رئیس دولت و رئیس مجلس از تصمیماتی برای اصلاح امور می‌گویند، اتفاق مبارک و فرخنده‌ای است اما آیا مساله با وعده قابل حل است؟

سیدمصطفی هاشمی‌طبا، فعال سیاسی_ اعتراضات اخیر که بعد از ماجرای فوت خانم مهسا امینی آغازشد، کماکان ادامه دارد. نگاه‌های مختلفی به این مساله در جریان است. گروهی از ناراحتی و گلایه‌های مدت‌دار مردم از شرایط اقتصادی،اجتماعی می‌گویند که با بهانه مساله گشت ارشاد سر باز کرده و به کف خیابان آمده و گروهی نیز از دخالت خارج از کشور برای دامن زدن به برخی اعتراضات می‌گویند.شکی نیست که از ابتدای انقلاب تاکنون همواره دست‌هایی که بر آتش انتقاد و اعتراض بنزین ریخته‌اند وجود داشــته اما مساله در شرایط فعلی فراتر از موضوع ریشه‌ای این اعتراضات و شناسایی عوامل دخیل ضدانقلاب درآن-که قطعا حضور دارند و مشغول برنامه‌ریزی هسـتند- موضوع راه چاره برای شرایط فعلی است.

در روزهای اخیر هم شخص آقای رئیس مجلس و هم رئیس دولت از اهمیت پیگیری برخی مسائل و اصلاح شدن مشکلات بعد از ایجاد ثبات در کشور خبر دادند.

با این وجود چند نکته نیازمند توجه و پیگیری است:

باید نگاه بــه مقوله بحرانهای موجــود واقعبینانه

۱. شناسایی واقع‌بینانه بحران‌ها: درنخستین قدم باید نگاه به مقوله‌ی بحران‌های موجود واقع‌بینانه باشد. محدود کردن ریشه‌های اعتراضات فعلی مساله حجاب و بدحجابی،گشت ارشاد ساده‌انگارانه اکتفا به‌ حواشی اســت. کشور ما نه در شــرایط فعلی که در دو دهه گذشــته درگیری جدی با مسائل بســیاری داشته که نیاز به اصلاح داشته اما نه‌تنها رویکرد اصلاحی در قبال آن‌ها در پیش گرفته نشده بلکه با لجبازی‌های سیاسی بر معضلات آن افزوده نیز شده اســت. نباید فراموش کنیم ریشه این بحران‌ها فقط تنها درمحوطه سیاسی و اجتماعی نیست.دریک نمونه مهم اما مورد غفلت زیاد، محیط‌زیسـت ایران در خطر جدی است و به شدت بی.توجهی به این موضوع گسترده و دنباله‌دار است. رفع این مشکلات هیچ چاره‌ای ندارد به جز اینکه حتما باید شیوه حکمرانی تغییر کند.

۲. مســاله رفراندوم که توسط بسیاری از افراد مطرح می‌شــود نه راه‌حل قطعی است و نه منعی برای آن وجود دارد به این معنی کــه نباید بیش از حد راه چاره را به رفراندوم درباره امور وابسته کرد و نه اینکه نباید آن را تابویی دانســت که نباید محقق شــود. در همین شرایط فعلی هم قانون اساسی این ظرفیت را دارد که با تغییر در نحوه اجرا و حوزه‌هـای مدیریتی، تغییرات مهمی را به دنبال خود ایجاد کند. از این نظر توجه و بازگشت خود قانون اساسی می‌تواند وضعیت فعلی را به سمت آرامش ببرد ولو اینکه روند حرکتی بسیار کند باشد.

۳. دو بحران اصلی کشــور که مدتهاســت درباره آن صحبت می‌کنیم، مساله ژئوپولیتیکی و موضوع بحران وضعیــت داخلی و آینده ایران اســت. در شــرایط فعلی هیچ راهکاری برای حل این دو مشکل ارائه نمی‌شود و گویی جریان مدیریتی کشــور در دولت و مجلس و دیگر نهادها در یک دور باطل است. این سطحی‌نگری در ساختارشناسی اعتراض‌های فعلی نیز دیده می‌شــود بــه این معنــی که مطالبــه دقیق و واقع‌بینانه‌ای دراین اعتراضات نیست،درست مثل رفتار مسئولان که به صورت واقع‌بینانه به مشکلات نگاه نمی‌کنند.

اینکه رئیس دولت و رئیس مجلس از تصمیماتی برای اصلاح امور می‌گویند، اتفاق مبارک و فرخنده‌ای است اما آیا مساله با وعده قابل حل است؟ در شرایطی که مردم تفاوت زندگی خود و مسئولان را درک می‌کنند، می‌توان وفاق ملی برای حرکت به سمت این وعده‌ها ایجاد کرد؟ در نخستین گام باید یک تصمیم اساسی گرفته شود،این تصمیم هر چقدر سخت و تلخ باید به روشنی برای مردم بازگو شود. این حکمرانی نو توسط رئیس مجلس مورد تاکید است باید برای جامعه‌روشن شود.گام دوم برنامه‌ریزی اجرایی حکمرانی نو است که در سخن روسای قوا مورد تاکید قرار گرفته است.وعده به تنهایی کلید قفل مشکلات فعلی نخواهد بود.