رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : حمله جهل به عقل

حمله جهل به عقل

بررسی حملات تندروها به پزشکیان برای از بین بردن انسجام ملی

درحالی ‌که هنوز آئین تشییع رهبر شهید انقلاب به پایان نرسیده و فضای کشور همچنان زیر سایه تنش‌های امنیتی و گمانه‌زنی‌ها درباره آینده مذاکرات ایران و آمریکا قرار دارد، گروهی در حاشیه مراسم تشییع در تهران با هتاکی و حملات فیزیکی، رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه را هدف قرار دادند. اتفاقی که در همان ساعات نخست، توجه‌ها را از متن مراسم به حاشیه‌های آن کشاند و این پرسش را پیش روی ناظران قرار داد که چرا در بزنگاه‌های حساس، برخی جریان‌ها ترجیح می‌دهند مهم‌ترین صحنه‌های وحدت ملی را به میدان منازعه سیاسی تبدیل کنند؟ تصاویر مراسم تشییع قرار بود فقط روایت همبستگی باشد؛ روایت مردمی که برای بدرقه رهبر شهید خود گرد آمده‌اند و کشوری که پس از روزهای پرالتهاب جنگ و بحران تلاش می‌کند، انسجام ملی خود را به نمایش بگذارد. اما ناگهان شعارهای عده‌ای سوپرانقلابی علیه مسعود پزشکیان و عباس عراقچی، فضای مراسم را دستخوش حاشیه کرد. اینجا اما مسئله دیگر صرفاً چند شعار یا رفتار پراکنده نیست. اهمیت ماجرا در زمانی است که این اتفاقات رخ داده است. در شرایطی که آئین وداع با رهبر هنوز در جریان است و کشور نیز همچنان با پیامدهای تنش‌های خارجی مواجه است هرگونه شکاف در جبهه داخلی طبیعتاً بیش از گذشته مورد توجه قرار می‌گیرد.

از هشدار درباره تکرار تاریخ تا دفاع از انسجام ملی
هتاکی و حملات فیزیکی به رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه و اعضای تیم مذاکره‌کننده در حاشیه مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب موجی از واکنش‌های سیاسی و رسانه‌ای را در پی داشت که محور مشترک آنها تأکید بر حفظ انسجام ملی، جلوگیری از تشدید دوقطبی‌های سیاسی در شرایط حساس کشور و ضرورت برخورد با آمران و سازمان‌دهندگان این اقدامات بود. سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با اشاره به تجربه‌های مشابه در گذشته، ریشه مسئله را فراتر از رفتار چند فرد دانست و خواستار برخورد با آمران این اقدامات شد. او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «از مُهرپراکنی به شهید دکتر لاریجانی زمانی نگذشته است، دیروز شاهد اتفاقات مشابه بودیم. آیا قرار است همچنان تاریخ تکرار شود؟ عاملان کمتر مقصرند، مسببان و آمران را برجای خود بنشانند». فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت نیز با اشاره به حضور گسترده مردم در مراسم، آن را یکی از بزرگ‌ترین صحنه‌های وحدت ملی توصیف کرد و تأکید داشت هر اقدام وحدت‌شکن نه فقط خلاف اخلاق سیاسی بلکه مغایر با منافع ملی است. از نگاه او، سرمایه اجتماعی شکل‌گرفته در چنین مناسبت‌هایی نباید قربانی رقابت‌های جناحی شود. یوسف پزشکیان فرزند و مشاور رئیس‌جمهور نیز در یادداشتی در کانال تلگرامی‌اش هشدار داد که هدایت خشم عمومی به سمت نیروهای داخلی عملاً خدمت به دشمنان خارجی است.

عراقچی؛ هدف اصلی حملات
یکی دیگر از تحلیل‌ها درباره چرایی این حملات در یادداشت مشترک علی معزی، محمد قوچانی و محمد مهاجری با تیتر «جدال عقل و جهل؛ ریشه‌های حمله به وزیر امور خارجه» مطرح شد؛ یادداشتی که تلاش می‌کند، ماجرا را نه صرفاً یک اعتراض سیاسی بلکه نشانه تقابل دو رویکرد در حکمرانی و سیاست خارجی معرفی کند. نویسندگان این یادداشت معتقدند عباس عراقچی امروز به یکی از اصلی‌ترین اهداف جریان‌های تندرو تبدیل شده است؛ نه صرفاً به دلیل عملکرد شخصی خود بلکه به این دلیل که نماد دیپلماسی و مذاکره در ساختار سیاسی کشور محسوب می‌شود. آنها تأکید می‌کنند که وزیر امور خارجه در جمهوری اسلامی، تصمیم‌گیر نهایی سیاست خارجی نیست و در چارچوب سیاست‌هایی عمل می‌کند که در سطوح بالاتر نظام تعیین می‌شود. بنابراین متهم کردن دستگاه دیپلماسی به سازش یا خیانت در واقع زیر سوال بردن سازوکارهای رسمی تصمیم‌گیری کشور است. این یادداشت همچنین عراقچی را یک دیپلمات حرفه‌ای معرفی می‌کند که در دولت‌های مختلف حضور داشته و برخلاف تصویرسازی مخالفان، نماینده یک جناح خاص نیست. به باور نویسندگان، مخالفت با عراقچی بیش از آنکه متوجه شخص او باشد، مخالفت با اصل مذاکره و دیپلماسی است؛ همان رویکردی که تلاش می‌کند در کنار قدرت نظامی از ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک نیز برای تأمین منافع کشور بهره بگیرد. بخش مهم دیگری از این یادداشت به تحلیل جریان‌های پشت ‌پرده این حملات اختصاص دارد. معزی، قوچانی و مهاجری معتقدند با وجود آنکه این طیف از پشتوانه اجتماعی گسترده‌ای برخوردار نیست اما با تکیه بر عملیات رسانه‌ای و تحرکات خیابانی می‌کوشد، وزن سیاسی خود را بیش از اندازه واقعی نشان دهد. از نگاه آنان، این جریان تلاش می‌کند، اختلافات داخلی را به مسئله اصلی کشور تبدیل و هرگونه اجماع در حوزه سیاست خارجی را با چالش مواجه کند. همین نگاه در واکنش دیگر چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای نیز دیده می‌شود. حسام‌الدین آشنا در واکنشی کوتاه نوشت: «همان که سنگش می‌زنید؛ سنگتان را به سینه می‌زند». جمله‌ای که به نقش عراقچی در دفاع از منافع ملی، فارغ از فشارها و حملات سیاسی اشاره‌ای دارد.

صدای مشترک علیه افراط
احمد زیدآبادی نیز این اتفاق را نشانه‌ای از تنگ‌تر شدن دایره مدارا در فضای سیاسی می‌داند و معتقد است اگر عالی‌ترین مقام اجرایی کشور نیز از هجمه‌ها مصون نباشد، طبیعی است که بسیاری از شخصیت‌های سیاسی ترجیح دهند در چنین مراسم‌هایی حضور پیدا نکنند. این فعال اصلاح‌طلب در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت: «اینکه عده‌ای حرمت مراسم تشییع را نادیده بگیرند و حین مراسم در مواجهه با رئیس‌جمهور و وزیر خارجه کشور علیه آنان شعارهای تند و سخیف دهند، خود به روشنی علت عدم حضور چهره‌هایی چون سید‌محمد خاتمی و شیخ حسن روحانی در مراسم را توضیح می‌دهد». محمد مهاجری، فعال رسانه‌ای اصولگرا همچنین پیش از انتشار یادداشت مشترکش با قوچانی و معزی در توئیتی خطاب به محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی سکوت مسئولان را پرسش‌برانگیز توصیف کرد و نوشت: «شعارها و فحش‌های زشتی که در مراسم تشییع رهبر شهید علیه عراقچی و قالیباف داده می‌شود حتماً فتنه اسرائیلی است. سکوت شما و برخی از اعضای شعام در مظان همراهی با این شعارها و ناسزاها هستند خودش عامل فتنه بزرگ‌تری است».
در سوی دیگر حتی برخی چهره‌های نزدیک به جریان اصولگرا نیز این شعارها را کمکی ناخواسته به دشمن ارزیابی کردند. در همین چارچوب حسین سلیمانی، سردبیر مشرق‌نیوز با انتشار ویدئوی حمله‌ به عراقچی نوشت: «شما شاهد پیاده‌نظام بی‌جیره و مواجب دشمنان این کشور هستید… همان جماعتی که چندی قبل رواق و حسینیه کشوردوست را هم با همین رفتارها به تعطیلی کشاندند… میادین را خالی از مردم و جمعیت کردند… شعارهای ضدآمریکا و ضداسرائیل را به شعار علیه این و آن در داخل کشور تبدیل کردند… البته درباره «بی‌جیره و مواجب بودن» سرمنشأ و لیدرهای این جریانات، نهادهای مسئول باید بیشتر تحقیق کنند». حمیدرضا علیمی، مداح نیز به حمله تندروها به پزشکیان، عراقچی و قالیباف واکنش نشان داد و خطاب به پزشکیان، قالیباف و عراقچی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با‌شرف‌ها به شما نمی‌گن بی‌شرف…» شاید مهم‌ترین تحلیل در این ‌باره را بتوان در جمله پایانی یادداشت مشترک معزی، قوچانی و مهاجری یافت؛ اینکه کشور امروز بیش از هر زمان دیگری با شکاف «عقل و جهل» روبه‌رو‌ست نه صرفاً شکاف اصلاح‌طلب و اصولگرا. از نگاه آنان، نقد سیاست خارجی حق همه جریان‌هاست اما میان نقد و لشکرکشی خیابانی میان مخالفت و هتاکی و میان رقابت سیاسی و برهم زدن انسجام ملی تفاوتی اساسی وجود دارد. در روزهایی که تهدیدهای خارجی همچنان ادامه دارد، مهم‌ترین سرمایه هر کشوری، انسجام داخلی است. هر جریان سیاسی می‌تواند، منتقد مذاکره یا مدافع آن باشد اما هنگامی که اختلافات داخلی بر مهم‌ترین صحنه‌های وحدت ملی سایه بیندازد، مرز میان رقابت سیاسی و آسیب زدن به منافع ملی بیش از هر زمان دیگری باریک خواهد شد.

sazandegi

پست های مرتبط

به بهای منافع ملی

ظریف: عافیت‌طلبی یعنی برای حفظ جایگاه خود نگذاری مشکل کشور حل شود…

۲۵ تیر ۱۴۰۵

سوگندتان را به‌یاد آورید

درباره نامه تعدادی از نمایندگان مجلس که خواستار لغو تفاهم‌نامه اسلام‌آباد شدند…

۲۵ تیر ۱۴۰۵

ادعای نخست‌وزیر جوان

دردیدار الزیدی با ترامپ مطرح شد: تمرکز سلاح باید در دست دولت…

۲۵ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید