امنیتی مطلوب مردم است که منجر به عدالت شود

سیدمحمود علیزاده‌طباطبایی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران

حقوق‌دانان با این مشکل فلسفی مواجه بوده‌اند که در نظام ارزش‌ها چگونه نظم و عدالت را با هم جمع کنند و هر گاه این دو مفهوم در تعارض با هم بودند، کدام را ترجیح دهند؟ دسترسی به فرشته عدالت منتهای آرزوی بشر بوده وفطرت بشر از ظلم بیزار است و همه مصلحان اجتماعی بیش از هر چیز از ظلم نالیده‌اند. قرآن کریم هدف بعثت پیامبران را اقامه قسط و عدل میداند لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معکم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط(آیه 25) سوره حدید« ما پیامبران را با دالیل روشن فرستادیم و با آن‌ها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدل برخیزند. پیامبر اکرم(ص) حکومت را با کفر سازگار می‌بیند ولی با ظلم در تعارض می‌دانــد. امیرالمومنین(ع) خطاب به حاکم فــارس می‌فرمایند: عدالت را بگسـتران و از ستمکاری بپرهیز که ستم مردم را به آوارگی و مهاجرت می‌کشاند و بیدادگری منجــر به اعتـراض عمومی می‌شود.

علی(ع) درباره اموالی که عثمان به نزدیکانش بخشیده بود، می‌فرمایند: به خدا سوگند بیت‌المال تاراج شــده را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن بازمیگردانــم؛ گرچه بــا آن ازدواج کرده یا کنیزانی خریــده باشــند؛ زیرا در عدالت گشایش برای عموم است و آن کسی که عدالت برای او گران آید،تحمل ستم برای او سخت‌تر است. جامعه‌شناسان و فیلسوفان غربی نیز عدالت را مبنــای زندگــی اجتماعی می‌داننــد. کانت، فیلسوف بــزرگ آلمانی می‌نویســد: اگر عدالــت از بین بــرود دیگر زندگی کردن به زحمتش نمی‌ارزد. گورویچ، جامعه شناس فرانسوی تعریف حقوق میگوید،کوششی است که برای تحقق عدالت در چارچوب جامعه معینی انجام می‌شــود. گروهی دیگر از سیاستمداران نظم را برتر از عدالت می‌دانند و مدعی هستند اگر نظمی در جامعه حکمفرما نباشد، تحقق عدالت امکانپذیر نیست. انسان زیاده‌طلب،زورگو اگر نداند سرانجام مجازات تجاوزهای خود را می‌بیند هرگز تن به اجرای قانون نمیدهد ولی نظمی که هدف آن استقرار عدالت نباشد و زور پایه و اساس آن باشد، هرگز استقرار نمی‌یابد. در پناه عدالت است که امنیت حفظ می‌شود. مردم قوانیـن عادلانه را با شوق ورغبت می‌پذیرند.انسان خواهان عدالت است و ارزش همه چیز را با این معیار می‌سـنجد ولی ایجاد امنیت صلح و عدالت مستلزم حاکمیت نظم بر جامعه اســت. تضاد بین امنیت و عدالت قابل انکار نیست و ما نمی‌توانیم چشــم خود را بر روی واقعیات اجتماعی ببندیم. تقویت هر یک از نظم و عدالت می‌تواند منجر به تضعیف دیگری شود.

بیش ازصد سال پیش جنبش عدالت‌خواهانه مردم که منجر به انقلاب مشروطه شد با رضایت عمده نیروهای سیاسی ومذهبی به استبداد رضاخانی منجر شد چراکه بی‌نظمی و تضعیف قدرت دولت، منجر به هرج و مرج و ناامنی شـده بود و مردم برای اعاده نظم و امنیت به کشور تن به پذیرش استبداد رضاخانی دادند. دولت باید قدرت ایجاد نظم و امنیت را داشــته باشــد ولی نظم و امنیتی مطلوب ملت است که منجر به حاکمیت عدالت شــود. بروز بیرونی نظم و امنیت باید عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی باشد و حرکت به ســمت عدالت نیازمند تغییر و تجدیدنظر دائمی است و تغییر برای ثبات و امنیت تهدید است.

هنر زمامداران، ایجاد تعادل بین نظم و عدالت است. سیاستمداران باید بتوانند بین ثبات و تغییر و امنیت و عدالت تعادل برقرار کنند. اگر امنیت و عدالت تقویت کننده یکدیگر باشــند با حفظ قدرت دولت توســعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به صورت عادلانه محقق می‌شود ولی اگر دولت و حاکمیت، امنیـت را در تضاد با عدالت بدانند و بخواهند با ایجاد امنیت، عدالت را تضعیف کنند.

مردم به تعبیر امیرالمومنین با اعتراض عمومی، امنیت را هدف قرار خواهند داد. وقتی حکومتی مشروعیتش از دست برود و نتواند متکی به رای و خواســت مردم باشد، چاره‌ای جز خشــونت ندارد. نظام سیاسی نباید عدالت را رقیب خود قلمداد کند وبه مقابله با نیروهای عدالت‌خواه بپردازد. چاره کار این است که تعادلی بین نظم و عدالت برقرار شــود تا امنیت و نظم ابزار تحقق عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی،فرهنگی گردد.دراین صورت عدالت موجب تقویت امنیت عمومی و نظم عمومی می‌شود. وقتی اعتراض بلند می‌شود خشونت درمیگیرد،زمینه برای بازیگران خارجی که 60 سال‌است دنبال تجزیه ایران بودند و هستند، فراهم می‌شود.باید نگران این موضوع بود و نباید امنیت به خاطر اعتراض به خطر انداخت. نباید با حذف نیروهای مصلحی که به دنبال تقویت امنیت،عدالت هستند حذف نیروهای میانجی که بتوانند صلح و آشتی بین مردم و حاکمیت به وجود آورند فاصله را بیشــتر کرد. بی‌اعتبار شــدن گروه‌های میانجی، امکان رسمی عقب نشــینی دولت هم وجود ندارد و اینجاست که دشمن خارجی میتواند بر اعتراضات عدالت‌خواهانه مردم و امنیت ملی سوار شــود و کلیت ایران را هدف قرار دهد.

متاسفانه وقتی صندوق رای از مردم گرفته شد وعده‌ای به دنبال یکدست شدن حاکمیت رفتند نسل دهه 80 به فضای مجازی پناه برد و مرجعیت سیاسی خود رابه دست فضای مجازی ســپرد به جایی که روحانیت و روشنفکران در آن غایب هستند و در هدایت این نسل حضور ندارند. نسل دهه هشتادی‌ها،نسلی است که به حذف گروه‌های مرجع درسال‌های پیشین، هویت ملی، هویت مذهبی و اخلاق نمی‌اندیشد و گویی هرج‌ومرج طلب است.تندروی‌ها برای حذف اصلاح‌طلبان‌نیروهای میانه‌رو و روشنفکران زمینه را برای حضور خیابانی این نسل فراهم کرد. راه‌حل آشتی با اکثریت مردم است و اعتبار بخشیدن به نیروهای مصلحی که دنبال تقویت امنیت و عدالت هستند.