باید در فرهنگ حاکم از جنسیت‌گرایی عبور کرد

فریماه فلاح، دانشجو_ در فرهنگ قدیمی ایران، که همچنان بر تمام نهادها حاکم است، می‌توان جنسیت‌ زدگی را مشاهده کرد که انگار بر تک‌تک آجرهای این ساختار نوشته شده است.

جنسیتزدگی معایب گسترده‌ای دارد؛زن و مرد به شدت از یکدیگر تفکیک و هزینه‌هایی را متحمل می‌شــوند. در بعــد فردی و هویتی، دچار نوعی هویت کلیشـه‌ای جنسیت‌زده برای مناسب واقع شدن باانتظارات جامعه می‌شوند. در بعد اجتماعی نیز، نقشه‌ای جنسیت‌زده بر عهده می‌گیرند و فرصت‌های اجتماعی برایشــان شکل می‌گیرد.همچنین در بعد حقوق شــهروندی و انسانی، به دلیل این نگاه از حقوق متفاوتی برخوردار می‌شوند.

جامعه‌پذیری

جامعه‌پذیری، به طور مستقل به فرآیندی گفته می‌شود که در تمام زندگی افراد ادامه دارد.دراین فرآیند فرهنگ (هنجارها، نمادهــا، ارزشها و عقاید) حاکم بر جامعه را یاد گرفتــه و در خود نهادینه می‌کنند. افراد می‌آموزند تا چگونه رفتار کننــد و چگونه مطابق انتظارات جامعه باشند. جامعه‌پذیری، حیات فرهنگ را ممکن میسازد.

اگر فرهنگ حاکم بر جامعه نتواند به نســل بعد منتقل شود و در آنها نهادینه شود،شکاف فرهنگی رخ می‌دهد و به مرگ آن، فرهنگ می‌انجامد.

جامعه‌پذیری جنسیتی

در ایــن نوع فرهنگ‌ها، جامعه‌پذیری جنســیتی رخ می‌دهــد. فرهنگ‌های مختلــف هنجارهای اجتماعی مختلفــی را در برمیگیرنــد و در نتیجه، مردان و زنان نیز انتظــارات اجتماعی متفاوتی دارنــد.جامعه‌پذیری جنسیتی با پاداش دادن هر جنسیت برای انجام آنچه مناسب محسوب می‌شود، الگوهای مورد انتظار رفتار را که برای مردان و زنان مناسب انگاشته می‌شوند، ایجاد می‌کند.دو بعد حاکم برچنین جامعه‌پذیری عبارت‌ است از: عاملیت و مشارکت.عاملیت،الگوی رفتاری به صورت کلیشهای مردانه گراست و برمسلط بودن،رئیس بودن تاکید می‌کند. در مقابل آن نیز مشارکت قرار می‌گیرد. الگوی رفتاری، به صورت کلیشه‌ای زنانه گیرا و مبتنی‌بر ازخودگذشتگی و مهربانی.

زنانگی و اعتراضات

این دو الگو نشــان‌دهنده تفاوتهــای حاکم بر جامعه است؛ اما چه باعث می‌شود که روح اعتراضات ایران را زنانه بنامیم؟ آنکه عاملیت در حالی که به خود کمک می‌کند، مشــارکت بر مصلحت گروه و مهربان بودن با دیگران تاکید دارد.

مشارکت پذیری زنان

اما به هر جهت در این اعتراضات، عاملیت نیزمشاهده میشود! مگر نه؟ دیکمن در یک رشته تحقیقات، نشان داد که با گذشــت زمان،زنان در سطح بالای مشارکت، ثابت مانده‌اند و به طور همزمان ســطح عاملیت خود را افزایش داده‌اند. زنان در گذشـت زمـان، مجموعه‌ای از ویژگی‌های به طور ســنتی مردانه و به طور سنتی زنانه را در خود، متولد کرده‌اند.

کلام آخر

اعتراضات ابتدا زنانه و مبتنیبر مشارکت بود و در ادامه مردانه و مبتنی‌بر عاملیت شد.به همین دلیل است که می‌توان عبور از جنسیت را در آن مشاهده کرد.