بررسی دلایل عادی‌سازی روابط ترکیه و کشورهای خاورمیانه (بخش اول)

محمد بیات، کارشناس مسائل خاورمیانه_با روی کار آمدن دولت «بایدن-هریس» در آمریکا، قطب‌های قدرت در منطقه «منا» سیاست رئالیسم تهاجمی را کنار گذاشته و به سمت «انجماد تنش‌ها» و «موازنه قوا» در جغرافیای خاورمیانه حرکت کردند. «ترکیه اردوغانی» از جمله دولی است که از یک سو در دو دهه گذشته با فاصله گرفتن از سیاست سنتی «اروپاگرایی» و «غرب‌گرایی» به دنبال افزایش دامنه «عمق راهبردی» خود در ژئوپلیتیک تاریخی-فرهنگی «امپراطوری عثمانی» و سرزمین‌های «ترک زبان» بوده و از سوی دیگر افزایش روابط استراتژیک با سایر اضلاع قدرت جهانی یعنی چین و روسیه است.

اتخاذ چنین سیاستی از سوی آنکارا موجب افزایش تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا و تشدید تنش‌ با بلوک‌های رقیب در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا شده است. نتیجه سیاست‌های بلندپروازانه ترکیه موجب کاهش ارزش لیر، افزایش نرخ تورم و ایجاد مانع در مسیر رشد سریع اقتصادی این کشور شده است. در چنین شرایطی دولت اردوغان با کاهش جاه‌طلبی‌های دوران «بهار عربی»، به دنبال بازگشت به سیاست «تنش صفر با همسایگان» و بهبود روابط با بلوک‌های منطقه‌ای است. در این یادداشت به بررسی دلایل عادی‌سازی روابط میان ترکیه با عربستان سعودی، امارات عربی متحده و مصر خواهیم پرداخت.

سیاست چندبرداری و عبور از غرب‌گرایی
تا پیش از وقوع بهار عربی، آنکارا خود را کشوری «اروپایی» تعریف می‌کرد که میل کمی برای گسترش روابط با دول حاشیه خلیج فارس داشت. با این حال در دهه 1980 میلادی ترکیه میل بیشتری برای گسترش روابط با این منطقه از خود نشان داد و پایه‌های روابط اقتصادی و تجاری در این دوران گذاشته شد. با روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه و تدوین استراتژی سیاست خارجی «چندبرداری» توسط دکتر عجم اوغلو در کتاب «عمق راهبردی»، روابط میان آنکارا با کشورهای حاشیه خلیج فارس با اتخاذ سیاست خارجی فعال، به‌ویژه پس از دوره دوم حکومت این حزب در حوزه سیاسی و اقتصادی گسترش یافت. هدف از سیاست «متنوع‌سازی» ترکیه به حداقل رساندن مشارکت با جهان غرب/اروپا و ایجاد راه‌های جدید همکاری اقتصادی و سیاسی با سایر مناطق بود.

تمرکز بر روابط اقتصادی
اقتصاد کشورهای خلیج فارس و ترکیه مکمل یکدیگر محسوب می‌شدند، به همین دلیل مسیر همکاری‌های تجاری و سرمایه‌گذاری میان دو این بازیگر افزایش یافت. منابع هیدروکربنی کشورهای عرب منطقه و جایگاه این دول در روابط بین‌الملل نظر ترکیه را به عنوان اقتصادی نوظهور به خود جلب کرد. همچنین یافتن بازارهای جدید برای صادرات محصولات ترک و یافتن منابع جدید برای سرمایه‌گذاری در این کشور نقش بزرگی در شکل‌گیری سیاست خارجی ترکیه ایفا کرد. در موضوعات سیاسی مسائلی همچون پرونده فلسطین، برنامه هسته‌ای ایران تنش‌های داخلی لبنان و افزایش تنش‌ها در عراق موجب نزدیکی بیش از پیش شورای همکاری خلیج فارس به ترکیه تا پیش از سال 2010 شد.

خلأ قدرت
یکی از پیامدهای اصلی بهار عربی را می‌توان سقوط مراکز سنتی نظم منطقه عربی یعنی مصر، سوریه و عراق دانست. در دوران رونق ایدئولوژی «پان عربیسم» و «بعثیسم» در دهه 1960 و 1970 میلادی این دول به عنوان کشورهای محور در جهان عرب موجب ایجاد توازن در برابر کشورهای پیرامونی یعنی ایران، ترکیه و رژیم صهیونیستی می‌شدند. با سقوط و تضعیف دومینو‌وار این دول خلاء ژئوپلیتیکی جدی در منطقه ایجاد شد به گونه‌ای که هر یک از بلوک‌های منطقه با دیدن فضای کنش‌گری سیاسی به دنبال پر کردن این خلاء قدرت بودند. همین موضوع سبب افزایش دخالت کشورهایی همچون ترکیه در مسائل کشورهای عرب منطقه خاورمیانه شد.