اعتراض از الزامات زندگی شهری است که هر دولتی باید به آن توجه کند

احمد مسجدجامعی، فعال سیاسی_ این روزها در فضای مجازی، گزارشی از مباحث مربوط به تصویب اصل 27 قانون اساسی درباره تشکیل اجتماع‌ها در جلسه 26 مجلــس خبرگان در ســال 1358 ش، به ریاســت، سیدمحمد حسینی‌بهشــتی پخش می‌شود که نشان‌دهنده دغدغه نمایندگان حاضر در آن مجلس از بسته شدن فضای نقد و انتقاد و اعتراض و گفت‌وگو است. 

از یاد نبریم که همگی آنها از قشر علما و روشنفکران و رهبران و فعالان انقلاب 1357 ش بودند. از مجموع مذاکرات به نظر می‌رسدکه هیچکدام درباره درج چنین اصلی در قانون اساسی مشکلی نداشته‌اند وبحث آنها بر ســر اختلال در امنیت و حمل سلاح و مخل نبودن به مبانی اسالم بوده اســت. با این حال، عجیب است که پس از 40 ســال، هنوز درباره آیین‌نامه‌ای که در قانون برای این کار پیشبینی شده بود، اندیشیده نشده است و همچنان هم معترضان را اغتشاشگر میخوانند.

در دی 1396 ،پــس از اعتراضات خیابانی، در صحن شورای شهر تهران، از ضرورت به رسمیت شناخته شدن اعتراض و اختصاص مکان‌های شهری برای تجمع امن و آزاد معترضان ســخن به میان آوردند و مصوب‌های تهیه شــد که از سوی مقام فرادست مدیریت شهری به درستی فهمیده نشد و با پایان اعتراضات خیابانی این مباحث نیز ادامه نیافت.

ظاهرا، مسئولان می‌پنداشتند که همه چیز پایان یافته است و جای هیچ نگرانی نیست. بار دیگر، اعتراضات خیابانی آبان 1398 ســبب شد تا مباحث پیشین را مطرح کنم و تاسف خود را از بی‌توجهی به آن مصوبه با عنوان نوشدارو پس از مرگ سهراب ابراز دارم؛ با این مقدمه که اعتراض از الزامات زندگی شــهری اســت که هر دولتی باید به آن توجه کند، آداب آن را چنین برشمردم که نخست، فضای اعتراض شهری باشد. تجربه همه سال‌های دستکم، پس از مشروطیت بوده که در محیط‌های شهری سخنان و نظرها و اعتراضات بیان شده است. تا پیش از انقلاب، میدان بهارستان و خیابان شاه‌آباد نه‌تنها راسته کتاب‌فروش‌ها و محل آمد وشد روشنفکران که مرکز اعتراضات نیز بود. این روزها که به مناســبت 13 آبان، بحث سقوط دولت ملی به دست آمریکاییان مطرح است،به یاد عکسی می‌افتیم که دکتر مصدق را هنگامی که رهبری اقلیت مجلس را در دســت داشت، روبه‌روی مجلس نشــان می‌دهد، با این شــعار که هر کجا ملت است، همانجا مجلس است ساختمان کنونی شرکت سهامی انتشار در خیابان جمهوری امروزی، بالکنی دارد که مصدق در آنجا، برای هوادارانش ســخنرانی می‌کرد و مخالفان وی همچون فداییان اسلام هم در همین جا فعال بودند. پیش از آن هم شــهید مــدرس از همین فضا برای ارتباط با مردم بهره می‌برد؛ به ویژه که در کنار آن، مدرسه و کتابخانه و مسجد سپه‌سالار شهید مطهری است که محل تدریس و همچنین آمدوشد مدرس به عنوان تولیت آنجا بود.با سقوط دولت ملی این اجتماعات به فراموشی ســپرده شد و کسی را یارای اظهارنظر جز به میل دستگاه رسمی حکومت نبود.

پس از انقلابب، خیابان انقلاب که باز هم راسـته جدید کتابفروش‌ها و هم‌محل آمدوشد دانشــگاهیان و روشنفکران شده بود،وضعیتی مشابه یافت دیگر محل جدید مجلس در خیابان امام خمینی چندان پذیرای معترضان نشــد. در گفت‌وگوهای پیرامون همان طرح رد شده، خیابان مردم در ضلع شرقی میدان بهارستان به سبب همجواری با مجلس برای این کار پیشبینی شــده بود که دور آن خیابان هم مجلســیان حصار کشــیدند و آن را به فضای مجلس افزودند.

بــه هر حال پس از مکان، دومین شرط موفقیت این کار اعتماد عمومی اســت؛ بدیــن معنا که گروه‌هــای معترض نگران پیامدهای بعدی آن نباشند و نه‌تنها در زمان برگزاری اجتماعات، گروههای رسمی و غیررسمی به آنها یورش نبرد؛ بلکه پس از آن نیز از امنیت کافی برخوردار باشند و کسی آن‌ها را به واسطه شــرکت در این تجمعات بازخواست و پیگیری قضایی، غیرقضایی نکند و به زبان ساده، آنها را به بند نکشد و اخال‌اگر و اغتشاشگر نخواند. سومین شرط، آن است که نظر و گفتار آنها امکان انعکاس رســانه‌ای بیابد. به هرحال این سخنان در سال 1398 ش هم به جایی نرســید و پنداشتند برای همیشه،ریشه اعتراضات را خشکانده‌اند.

در طرحــی جدید که از جانب مقامات ارشــد اجرایی در این روزها ارائه شده، از برگــزاری اینگونه اجتماعات در دانشگاه‌ها سخن رفته است. دانشگاه‌ها در شرایط معمولی، برای آمدوشد خود دانشــجویان چندان باز نیست تا چه رسد به دیگران؛ آن هم در شرایط بحرانی که خود دانشــجویان و هیات‌علمی از امنیت و آزادی چندانی برای اعتراض و سخن گفتن برخوردار نیستند. سرشــت این اعتراضات هم از نوع مباحث کرسی‌های آزاداندیشی نیست و با مقوله مناظره هم تفاوت اساسی دارد، هرچند که آن هم به جای خود نیکوست و میتوان یکی از مهمترین آنها را مناظره مرحوم آقای بهشتی با نمایندگان گروههای چپ و مارکسیست در سالهای نخست پس از انقلاب در تلویزیون دانســت که او با آنکه رئیس دیوان عالی کشور و به تعبیر امروز، قاضی‌القضات و بالاترین مقام دستگاه قضایی بود، در موضعی برابر با آنان نشست و خود این رویــه و رفتار از هر نظر آموزنده بود و دیگر هیچگاه تکرار نشد. به هر حال، برگزاری اینگونه اجتماعات برای اعتراض و گفت‌وگو آدابی دارد که تنها به برخی از آنها، که در آن زمان گفته بودم، اشــاره شــد و هرچه دیرتر در این باره اقدام شود هزینه بیشتری بر ملت و دولت تحمیل خواهد شد. بسیاری نکات هســت که با آغاز این راه می‌توان آنها را مطرح کرد و در میان گذاشت؛ اما هنوز هم معلوم نیست که گفته‌های وزیر کشور و استاندار همین یک هفته پیش تهران و دیگران به قول آنها، با گذر از بحران، تا چه حد قابل پیگیری است.