کار و زندگی را از هم جدا کنیم

حسن محرابی، پژوهش‌گر_جامعۀ ما به دلیل پیشرفت تکنولوژی و تأثیر آن بر زندگی روزمره به طور قابل توجهی تغییر کرده است. با توجه به  پیشرفت روزافزون وسایل ارتباطی، این وسایل زندگی ما را شکل می‏دهد و روند آن را تعیین می‏کنند. به عنوان مثال، ما چندین دستگاه در اختیار داریم مانند تلفن‏های هوشمند، تبلت‏ها و لپ‏تاپ‏ها که ما را به ایمیل‏های‏مان متصل نگه می‏دارند و امکان ارسال پیام فوری را فراهم می‏کنند. این ابزار درحالی که از بسیاری جهات زندگی را آسان‏تر و کارآمدتر کرده اما باعث محو شدن مرزهای کاری و غیرکاری نیز شده است. فرهنگ وابسته به فناوری ما باعث شده بسیاری از افراد دائماً با دنیای خارج در ارتباط باشند و حضور در محل کار و خانه نیز در این مورد تفاوتی ندارد. نه تنها کارمندان پس از ساعات کاری در محل کار خود در دسترس هستند بلکه این موضوع حتی به عنوان ویژگی یک کارمند خوب هم در نظر گرفته شده است. در نتیجه رفتارهای مشکل‏سازی مانند بررسی مکاتبات کاری؛ در تمام ساعات شبانه‏روز عادی شده است.

بررسی‏های پژوهشی جدید بیان‏گر آن است که در این وضعیت چند تأثیر منفی از نظر ذهنی، جسمی و روابط انسانی رخ می‏دهد که باعث می‏شود، اشخاص تعادل بین کار و زندگی خود را نداشته باشند و قربانی «فرهنگ شلوغی» شوند. از نظر ذهنی، اضطراب و افسردگی بسیاری از افراد می‏تواند افزایش یابد و در نتیجه منجر به انزوای اجتماعی شود. از نظر فیزیکی، کارمندان می‏توانند از دست دادن خواب و بی‏علاقگی به سرگرمی‏ها را تجربه کنند زیرا آن‏ها بیش از حد روی کار متمرکز هستند. هم‏چنین افرادی که زندگی کاری خود را با زندگی شخصی خود ادغام می‏کنند به روابط انسانی آن‏ها نیز آسیب می‏رسد. به عنوان مثال والدین به دلیل کارشان، وقت همراهی با فرزندان خود را از دست می‏دهند. افراد می‏توانند در اتاق‏شان با حضور همه عزیزان خود بنشینند اما بیشتر درگیر دستگاه‏های خود باشند زیرا هنوز به ایمیل‏ها و پیام‏های محل کار پاسخ می‏دهند. این فقدان مرزها یک دور باطل ایجاد می‏کند که در آن افراد شروع به محدود کردن فعالیت‏های اجتماعی خود می‏کنند. این مشکل می‏تواند آن‏ها را به احساس انزوا و عدم درگیر شدن سوق دهد که منجر به افزایش اضطراب می‏شود.

تحقیقات نشان می‏دهد، سلامت روان یک کارمند شاخص مهمی برای سلامت کلی آن‏هاست. برای مثال استرس می‏تواند در ایجاد طیف وسیعی از بیماری‏ها مانند فشار خون بالا، شرایط قلبی عروقی و دیابت نقش داشته باشد. علاوه بر این، فرسودگی شغلی که کارکنان تحمل می‏کنند، می‏تواند بر توانایی آن‏ها برای مشارکت معنادار در محل کار تأثیر بگذارد. بنابراین، ضروری است که افراد شروع به ترسیم مجدد مرزهای کاری و زندگی خود کنند. اما تغییر واقعی از مدیران باید  شروع ‏شود. آن‏ها باید بدانند که درهم ریختن مرز زندگی و کار برای کارکنان‏شان مضر است و بر میزان دقت و توانایی انجام فعالیت‏های آنان تأثیر مخربی خواهد داشت. یک مدیر می‏تواند با آگاه کردن کارمندانش بداند که اگر درخواستی بعد از ساعت ۵ بعدازظهر ارسال می‏شود، این اقدام به معنای انجام فوری کار نیست و نباید این موضوع منجر به از بین رفتن تعادل بین کار و زندگی شود. در هر حال تفکیک کار و زندگی چیزی است که همه به آن نیاز دارند تا بتوانند در انجام هر دو فعالیت در سطح مناسب موفق باشند.