رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > جامعه : در ستایش سازش

در ستایش سازش

هیچ ملتی با سوءظن دائمی، آینده‌ای مطمئن نخواهد ساخت

به قلم؛ سیدمصطفی میرتبار؛ معاون استاندار و فرماندار ویژه شهرستان بابل

در سپهر سیاست، همیشه نزاع و کنش بر سر قدرت نیست؛ گاهی اختلاف اصلی بر سر معناست. واژه‌ها آرام‌آرام از معنای نخستین و بنیادین خود فاصله می‌گیرند، بار عاطفی و احساسی پیدا می‌کنند و سرانجام به ابزاری برای داوری درباره اشخاص و جریان‌ها تبدیل می‌شوند. در چنین فضایی، دیگر کسی از خود نمی‌پرسد یک واژه دقیقاً چه معنایی دارد؛ مهم این است که چه کسی آن را بر زبان آورده و علیه چه کسی به کار رفته است.
«سازش» از جمله همین واژه‌هاست. اصطلاحی که سال‌هاست بیش از آنکه فهمیده شود، درباره آن قضاوت می‌شود. کافی است در فضای سیاست بین‌الملل از تعامل، مذاکره یا کاهش تنش سخنی به میان آید تا عده‌ای بی‌درنگ برچسب «سازش» را بر پیشانی آن بچسبانند؛ گویی هر تلاشی برای کاستن از هزینه‌ها و رفع تهدیدات جدی امنیت ملی به‌معنای دست شستن از عزت و منافع ملی است.
اما تاریخ چنین روایت ساده‌ و یک‌وجهی از سیاست ندارد. ملت ایران تحقیقاً بیش از هر ملت دیگری، بهای سنگین وابستگی و امتیازدهی را پرداخته است. از همین‌رو حساسیت و تعصب نسبت به استقلال کشور، نه‌تنها طبیعی بلکه ارزشمند و قابل درک است. با این‌ حال همین تاریخ به ما می‌آموزد که نباید میان «تسلیم» و «تدبیر» علامت مساوی گذاشت. همان‌گونه که هر ایستادگی الزاماً حکیمانه نیست هر گفت‌وگویی نیز نشانه عقب‌نشینی نیست. سیاست و بصیرت هنر تشخیص همین مرزهای باریک است.
به گمانم یکی از زیباترین درس‌های حکمرانی را می‌توان در عهدنامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر یافت. امام علی(ع) در این نامه در کنار تأکید بر عدالت و قاطعیت، بارها از بردباری، مشورت، انصاف و پرهیز از شتاب در تصمیم‌گیری سخن می‌گوید. گویی می‌خواهد یادآور شود که اداره جامعه تنها با اقتدار ممکن نیست؛ حکمرانی، بیش از هر چیز به تشخیص درست و تدبیر عمیق و همه‌جانبه‌نگر نیاز دارد.
همین نگاه را می‌توان در اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز دید؛ جایی ‌که سال‌هاست سه مفهوم «عزت، حکمت و مصلحت» در کنار یکدیگر تکرار می‌شوند. نکته قابل ‌تأمل این است که هیچ‌یک از این سه، جای دیگری را پر نمی‌کند. عزت بدون حکمت ممکن است به هیجان بینجامد و حکمت بدون عزت به انفعال تعبیر شود. مصلحت نیز نه توجیه هر تصمیمی بلکه هنر تشخیص راهی است که منافع کشور و‌ ملت را بهتر و پایدارتر تأمین کند. از این منظر قضاوت درباره عملکرد دولت‌ها نیز باید براساس نتیجه و پایبندی به منافع ملی باشد نه صرفاً بر پایه شعارهایی که در فضای سیاسی و برخی تریبون‌ها دست به‌دست می‌شوند.
دکتر مسعود پزشکیان از نخستین روزهای مسئولیت خود با برچسب‌هایی روبه‌رو شد که مهم‌ترین آنها «سازش‌کار» بود. اما رخدادهای ماه‌های گذشته، به‌ویژه در بزنگاه‌های امنیتی و منطقه‌ای، تصویری متفاوت از این روایت ارائه داد. او در کنار رهبر معظم انقلاب و دیگر ارکان نظام در دفاع از امنیت ملی، تمامیت ارضی و اقتدار ایران ایستاد و نشان داد که باور به گفت‌وگو و دفع تهدید هرگز به‌معنای چشم‌پوشی از منافع کشور نیست. چه‌ بسا همین ایستادگی سبب شد حتی برخی از منتقدان سیاسی دولت نیز فارغ از اختلاف‌نظرهای معمول، استواری رئیس‌جمهور و شجاعت مثال‌زدنی‌شان در دفاع از ایران را انکار نکنند.
البته نقد دولت، حق جامعه و لازمه پویایی نظام سیاسی است. هیچ دولتی فراتر از نقد نیست و هیچ مسئولی نباید خود را مصون از پرسش بداند. اما فاصله‌ای جدی میان نقد منصفانه و برچسب‌زنی وجود دارد. آنجا که واژه‌ها جای استدلال را می‌گیرند، گفت‌وگو از میان می‌رود و سیاست بیش از آنکه عرصه حل مسئله باشد به میدان حذف رقیب تبدیل می‌شود.
متأسفانه در سال‌های اخیر گروه‌هایی هرچند کم‌شمار اما پرهیاهو، کوشیده‌اند برخی واژه‌های اصیل را از معنای واقعی خود تهی کنند. «وفاق» را به سازش، «تعامل» را به عقب‌نشینی و «مصلحت» را به معامله بر سر اصول فروکاسته‌اند. این همان دگم‌اندیشی‌ای است که نه با سنت فکری ایران سازگار است، نه با آموزه‌های اصیل پیشوایان دینی و نه با تجربه حکمرانی. جامعه‌ای که همه مسائل پیچیده را با دوگانه‌های ساده توضیح دهد، دیر یا زود قدرت تشخیص خود را از دست خواهد داد.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به آرامش، انسجام و عقلانیت نیاز دارد. دشمنان این سرزمین بیش از آنکه از اختلاف‌نظرهای طبیعی مردم ایران خرسند شوند از شکاف‌هایی استقبال می‌کنند که به دست خودمان عمیق‌تر می‌شود. از همین‌رو مسئولیت نخبگان، مدیران، سخنرانان و فعالان سیاسی آن است که به ‌جای دامن زدن به دوقطبی‌های بی‌ثمر به بازسازی زبان گفت‌وگو کمک کنند؛ زیرا هیچ ملتی با سوءظن دائمی به یکدیگر، آینده‌ای مطمئن نخواهد ساخت.
شاید وقت آن رسیده باشد که واژه‌ها را از اسارت هیجان‌های سیاسی آزاد کنیم. «سازش» اگر به‌ معنای چشم‌پوشی از عزت و استقلال ایران باشد، بی‌تردید محکوم است؛ اما اگر مقصود از آن، تدبیر برای کاهش هزینه‌ها، گفت‌وگو برای تأمین منافع ملی و انتخاب راهی خردمندانه در چارچوب اصول انقلاب باشد، دیگر نمی‌توان آن را به ناسزا یا برچسبی سیاسی تبدیل کرد. سیاست میدان شعارهای بلند نیست؛ میدان مسئولیت‌های سنگین است. در این میدان، آنان که بار اداره کشور را بر دوش دارند، ناگزیرند گاه تصمیم‌هایی بگیرند که نه برای کف زدن جمعیت بلکه برای حفظ منافع ملت است. داوری درباره این تصمیم‌ها نیز اگر با انصاف و عقلانیت همراه باشد بیش از آنکه به نفع یک دولت یا یک جریان سیاسی باشد، به سود ایران خواهد بود.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

سنایی در سکوت

موج جدید پلمب کافه‌های محبوب پایتخت گروه اجتماعی:‌ گزارش‌های رسیده از خیابان‌های…

۳۰ تیر ۱۴۰۵

از تبریز تا بوشهر

دامنه حملات آمریکا در ایران افزایش یافت در پی تشدید کم‌سابقه درگیری‌های…

۳۰ تیر ۱۴۰۵

تاخیر ۱۰ ماهه واریز حقوق پرستاران

دبیر‌کل خانه پرستار می‌گوید شرایط پرستاران بدتر شده است قبل از آنکه…

۲۹ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید