فارغ‌التحصیلی دردوران رکود با چه پیامدهایی همراه است؟

مولود پاکروان_ در خانواده خود یا درمیان اطرافیان‌تان چند جوان می‌شناسید،با وجود داشتن تحصیلات عالی و مدارک معتبر،هنوز شغل مناسبی پیدا نکرده‌اند و برای گذران زندگی به والدینخود وابسته‌اند؟ پاسخ شما احتمالا با یافته‌های مرکــز آمار ایــران مطابقت دارد؛ در حال حاضر بیش از دو میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در کشـور بیکارند که ۴۰/۹ درصد آن‌ها را فارغ‌التحصیلان آموزش عالی تشکیل می‌دهند! رقمی که در مقایسه با تابستان سال گذشته با رشد ۰/۳ درصدی همراه شده است. پیـش از ایــن هــم وضعیت اشتغال‌دارندگان مــدارک تحصیلات عالی چندان امیدوار کننــده نبود. یک سال قبــل از آغــاز همه گیری، معاون آموزشــی وزارت علوم، ضمن اظهار نگرانــی از نرخ بیکاری در میان دانش‌آموختگان دانشــگاهی یادآور شد سـالانه 15 هزار فارغ‌التحصیل دکترا وارد جامعه می‌شوند؛ در حالی که شرایط مناسبی برای کارگیری و اشتغال آن‌ها وجود ندارد حالا به نظر می‌رسد زنگ خطر بیکاری تحصیل‌کردگان بلندتر از هرزمانی به صدا درآمده‌ است

این روزها بسیاری از والدین شــاکی‌اند که فرزندانشان با وجود دریافت مدرک دانشگاهی هنوز هم در خانه مانده‌اند و فرصت استقلال مالی پیدا نمی‌کنند.تجربه اکثر ما به عنوان بزرگسالان نسل قبل، به ویژه قبل از رکود و بحران‌های اخیر آن است که یافتن شغل حتی بدون نیاز به مدرک آسان‌تر بود.تحصیلات دانشگاهی عمدتا مناسب جوانان باهوش‌تری بود که به دانش‌ آموختن علاقمند بودند و مسیر حرفه‌ای خود را بر این مبنا، مشــخص می‌کردند. حالا اما، یافتن شغلی بدون مدرک دانشگاهی که درآمد خوبی داشته باشد تقریبا ناممکن اســت. یافتن شغل برای تحصیلکردگانی که مدرک آن‌ها درحال حاضر مورد تقاضا نیست هم مصیبت بزرگتری است.تحقیقات در مورد نرخ بیکاری نشان می‌دهد که دانش‌آموختگان جدید به طور منفی تحت تاثیر تقاضای بازار کارهستند؛ پدیده‌ای که به بی‌ثباتی مالی و عاطفی آنان در مقایسه با دیگرجوانان می‌انجامد. این در حالی است که اغلب به دانشجویان گفته شده که هرچه سطح تحصیلات بالاتری داشته باشند، ثبات مالی آن‌ها در بزرگسالی بیشتر است. اما کمتر کسی به آن‌ها یادآوری میکند تحصیل رشته‌هایی که در بازار کار مشتری چندانی ندارند، حتی در مقاطع بالا نیز بی‌حاصل است.

هویت مخدوش

فارغ‌ التحصیلانی که به دنبال کار میگردند، برای حفظ ثبات عاطفی خــود نیز بایــد تقلا کننــد. اغلب آن‌ها دستکم ۱۶ سال را پشت سر گذاشته‌اند تا به این نقطه برسند و آنگونه کــه محققــان می‌گویند، ترک زندگی تحصیلی با شروع جست‌وجوی هویت همراه است؛ هویتی که تنها یک حرفه معنادار می‌تواند آن را بسازد نسل قبل، جوانان ۱۸ تا ۲۵ ساله تصمیمات مهم زندگی مانند یافتن کار، خرید خانه و تشکیل خانواده را به راحتی می‌گرفتند؛ نقاط عطفی که برای شکل دادن به هویت آنها زندگی به عنوان بزرگسال ضروری بود.نسل جدید ۱۸ تا ۲۵ ساله‌ها اغلب به دلیل آنکه کار تمام‌ وقت پیدا نمی‌کنند به جای آنکه به خانه، خانواده یا خرید ماشین فکر کنند، دنبال ادامه تحصیل می‌روند. بعد از تکمیل یک دوره،دوره بعدی آغاز می‌شود، بدون آنکه امیدی به نتیجه‌بخش بودن آن و آغاز  مستقل بزرگسالی وجود داشته باشد.در حالی که ناتوانی در شروع زندگی به عنوان یک بزرگسال مستقل، ازنظر عاطفــی بــر فارغ‌التحصیلان اثر می‌گذارد، در عین حال یکی از مهمترین تصمیمات مالی آن‌ها را نیز به تعویق می‌اندازد:خرید خانه.برای مثال ایالات‌ متحده، قبل از رکود اقتصادی سـال ۲۰۰۷، ۱۱درصد از جوانان وام مسکن داشـتند. پس از رکود اقتصادی و در فاصله زمانی بین آن سال تاکنون،این میزان به ۷درصد کاهش پیدا کرده است. تحلیلگران می‌گویند نتیجه احتمالی وام‌های دانشجویی و نیز پیدا نکردن شغل مناسب پس از دانش‌آموختگی‌ است. از ســوی دیگر، رویارویی با بازار کار منقبض در دوران رکود، جوانان در وضعیتی بلاتکلیف، بی‌ثبات قرارمی‌دهد.برخی چاره‌ای جز ورود به‌بازار و گرفتن دستمزدی کمتر از حد متوسط ندارند و این می‌تواند از پتانسیل درآمدی آن‌‌ها در بلند مدت بکاهد.در نتیجه، شروع کار با دستمزد کم اثری
منجر می‌شــود که آن را جراحتزا scarring می‌نامند.

شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد ورود به بازار در رکود اقتصادی تنها با خسارت مالی گذرا همراه نخواهد بود، بلکه آثار آن ماندگار است، اما مشکل اینجاست همه به منابع مالی یا ثروت کافی دسترسی ندارند تا منتظر شغل یا درآمد بهتر بمانند!

توقف در مشاغل نامناسب

برمبنای مطالعات جدیدی که در سال 2018 ،توسط موسسه استرادا منتشر شد، فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که در اولین شــغل خود کار نامناسبی پیدا می‌کنند احتمالا 10 سال بعد هم همچنان در مشاغل نامناسب under employed باقی خواهند ماند؛ ضمن آنکه زنان بیشــتر از مــردان در این دام گرفتار می‌شوند.این شکاف جنسیتی درهمه رشته‌ها به جز مهندسی، صادق است و از آنجایی که گریختن از بیکاری اولیه بسیار دشوار است، درطول زمان باقی می‌ماند. محققان این مطالعه می‌نویسند اولین شغل پس از کالج، تصمیمی پرمخاطره با پیامدهای بلندمدت به ویژه برای زنان است. این گزارش نشـان می‌دهد که چقدر مهم است فارغ‌التحصیلان بتوانند نخستین شــغل خود را به درستی انتخاب کنند تا بتوانند ورود موفقیت‌آمیزی به دنیای کار داشته باشند. به علاوه، شواهدی وجـود دارد کــه نشــان می‌دهــد در دوران رکود اقتصادی، عدم تطابق مهارت برای فارغ‌التحصیلان دانشــگاهی افزایش می‌یابد. آنها اغلب ناچار می‌شوند در مشاغلی که نیاز به تحصیلات دانشگاهی ندارد مشغول به کار شوند. بنابراین،دانش آموختگان جدید برای شغل خودبیش از حد تحصیل‌کرده overeducated
هستند و خود را در مشاغلی با کیفیت پایین می‌بینند. همچنین احتمال کمتری وجود دارد که در آینده بتوانند به مشاغل بهتر و دستمزد بالاتر برسند. گرچه برخی از دانش آموختگان در نخستین اشتغال خود، به مشاغل نامتناسب قناعت میکنند،اما اکثریت در جست‌وجوی کار باقی می‌ماننــد. اگرچه ایــن انتظار ممکن اسـت کاری منطقـی به نظر برسد،اما برخی را دچار ترس و اضطراب می‌کند. این احساســات همراه با بیــکاری طوالنی‌مدت، بــه تدریج با اثرات روانشناختی مانند افسردگی،عزت‌نفس پایین، فقدان احســاس کرامت همراه می‌شود. بی‌ثباتی عاطفی ممکن است به دلیل اشتغال در مشاغل نامناسـب هم رخ دهــد. کار کردن در مشـاغل نامناســب می‌توانــد باعث احساس بی‌ارزشی یا بی‌اهمیتی شود.

متاسفانه بســیاری از فارغ‌التحصیلان دانشــگاهی ناچارند با شغل رویایی خود خداحافظی کنند. با کنار گذاشتن آمال،آرزوها اغلب آنها ممکن است رشته‌هایی را ترجیح بدهند که بازار کار بهتری داشته باشد اما، با نارضایتی از تحصیل همراه شود.به همین دلیل است کارشناسان تاکید می‌کنند موسسات آموزش عالی وظیفه دارنــد فارغ‌التحصیلان خود را برای زندگی و کار در دوران بحران پس از آن آماده کنند. رفع ناهمخوانی بین مهارت‌های دانشجویان و نیازهای بازار کار، تنها یکی از اقدامات ضروری نظام آموزش عالی است.