ناتو روسیه و چین را دشمن اول و دوم خود اعلام کرد

اعضای ناتو در نشست تاریخی اخیرشان جبهه‌ای واحد را برای تسلیح و حمایت از اوکراین در برابر روسیه تعریف کردند و همزمان برای نخستین بار از چین به عنوان تهدید اقتصادی و دیپلماتیک نام بردند- بازیگری که به سرعت در تلاش برای تقویت و ارتقای توانایی نظامی‌اش است- ناظران بر این باورند که ناتو در چنین شرایطی بهتر می‌تواند به ماجراجویی‌های روسیه در اوکراین پایان دهد. هر چند در این باب اختلاف‌نظرها بسیار است. پوتین می‌گوید با ناتوی متحد و منسجم و پیوستن سوئد و فنلاند به ائتلاف مشکلی ندارد اما اگر زیرساخت‌ها در این کشورها مستقر شوند، روسیه ساکت نمی‌ماند. در مقابل جو بایدن از قصد خود برای ارائه 800 میلیون دلار کمک نظامی به اوکراین خبر داده و دبیرکل ناتو هم از افزایش تعداد نیروهای واکنش سریع و استقرارشان در سراسر خاک قاره سبز. در جریان نشست مادرید، تصمیم‌های بزرگی اتخاذ شد، تصمیم‌هایی صرفا ظرف 48 ساعت پشت درهای بسته، کنفرانس‌های خبری، حاشیه نشست‌ها محقق شد، اعضا متحد شدند تا هم از منظر نظامی و هم اقتصادی روسیه را تحت فشار قرار دهند. ناظران با تکیه بر گزاره‌ها گفتند نشست اخیر ناتو و تصمیم‌های اتخاذشده در جریانش به صراحت نشان داد که اعضای این نهاد نظامی، روسیه را تهدیدی غیرقابل‌پیش‌بینی و جدی علیه خود می‌دانند، در همین راستا و با تکیه بر اصل استراتژی اتحاد، این گروه از بازیگران اذعان کرده‌اند و هشدار داده‌اند که نمی‌توان حمله احتمالی روسیه به اروپای شرقی و منطقه بالتیک را نادیده انگاشت.

بی‌دلیل نبود بوریس جانسون پنجشنبه گذشته هشدار داد که اگر روسیه در اوکراین پیروز شود، پوتین در موقعیتی قرار خواهد گرفت که می‌تواند به بخش‌های دیگر قلمروی شوروی از هم پاشیده حمله کند بدون آن‌که مجازات گردد. شواهد نشان می‌دهد رهبران ناتو دیگر نمی‌خواهند به سان گذشته که قصد و نیت مسکو را نادیده گرفته بودند، این بار نیز اشتباه مشابهی را تکرار کنند. ناتو برای اولین بار از رهبران ژاپن، کره جنوبی، نیوزیلند و استرالیا برای شرکت در نشست ناتو دعوت کرد، این نشانه روشنی است از این که بروکسل، چین را در فهرست تهدیدهای نظامی و اقتصادی لحاظ کرده است. آنگونه که رهبران ناتو باور دارند، چین و روسیه هر دو به دنبال احیای امپراتوری‌شان هستند با این تفاوت که روسیه با تکیه بر اهرم نظامی و چین به واسطه حمایت‌های اقتصادی ظاهری و بهره‌برداری از ضعف متحدانش در مناطق اقیانوس هند و آرام به دنبال اجرایی کردن خواسته‌هایشان هستند.


یکی دیگر از قابل تامل‌ترین تحولات، تصمیم ناتو برای استقرار بیش از 300 هزار نیروی واکنش سریع در سراسر این قاره بود؛ اقدامی که می‌توان آن را بازنگری بزرگ در حوزه تدافعی و بازدارندگی جمعی از زمان جنگ سرد لحاظ کرد، در این میان ناظران از هراس رهبران بروکسل در باب مقوله معماری فرسایشی کنترل تسلیحات، خلع سلاح و عدم اشاعه می‌گویند، رخدادی که ماحصل پس‌لرزه‌های خروج دولت ترامپ از توافقنامه‌های کنترل تسلیحاتی است، با این همه امروز به واسطه تخلف‌های روسیه و اجرای گزینشی تعهدات مرتبط با کنترل سلاح، فضای امنیتی پیچیده‌تر شده است. فارغ از تحولات، آنگونه که تحلیل‌گران می‌گویند، آنچه از این نشست رسانه‌ای شد، بازتاب تعهدات کشورهای عضو است؛ تعهداتی که مشخص نیست چه زمانی اجرایی خواهند شد، به‌خصوص آن که ناتو در باب متقاعد کردن کشورهای عضو جهت اجرایی کردن وعده‌هایشان سابقه روشنی ندارند.

به عنوان نمونه در سال 1952، در طول جنگ سرد، کشورهای عضو در لیسبون توافق کردند تا تعداد نظامیان‌شان را به میزان قابل توجهی افزایش دهند، تصمیمی که هرگز محقق نشد، اعضای ناتو حتی بعد از نزدیک به یک دهه هنوز نتوانسته‌اند تعهدات‌شان مبنی بر افزایش هزینه‌های دفاعی‌شان به میزان 2 درصد تولید ناخالص ملی را اجرایی کنند. با این همه، این حقیقت را نمی‌توان نادیده گرفت که عضویت سوئد و فنلاند به واسطه جغرافیای نزدیک‌شان به روسیه و کشورهای آسیب‌پذیر عضو بالتیک، به لحاظ عملی می‌تواند تهدیدی جدی علیه کنش‌های احتمالی روسیه قلمداد شود البته مشروط بر آن‌که عضویت این دو کشور در پارلمان همه کشورهای ناتو تصویب شود. با این همه در صورت تحقق این مهم، طبیعتا قدرت بازدارندگی در جبهه شرقی ناتو افزایش خواهد یافت.