چرا رشد بورس به تورم وابسته است؟

نوید مصطفوی، تحلیلگر بازار سهام_بسیاری از مردم ممکن است بازارهای مالی را با ریسک بالایی که دارند به خاطر بیاورند. برخی دیگر ممکن است سود زیاد یا زیان هنگفت گذشته را دلیلی برای به خاطر آوردن این بازارها دانسته باشند. برخی دیگر نیز ممکن است تنها به فرصت‌های پیشرو تنوع امکانات سودآوری نظیر ابزارهای مختلف یا مسائل دیگر توجه کنند. دلیل به خاطر آوردن بازارهای مالی هرچه باشد این بازارها در طول دهه‌های اخیر نقشی فزاینده در شکل‌دهی به خبرهای اقتصادی و رفتار بسیاری از مردم داشته‌اند.

البته روزهای خوش بازار سهام از ابتدای سال ۹۷ تا ۹۹ چیزی نبود جز بازتاب تورمی قیمت‌های سهام پس از سال‌ها سرکوب قیمت ارز و افزایش نقدینگی برای جبران کسری بودجه که در طول سال‌های یادشده خود را با تورم قابل‌توجه در جامعه نمایان کرده بود. همین امر سبب شد تا رشد شدید انتظارات تورمی در کنار شرایط مساعد بازارهای جهانی و نیاز قابل‌توجه مردم به حفظ ارزش دارایی‌های خود به افزایش شاخص کل از محدوده ۹۰ هزار واحد تا دو میلیون و ۱۰۰هزار واحد منتهی شود. در این شرایط فنر سرکوب قیمت ارز با خروج آمریکا از برجام رها شد، آن هم دقیقاً مطابق الگویی که در ادوار گذشته نیز در بازار سهام به وقوع پیوسته؛ به این معنا که یک بحران سیاسی در خارج از مرزهای کشور (که عمدتاً تحریم است) منتهی به افزایش شدید انتظارات تورمی و گسیل نقدینگی به بازار ارز، مسکن، طلا و متعاقباً سهام می‌شود. این مسئله در نهایت قیمت دارایی‌های مربوطه را در تمامی این بازار افزایش داده و گسیل نقدینگی به بازارهای یادشده در نهایت بهای سهام را نسبت به ارزش بنیادی آنها تا حد قابل‌توجهی بالاتر می‌برد. طبیعتاً چنین مسیری در نهایت منجر به شکل‌گیری روند نزولی سنگین می‌شود که برای سال‌ها ادامه دارد. برای مثال پس از سال ۹۲ تا اوایل سال ۹۷ شاهد شکل‌گیری چنین وضعیتی در بازار سهام بودیم.

این بازارها در طول سالیان دراز به عنوان دماسنج اقتصادی در بسیاری از کشورها عمل کرده‌اند و به سبب فرصت‌ها و چالش‌هایی که داشته‌اند توانسته‌اند نقش موثری در جذب سرمایه‌های مردم عادی ایفا کنند. در بسیاری از موارد این جذب سرمایه سبب شده تا رشد و توسعه اقتصادی نیز برای کشورهای میزبان فراهم شود و تامین مالی سریع و امن از طریق این بازارها برای شرکت‌ها میسر باشد. آن‌طور که تجربه جهانی نشان می‌دهد افزایش ضریب نفوذ بازارهای دارایی به‌خصوص بازار سرمایه روش‌های متعدد تامین مالی را پیش روی بخش‌های مختلف اقتصادی قرار می‌دهد که در صورت استفاده مناسب از آنها و فراهم بودن بستر سرمایه‌گذاری می‌توان آن را فرصتی مغتنم شمرد تا ضمن توسعه کسب‌وکارها اشتغال و افزایش بهره‌وری و بهبود سطح تکنولوژی نیز در دستور کار بخش‌های مختلف اقتصادی و شرکت‌های گوناگون قرار گیرد.

از همین‌رو بازار سرمایه به عنوان بستری برای فعالیت بازارهای بدهی، سهام و کالایی در طول دهه‌های اخیر نقش فزاینده در جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی ایفا کرده‌اند و به عاملی مهم برای افزایش ثروت سهامداران و سرمایه‌گذاران خرد و کلان بدل شده‌اند. در ایران نیز طی دهه‌های اخیر سعی شده تا نقش یادشده برای بازارهای مالی مورد توجه قرار گیرد و با رشد و توسعه این بازارها گامی مهم در جهت تسریع و تسهیل سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصاد و صنایع برداشته شود.

بااین‌حال در طول این مسیر موانع و مشکلات بسیاری وجود داشته که پس از گذشت شش دهه از شروع فعالیت بازار سهام در ایران مانع از خدمت‌رسانی درست و متقابل این بازار به اقتصاد کشور شده است. به عبارت بهتر در طول سال‌های گذشته اگرچه تعداد فعالان این بازار افزایش چشمگیر داشته و نهادهای مالی نیز به دنبال رشد تقاضا برای سرمایه‌گذاری با سرعت زیادی رشد و نمو داشته‌اند با‌این‌حال این صعود کمی سرمایه‌گذاری و تکثیر شرکت‌های فعال در این زمینه به معنی توسعه بازار سرمایه به شکلی مطلوب در ایران نبوده است. بازاری که می‌توانست در صورت قرار گرفتن در یک بستر مناسب اقتصادی راهی مطمئن به سوی تعالی و ترقی بخش‌های مختلف اقتصادی ایجاد کند و ضمن تبدیل شدن به یک بازار جذاب فرآیند تامین مالی در ایران را به آنچه در کشورهای توسعه‌یافته وجود دارد شبیه‌تر سازد، حالا صرفاً نماگر تورم است. تمامی جملات فوق در حالی مطرح می‌شود که هم‌اکنون بورس تهران به عنوان مهم‌ترین و فربه‌ترین بخش از بازار مالی کشور درگیر رکودی ادامه‌دار است و در بازارهای کالایی نیز جذابیت چندانی برای ایجاد رونق مشاهده نمی‌شود.