چرا باید کتاب جدید تیم ورستال را خواند؟

امیرحسین خالقی، اقتصاددان

جان مینـارد کینز بزرگ، اقتصاددان شــهیر بریتانیایی، زمانی گفته بود پذیرش ایده‌های نو آنقدردشوار نیست که از شر ایده‌های کهنه رها شدن.در قلمرو علم ملال‌آور اقتصاد بدفهمی‌ها و دروغهای حقیقی کم نیستند 

بسیاری از این دروغ‌ها طی زمان آنقدر تکرار شــده‌اند که کمتر کسی امروز در درســتی آنها تردید روا میدارد. از این‌رو، غریب نیســت اگر ادعا کنیم بخش بزرگی از یادگیری اقتصاد همین آشنایی سفسطه‌ها و خطاهای رایج است. اگر بر این باور باشیم که تاکنون اصلی‌ترین علت فقر دردنیای مدرن ایده‌ها،سیاست‌های‌ اقتصادی بد بوده است.

بنابراین؛ طبیعی است اگر بگوییم که بهترین کار پنجه‌ به‌پنجه شدن رویارویی با این ایده‌های نادرست است. اجازه دهید حتی پیشتر برویم و ادعا کنیم کل‌ موضوع علــم اقتصاد چیــزی جز خطاپذیری انســانها نیست؛ خطاپذیری از آن چیزهایی است که کائنات در موردش برای ما کم نگذاشــته اسـت!از این‌رو، بررسی و نقادی اشتباه‌ها و خطاهای ما درباره رفتار انسان‌ها می‌تواند بسیار سودمند باشد. کتاب 20 مغلطه اقتصادی نیز به همین بحث پرداخته است و البته تنها قدمی کوچک یا بهتر بگوییم یک تاتی‌تاتی کودکانه در این راه به حساب می‌آید.خیلی چیزهاست که مردم به آن‌ها باور دارند، ولی از نظر علم اقتصاد و با توجه به رفتار واقعی انسان‌ها نادرســت است. مغلطه هم اشـاره به همین چیزهایی اســت که خیلی‌ها معتقدند درست‌اند، ولی در واقع چنین نیستند. در این کتاب 20 عدد از این مغلطه‌ها شرح داده شده است؛ مغلطه‌هایی که مردم به نادرست فکرمی‌کنند توصیف رفتار انسان‌ها شرایط کمیابی منابع است.

نویسنده این کتاب تیم ورستال، موسسه آدام اسمیت انگلستان اســت. او در این کتاب تلاش کرده است با زبانی ساده و بدون پیچیدگی‌های معمول متن‌های اقتصادی به 20 مغلطه رایج بپردازد؛ مغلطه‌هایی که می‌تواندحتی برای افراد آشنا بااقتصاد هم جالب باشد. کتاب دیگر وی 23 نکته که باید درباره سرمایه‌داری بدانید نیز بسیار خواندنی است؛این کتاب اخیر در واقع پاسخی به کتاب مشهور 23 گفتار درباره ســرمایه‌داری اثر اقتصاددان کره‌ای‌تبار ها، جون چانگ است که نگاهی نقادانه به اقتصاد بازار آزاد دارد و در ایران هم از قرار مورد توجه قرار گرفته است.موضوعات فصل‌های مختلف 20 مغلطه اقتصادی بسیار جالب‌اند دررسانه‌ها زیاد مورد بحث قرار می‌گیرند.

دغدغه‌هایی نظیر محدودیت ذاتی منابع طبیعی در دسترس و رشد اقتصادی، حمایت گرایی دولت‌ها از صنایع نوپا، سفته‌بازی در مورد مواد غذایی و جلوگیری یا عدم جلوگیری از آن، شــادکامی و رشــد اقتصادی، نئولیبرالیسم و فقیرتر شــدن فقرا و ثروتمندتر شــدن ثروتمندان،دولت و تامیــن کالاهای عمومی، »نظریــه ارزش کار،تمام شدن مواد معدنی مورد نیاز برای تولید اقتصادی در نسل پیشرو،مالیات گرفتــن از شرکت‌ها، تغییر اقلیم و سطح فعالیت‌های اقتصــادی، تجــارت و اهمیت واردات، جهانی‌سازی و محیط زیست، تنظیم گری و بازارها،صنعت‌زدایی در انگلستان و آزادی اقتصادی و چند مورد دیگر، همه و همه مورد به بحث گذاشته می‌شوند.می‌توان دید که ازقضا این مضمون‌ها بسیار هم جنجالی‌اند و دربسیاری از بحث‌ها در فضای عمومی تکرار میشوند و موافقان و مخالفان پرشــوری هم دارند. شــاید پیام اصلی کتاب این باشـد کــه در صورت رجوع به اصول اولیه علم اقتصاد وبا به‌رهگیری از خرد متعارف sense common می‌توان بسـیاری از بدفهمی‌ها زدود و به درک بهتری ازچندوچون پدیده‌ها رسـید.رویکرد کلی کتاب و نمونه‌هایی که در فصل‌های مختلف به آن‌ها پرداخته می‌شود بیش از چیز یادآور آن گفته معروف توماس سول،اقتصاددان مشهور آمریکایی، است: اولین درس اقتصاد کمیابی است و اینکه بدانی هیچگاه بــه زمان کافی برای برآوردن نیاز همه افراد دراختیار نداری،ولی نخستین درس سیاست این است که اولین درس اقتصاد را ندیده بگیری. در واقع نویسـنده در کل کتاب می‌گوید که مصیبت اصلی در بسیاری بحث‌های سیاسی و اجتماعی این است که به حد کافی به اصول بدیهی اقتصادی توجه نمی‌شود.