چرا سیاستمداران تحولات کیفی جمعیت را نادیده می‌گیرند؟

سعید خوش‌بین، تحلیل‌گر اقتصاد_ درمیان بحران‌های بزرگی که ایران با آن روبه‌روست، بحث پنجره جمعیتی و فرصت آن که در حال از دســت رفتن است، کمتر شناخته شده است. اما پنجره جمعیتی چیست و در ایران شامل چه سال‌هایی می‌شود؟  پس از بروز یک موج جمعیتی در یک کشــور، دوره‌ای پدید می‌آید که جمعیت بزرگی وارد سن کار (۱۵ تا ۶۵ سال) می‌شود و سهم جمعیت افراد زیر ۱۵ سال به خاطر پایان موج، کاهش می‌یابد.همزمان هنوز جمعیت زیادی وارد سنین پیری (بالای ۶۵ سال) نشده‌اند و در نتیجه سهم این گروه هم کم می‌شود. این وضعیت که می‌تواند تا ســه، چهار دهه برقرار باشـد، فرصتی طلایی در اختیار اقتصاد قرار می‌دهد؛ چراکه اکثریت جمعیت یک کشور می‌توانند به عنوان نیروی کار در اقتصاد مشارکت کنند و از آنجا که بخش کمی از درآمد این نیروی کار گسترده صرف هزینه‌های دو گروه وابسته(کودکان و افراد مسن) می‌شود، امکان پسانداز و سرمایه‌گذاری بیشتر می‌شود.

بنابراین در صورتی که ثبات اقتصاد کلان برقرار باشد و تجارت خارجی به عنوان مسیر پایدار بزرگ شدن کیک اقتصاد در وضعیت مناســبی قرار داشته باشد، احتمال رشد اقتصادی بالا و اشتغالزا به وجود می‌آید. فردای اقتصاد همانطور که گفته شد، کاهش سهم جمعیت زیر ۱۵ سال و بالای ۶۵ سال نسبت به جمعیت در سن کار، نشان‌دهنده شروع یک پنجره جمعیتی است. این نســبت که به نسبت وابســتگی معروف است، نشان می‌دهد هر فرد در سن کار، چند نفر را که توان داشتن شــغل و کسب درآمد ندارند، باید پوشــش دهد. در دهه 80 به ناگهان این نسبت سقوط کرده و کمتر از 0/5 شــده است؛ به طوری که طبق نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ ،نســبت وابستگی برابر با ۴۳ درصد شده است. یعنی به ازای بیش از 2 نفر در ســن کار، صرفا یک نفر فرد وابســته قرار داشته است. بنابراین ســال ۱۳۸۵ را می‌توان زمان باز شدن پنجــره جمعیتی ایران دانســت. بنابر آخرین پیشبینی‌های مرکز آمار توزیع سنی جمعیت 30 سال آینده به گونه‌ای تغییر خواهد کرد که نهایتا تا ۱۴۳۰ نسبت وابستگی از زیر خــط 50 درصدی بیرون می‌آید و افزایش پیدا میکند.

پس میتوان حدودا پنجره جمعیتی 40 ساله ایران را از ۱۳۸۵ تا ۱۴۲۵ دانست. فردای اقتصاد اقتصاددانان معتقدند بی‌توجهی سیاستمداران به تحولات عظیــم کیفــی رخ داده در ســاختار جمعیت، ریســک‌ها و هزینه‌های سنگینی را متوجه نظام حکمرانی می‌کند و آنچه این روزها مشــاهده میکنیم را میتوان جلوه‌ای از این کم‌توجهی تلقی کرد.سرشــماری سال 1355 نشان می‌دهد؛ جمعیت کشــور در آن سال، کمی کمتر از 34 میلیون نفر بوده است که تقریبا نیمی از آن‌ بی‌سواد، نیمی ساکن روستا و تقریبا 45 درصد به لحاظ ســنی، کمتر از 15 سال داشته‌اند. تعداد دانشجویان در آن‌ سال تنها حدود 150 هزار نفر بوده که نشان می‌دهد تقریبا به ازای هر 230 نفر یک دانشجو داشته‌ایم. این در حالی است که براساس نتایج سرشماری سال 1395 ،از 80 میلیون جمعیت کل کشــور، تقریبا 60 میلیون نفر شهر زندگی میکرده‌اند و تعداد دانشجویان حدود چهار میلیون نفر به ازای هر 20 نفر یک نفر دانشجو بوده است. این به معنی آن اســت که در ازای حدود 2/3 برابر شــدن جمعیت، تعداد دانشجویان، حدودا 30 برابر شده است. از نظر ترکیب سنی جمعیت هم، در مقایسـه با ســال 1355 که فقط حدود 15 میلیون نفر در فاصله ســنی 15 تا 50 سـال به عنوان جمعیت بــا انرژی و موثر کشور بوده‌اند، در سال 1395 حدود 47 میلیون نفر در این فاصله سنی قرار داشته‌اند. پس جمعیت امروز کشور، بســیار شهری‌تر، تحصیل‌کرده‌تر و دربازه سنی اثربخشی و برخورداری از انرژی اجتماعی بیشتر از گذشته است.به همه این‌ها می‌توان دسترسی بدون هزینه به اطلاعات را به عنوان یک عنصر کلیدی و تحول‌آفرین اضافه کرد.

امروز بدون تردید وجود نعمت بی‌بدیل فضای مجازی، همه آحاد مردم به صورت به هنگام از هرگونه اطلاعی که مایل باشــند بهره‌مند هستند. برخورداری از سطح تحصیلات بالا و گستردگی زیاد در سطح کشور، باعث شده که سطح آ گاهی عموم مردم به طرز شگفت‌آوری بالا باشد. در کنار چنین تحولاتی، ساختار سیاسی در ایران به دور از تغییرات و تحولاتی که در جامعه رخ داده، همچنان مسیر خود را می‌رود و به نوعی دچار هیچ تحولی نشده است.