از موضع حل‌وفصل مشکلات کشور که از منظر حفظ جایگاه خود و ادامه حیات سیاسی بدون دغدغه برخورد می‌کنند. این رفتارها از نگاه بنده، رفتاری مسئولانه و کارگشــا تلقی نمی‌شود. مسائل نظام در شرایطی که بسیار پیچیده شده و انباشتی از مطالبات پرداخته نشده دارد و جریان نفوذ و عوامل خارجی به طور حتم نقش مخربی را ایفا می‌کنند و رســانه‌های معاند جمهوری اسلامی را هدف گرفته‌اند و کشــور و مردم واقعا با مشکلاتی در زندگی روزمره دســت به گریبان هستند، در چنین شرایطی عنصر مسئولیت،  دلسوزی، خیراندیشی، از خود گذشتنی، فداکاری، درک و فهم  دقیق از شرایط کشور در بین نهادهای کشور ما کمرنگ است  و به طور حتم نقشی که نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایفا می‌کند نباید در مجلس عین به عین تکرار شود. مجلس نهاد منتخب مردم اســت. هر اندازه که انتخابات را دارای نواقص و محدودیــت بدانیم اما باز هم یک نهاد انتخابی اســت و هر حدی از تشخص و توانایی نمایندگان را قبول داشــته باشیم بالاخره باید برای رعایت مصالح و منافع مردم حرکت کند. تکرار مواضع و حرف‌های نهادهای امنیتی و اطلاعاتی توسط مجلس و فریاد زدن نمایندگان همانند مواضع اعضای این نهادها، نشانه روشنی برای مجلس و کشور نیست.تصور می‌کنم این شرایط نتیجه سیاستی است که استقلال نیروهای سیاسی و‌اجتماعی را به رسمیت نمی‌شناسد. گویی علاقــه‌ای وجود دارد که همه عناصر کشــور با رنگ و قالب مشــخص یک حرف را تکرار کنند. وقتی که چنین امری رخ داد و همه نهادها یک‌صدا شدند و از همه یک صدا درآمد و همه مثل هم موضع گرفتند و همان موضع امام‌جمعه تهران را 300 امام جمعه دیگر بگیرند یا مواضع رئیس دولت و مجلس و معاون وزیر و نماینده دقیقا همانند هم باشد، این کار شکاف بزرگی بین ملت و دولت ایجاد می‌کند و این شکاف به اندازه‌ای زیاد می‌شود که دیگر صدای آنها نمی‌تواند مردم را آرام کند. انتظار میرفت حداقل نقش مجلس در روزهای اخیر ، نقش  نهاد واسط میبود. مجلس حتی نقش یک آرام‌بخش را در روزهای اخیر بازی نکرد و نتیجه این بی‌تدبیری‌ها این میشود که رهبری به عنوان نهاد ناظر و شمایل وحدت جامعه وقتی مجبور باشند از جایگاه خود هزینه کنند، همه کشور ضرر میکند. به راستی چرا ارگان‌ها و نهادها و سازمان‌ها این چنین کم عمق و هزینه‌ســاز در عرصه سیاسی و اجتماعی رفتار میکنند؟ مجلس و دولت و ائمه جمعه و صاحبان تریبون و ساکنان نهادهای‌قدرت باید جوابگوی این وضع باشند. از ما گفتن و از آنها نشنیدن