رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : بازگشت به جنگ یا فقط تنش؟

بازگشت به جنگ یا فقط تنش؟

سازندگی شکنندگی تفاهم تهران- واشنگتن را بررسی کرده است

تنها چند هفته پس از آنکه تفاهم شکننده میان تهران و واشنگتن امیدهایی را برای مهار تنش‌های نظامی ایجاد کرده بود، سه‌شنبه‌شب بار دیگر خلیج‌فارس به کانون بحرانی تازه تبدیل شد؛ بحرانی که هم با تبادل حملات نظامی و هم با جنگ روایت‌ها، این پرسش را پررنگ کرده است که آیا دو طرف در حال بازگشت به جنگی فراگیر هستند یا همچنان تلاش خواهند کرد در همان منطقه خاکستری میان جنگ و صلح باقی بمانند.
ایالات متحده اعلام کرد، حملات هوایی خود علیه اهدافی در ایران را در پاسخ به حمله به سه کشتی تجاری در تنگه هرمز انجام داده است. همزمان رسانه‌های داخلی از وقوع چندین انفجار در حوالی بندرعباس، جزیره قشم و منطقه سیریک خبر دادند؛ رخدادهایی که نشان داد، جنوب ایران بار دیگر به میدان اصلی رویارویی دو کشور تبدیل شده است.
در کنار بعد نظامی، تنش دیپلماتیک نیز به سرعت گسترش یافت. قطر پس از هدف قرار گرفتن یک نفتکش در تنگه هرمز، کاردار ایران را احضار و اعتراض رسمی خود را اعلام کرد. در مقابل اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، از دوحه خواست از هر اقدامی که مغایر با مفاد تفاهم موجود باشد، خودداری کند. این تبادل مواضع نشان داد که بحران تنها به رابطه تهران و واشنگتن محدود نیست و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیز ناگزیر در معرض پیامدهای آن قرار گرفته‌اند. مقام‌های ایرانی حملات آمریکا را نقض آشکار تفاهم‌نامه پایان جنگ میان دو کشور توصیف کرده‌اند. وزارت امور خارجه نیز با انتشار بیانیه‌ای، لغو معافیت موقت تحریم فروش نفت ایران را «نقض فاحش» بند دهم تفاهم‌نامه دانست و مسئولیت تمامی پیامدهای این اقدام را متوجه دولت آمریکا اعلام کرد. از نگاه ایران، واشنگتن نه‌تنها به تعهدات امنیتی خود پایبند نمانده بلکه همزمان از ابزار اقتصادی نیز برای افزایش فشار استفاده کرده است. ایران در پاسخ به نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از سوی آمریکا ۸۵ هدف نظامی در بحرین و کویت را با حملات موشکی هدف قرار داد.
در سوی دیگر، دونالد ترامپ که برای حضور در اجلاس سران ناتو راهی ترکیه شده بود، روایت کاملاً متفاوتی ارائه داد. او مدعی شد حملات ایران، توافق موقت را نقض کرده و پاسخ آمریکا اجتناب‌ناپذیر بوده است. رئیس‌جمهور آمریکا حتی هشدار داد که احتمال ادامه حملات در روزهای آینده نیز وجود دارد و تأکید کرد، هدف واشنگتن تغییر نظام سیاسی ایران نیست بلکه جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای است. با این ‌حال آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، تناقض آشکار در مواضع ترامپ است. او از یک‌سو با ادبیاتی تند، تفاهم را پایان ‌یافته توصیف می‌کند و ایران را به ادامه حملات تهدید می‌کند اما از سوی دیگر از ادامه فعالیت تیم مذاکره‌کننده آمریکایی سخن می‌گوید. این دوگانگی در گفتار بیش از آنکه نشانه یک راهبرد مشخص باشد، یادآور الگوی همیشگی سیاست خارجی ترامپ است؛ الگویی که در آن فشار نظامی و اقتصادی همزمان با باز نگه داشتن مسیر مذاکره دنبال می‌شود تا طرف مقابل در شرایطی نامتعادل پای میز گفت‌وگو حاضر شود. با وجود حملات اخیر بسیاری از تحلیلگران معتقدند نباید تحولات کنونی را صرفاً در چارچوب یک تبادل محدود نظامی تحلیل کرد. پرسش اصلی این است که اگر روند تنش ادامه یابد مرحله بعدی رویارویی چه خواهد بود؟ از نگاه برخی کارشناسان آمریکا در صورت تصمیم به آغاز دور تازه‌ای از جنگ، دیگر نمی‌تواند تنها به حملات هوایی اکتفا کند. در چنین سناریویی، گزینه‌هایی مانند عملیات زمینی در اشکال مختلف، حملات گسترده به زیرساخت‌ها، بهره‌گیری از فناوری‌ها و تسلیحات ویژه یا تشدید جنگ اطلاعاتی و امنیتی می‌تواند روی میز قرار گیرد. در این میان نقش سرویس‌های اطلاعاتی نیز بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند؛ نهادهایی که مأموریت آنها طراحی اقدامات غافلگیرکننده و تغییر موازنه میدان خواهد بود. با این ‌حال به‌نظر می‌رسد میان آمریکا و اسرائیل درباره زمان و نحوه ورود به چنین مرحله‌ای اتفاق نظر کامل وجود ندارد. برخی ارزیابی‌ها نشان می‌دهد، واشنگتن به دلیل ملاحظات داخلی و بین‌المللی، از جمله انتخابات کنگره، برگزاری جام جهانی و حتی محدودیت‌های اقلیمی برای عملیات زمینی در جنوب ایران عجله‌ای برای گسترش جنگ تا پیش از پایان این رویدادها ندارد. در مقابل، ارزیابی‌های امنیتی اسرائیل ظاهراً بر این فرض استوار است که بازه زمانی اواخر سپتامبر و اوایل اکتبر می‌تواند، فرصت مناسب‌تری برای تشدید فشارها باشد؛ زیرا برآورد موساد این است که ایران در آن مقطع ممکن است با ناآرامی‌های داخلی نیز مواجه شود.
این اختلاف ارزیابی در واقع از وجود یک «جنگ محاسبات» میان متحدان حکایت دارد؛ رقابتی که در آن هر طرف تلاش می‌کند، زمان مطلوب خود برای افزایش فشار بر ایران را به دیگری تحمیل کند. در این میان سرعت بازسازی توان نظامی، امنیتی و اقتصادی ایران نیز به یکی از مهم‌ترین متغیرهای این معادله تبدیل شده است. جیمز جفری، فرستاده پیشین کاخ سفید در عراق و سوریه، پیش‌تر نیز استدلال کرده بود که یکی از دلایل تسریع حملات آمریکا و اسرائیل در مقاطع گذشته، نگرانی از بازیابی توان ایران در صورت طولانی شدن فاصله زمانی میان برنامه‌ریزی و اجرای عملیات بوده است.
در فضای رسانه‌ای غرب نیز درباره آینده این بحران اتفاق‌نظر وجود ندارد. نیکلاس کریستوف، ستون‌نویس نیویورک‌تایمز، معتقد است نشانه‌های از سرگیری جنگ ترامپ علیه ایران بیش از گذشته قابل مشاهده است. به باور او، بازگشت همزمان حملات نظامی و فشارهای نفتی صرفاً یک واکنش مقطعی نیست اما هنوز مشخص نیست که این روند به جنگی تمام‌عیار منتهی خواهد شد یا منطقه وارد دوره‌ای طولانی‌تر از بی‌ثباتی کنترل‌شده خواهد شد؛ وضعیتی که نه صلح است و نه جنگ بلکه ترکیبی از هر دوست. در مقابل، برخی تحلیلگران همچنان احتمال می‌دهند، واشنگتن به راهبرد حملات محدود و کنترل‌شده پایبند بماند. الجزیره نیز در تحلیلی با اشاره به تداوم فنی تفاهم میان دو کشور، تأکید کرده که تکرار الگوی حملات محدود و پرهیز از اقدامات غیرمتعارف، این احتمال را تقویت می‌کند که آمریکا فعلاً قصد عبور از آستانه جنگ فراگیر را ندارد و می‌کوشد فشار نظامی را بدون فروپاشی کامل سازوکارهای دیپلماتیک حفظ کند. هال برندز، استاد دانشگاه جان هاپکینز و پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک، در آمریکن اینترپرایز نوشت: پیامدهای جنگ اخیر معادلات منطقه را پیچیده‌تر کرده است. به باور او، فضای سیاسی ایران پس از جنگ سخت‌تر شده و جریان‌های تندرو تقابل با آمریکا را نشانه موفقیت در یک نبرد طولانی می‌دانند. در مقابل، واشنگتن نیز با وجود تمایل اعلامی برای کاهش حضور در خاورمیانه همچنان ناچار است، منابع و ظرفیت‌های خود را صرف مدیریت این بحران کند؛ وضعیتی که خطر گرفتار شدن دوباره آمریکا در چرخه بی‌پایان تنش‌های منطقه‌ای را افزایش می‌دهد. مجموعه تحولات سه‌شنبه‌شب نشان می‌دهد، تفاهم میان تهران و واشنگتن بیش از هر زمان دیگری شکننده شده است. هنوز هیچ‌یک از طرفین رسماً از پایان کامل آن سخن نگفته‌اند اما همزمان هر دو در حال آزمودن ابزارهای تازه برای افزایش فشار بر یکدیگر هستند. به همین دلیل، آینده این رویارویی بیش از آنکه به یک تصمیم ناگهانی وابسته باشد به محاسبات راهبردی دو طرف درباره هزینه‌های جنگ، ظرفیت بازدارندگی و امکان حفظ تعادل میان دیپلماسی و قدرت نظامی گره خورده است؛ محاسباتی که می‌تواند سرنوشت امنیت خلیج‌فارس و حتی معادلات خاورمیانه را در ماه‌های پیش‌رو تعیین کند.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

نجات تفاهم

تلاش میانجی‌گران برای عدم شروع مجدد جنگ صدای انفجارها هنوز از جنوب…

۲۰ تیر ۱۴۰۵

حملات تفرقه‌افکنانه

انتقادات سعید جلیلی از تیم مذاکره‌کننده طی روزهای اخیر مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها،…

۲۰ تیر ۱۴۰۵

اولویت‌های آینده ایران

حفظ پایداری جمهوری اسلامی مهم‌ترین انتقام است به‌قلم؛ سیدحسین مرعشی؛ دبیرکل حزب…

۲۰ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید