تاملی بر بیانیه ۲۲۷ نماینده مجلس

جلال‌ خوش‌چهره، روزنامه‌نگار_ گروهی از نمایندگان مجلس که شمارشان بالغ‌بر ۲۲۷ نفر است، در بیانیه‌ای از قوه قضائیه خواسته‌اند که اشد مجازات را برای معترضان دستگیر شده اجرا کند.

این خواست مانند دیگــر رویکردهایی چنین در فضای رسانه‌ای و مجازی، بازتاب گسترده یافته است. بیانیه آنان حاوی هیچ ایده بدیع و راهگشایی نیست جز ایجاد یأس نزد کسانی که درست یا غلط انتظار دارند، نمایندگان مجلس صاحب تدبیری متفاوت از دیگر کارگزاران رسمی نظام سیاسی باشند. نمایندگان‌‌مجلس به عنـوان قانون‌گذارانی که جایگاه خود را با آرای مردم کســب کرده‌اند، نمیتوانند فارغ از آنچه در کف خیابان شهرها و شهرستان‌ها می‌گذرد، بی‌محابا چاره‌اندیشی کنند.

این رفتار می‌تواند شبیه برخی تریبون داران رسانه‌ای و سیاسی باشد که همه سال‌های سپری شده بذر جدایی کینه؛ نفرت و اتهام‌زنی را در الیهالیه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پاشیده‌اند و حالا کاسه چه‌کنم، چه‌کنم را دست همه داده‌اند. این رفتار حتی آنچه محمدباقر قالیباف  که بر مسند ریاست مجلس یازدهم تکیه دارد را نیز در مظان اتهام دو گانگــی در رفتار و گفتار قرار می‌دهــد. او که در آخرین اظهاراتش در واکنش بـه اعتراضات از لـزوم اجرای ایده حکمرانی نوین  با لحاظ مطالبات معترضان در فضای مشارکت‌جویانه سخن به میان آورده، اکنون با بیانیه‌ای شــدید اللحن اکثریت نمایندگانی روبه‌رو است که چاره‌ای متعارض را‌پیشنهاد کرده‌اند. در اینجا دو رویکرد وجود دارد. نخست، آنان که بازگشت به وضع گذشته و تثبیت دوباره آن را بــا شــیوه و رویه‌هایی که پیشتر در قبــال ناآرامی‌ها و اعتراضات تجربه شده، تجویز میکنند. دوم، هواداران کنترل شــتاب و گسترش اعتراضات و توقف نســبی آنکه به‌ایجاد فرصت برای موقعیت تثبیت‌ساز درفرآیند چاره‌های راهگشا بینجامد.

رویکرد نخست، کارنامه خود را پیش چشم همگان دارد. ایـن رویکرد اگر قرار بود به تثبیــت دائم اوضاع بینجامد، در همان سالهای ۸۸ پایان یافته دیگر شاهد بروز اعتراضات درسال‌های پس از آن نبودیم‌اعتراضاتی که هربار شکل خشونت‌بارتری نسبت به گذشته داشته و دوری از تسلسل خشونت را به همراه آورده است. مشکل صاحبان این رویکرد، نبود درک روشن، منطقی و واقعی ازجنس مطالباتی است که اکنون چنین فوران کرده است.این رویکرد فاقدروانشناسی صلح و گفتوگو است.این رویکرد فاقد کارآمدی لازم در درک، هدایت و کنترل و پیشبینی هر آنچه هستند که میتواند بازگشت به آرامش و توافق عمومی را سبب شود.

رویکرد دوم،می‌کوشد باپیوند واقعیت‌های جاری ودرک آنچه در حال وقوع است، چاره‌اندیشی کند.این رویکرد به‌درستی دریافته که بازگشت به گذشته وتثبیت دوباره آن ممکن نیست.از اینرو، شیوه حکمرانی نوین را وعده می‌دهد.

مشــکل در کارکرد رویکرد دوم، یکی مربوط اســت به محصول جریان حذف‌گرا که بخشی ازویژگی‌ها رفتاری و دیدگاهی آن در سطور بالا اشاره شد. این محصول، همانی است که درهای گفت‌وگو را چنان چفت‌وبست کرده که پیامد آن درنوع تعامل دانشجویان با‌مقام‌های کشــور در صحن دانشــگاهها بازتاب یافته است.

دانشجویان فرصت سخن گفتن و گفت‌وگوبه‌ مسئولان نمی‌دهند. دیگر جنبه مشکل کارکردی رویکرد دوم به مهارت درشروع گفتوگو و مهارت درطرح ایده‌های قوی درچارچوب ایجاد فضای اعتمادساز میان طرف‌هامربوط می‌شــود. رویکرد دوم با مشــکل بزرگتری هم روبه‌رو اســت و آن رفتار و گفتار گریز از مرکز هواداران رویکرد نخســت است که اوضاع را به جای هدایت به سمت آرامش، تشویق به تشدید فضای دو قطبی می‌کنند.

این رفتار، هر آنچه که میتواند به کنترل و ســرانجام مدیریت اوضاع بینجامد، دوباره به نقطــه صفر باز میگرداند.به این ترتیب به نظر میرسد در وهله‌نخست، نظام سیاسی لام است تکلیف خود را در انتخاب نهایی هر یک از دو رویکرد روشـن کرده و خوب یا بد، بر این سیاق عمل کند. تجربه بیش از 50 روز اخیر نشان داده که این دو رویکرد در تعامل با یکدیگر به گونه تخریبی عمل کرده نتیجه کارهمانا استمرار ناآرامی‌های‌اعتراضی اســت. آیا میتوان چنین برداشت کرد که ۲۲۷ نماینده مجلس در بیانیه اخیر خود، ایده حکمرانی نوین را به محاق برده‌اند؟