رنگ‌زمینه

فریاد علیه خاموشی

نگاهی به فیلم «بی داد» ساخته سهیل بیرقی

به قلم؛ دلارام اقتناعی؛ دانش‌آموز رشته سینما

فیلم «بی‌داد» به کارگردانی سهیل بیرقی که بدون مجوزهای لازم و به‌صورت زیرزمینی ساخته شده بود، بعد از نمایش در جشنواره کارلوویواری، برای نمایش عمومی در یوتیوب کارگردان آن، بارگذاری شد. داستان درباره دختری است که دوست دارد بخواند اما تمام شرایط علیه اوست.
ستی خواننده‌ای است که در ایران نمی‌تواند به‌صورت رسمی و مستقل هنرش را به نمایش بگذارد. او (به ناچار) در قالب خواننده پشت صحنه یا زیر صدا، کنار یک خواننده مرد حضور رپیدا می‌کند، جایی‌که صدایش نه نامی دارد، نه هویتی. وقتی در این وضعیت تاب نمی‌آورد، به اجراهای زیرزمینی و کافه‌های زیرزمینی پناه می‌برد و همانجا هم زندگی، او را با دنیای جدیدی روبه‌رو می‌کند. حمله، دستگیری و بعد تحقیر؛ آزادی‌اش با یک معامله تلخ خریده می‌شود و در نهایت از زندان با لکنت زبان که از کودکی‌اش بازگشته، رها می‌شود. در قصه، ستی فقط «خواننده» نیست، بلکه نماینده صداهایی است که زیر سوال می‌روند و بعد خفه می‌شوند. «ببین» (امیر جدیدی) هم در داستان هست، اما فیلم اجازه نمی‌دهد در روایت قصه شریک شود. او حامی و همراه است و نه قهرمان. این شاید مهم‌ترین تفاوت «بی‌داد» با قالب رایج سینمایی است که مردانه است، چرا‌که نجات‌دهنده این قصه، زن و خشم اوست. محور اصلی و پیش‌برنده داستان، یک زن خواننده است که در دو جبهه می‌جنگد: در جبهه بیرونی که با یک نظام و مدیریت شهری‌ می‌جنگد، که دارد صدای او را تهدیدی برای دنیا می‌بیند و در جبهه درونی با سانسوری که حتی در ذهن خودش هم حک شده و آن ترس از خواندن بعد از اوج گرفتن لکنت کودکی‌اش است. نقطه قوت اصلی این است که بی‌داد زن را ابزار نمی‌بیند، بلکه صدای او را سوژه می‌کند و این دقیقاً همان جایی است که از کلیشه‌های معمول سینما جدا می‌شود.

نمادهای فیلم
لکنت زبان ستی نشانه‌ای از خاموش شدن صدای اوست؛ در کودکی وقتی نمی‌تواند حرف بزند و در بزرگسالی وقتی سرکوب می‌شود، لکنت برمی‌گردد. اجرای خیابانی ستی دقیقاً مقاومت در برابر همین لکنت است. نبود دهان در طراحی‌های پایانی فیلم نیز نمادی از تصویر زنی است که اجازه حرف زدن ندارد. شاید بتوان گفت این استعاره اصلی فیلم است. مادر الکلی در این قصه، نه یک ضدقهرمان شیک، بلکه یک انسان ساقط شده و وابسته است. او در لحظه بحرانی دستگیری دخترش، حتی قادر به کمک نیست. فیلم از بیان این تصویر تلخ که اصلاً نرم و رمانتیک هم نیست، ابایی ندارد.فیلم نقطه قوت‌هایی هم دارد. واقع‌گرایی خشن در صحنه‌های تعقیب و دستگیری، آن‌هم بدون موسیقی اغراق‌شده و با دوربین لرزان اما کنترل‌شده از آن جمله است. بازی سروین ضابطیان نیز قابل‌توجه است. او فقط زن رنج‌کشیده نیست، بلکه موجودی خشمگین، شکسته و مصمم است. شخصیت‌پردازی مردانه داستان نیز متفاوت است. ببین با بازی امیر جدیدی، برخلاف بسیاری از فیلم‌های شهری، نه ناجی است و نه یک دام خطرناک. او صرفاً یک همراه ساده است که در حاشیه زندگی حضور دارد. فیلم از ضعف‌هایی نیز رنج می‌برد. در میانه فیلم، پیچش‌هایی از جنس فیلم نوآر و تعقیب‌وگریز وجود دارد که کمی از تمرکز بر موقعیت مادر و پیامدهای روانی او می‌کاهد. مادر ‌ستی اگرچه در پایان مهم می‌شود اما در میانه قصه، گویی با تصویری کلیشه‌ای و منفعل رها شده است.

در مقابل جریان غالب
در بسیاری از آثار سینمای ایران و حتی سینمای مستقل، زن یا ابزار تحول شخصیت مرد است، یا قربانی زیبا که برای ایجاد همدردی وجود دارد. در هر دو حالت، او در خدمت روایت مرد است. بی‌داد دقیقاً این را عوض می‌کند و ستی یک زن کنشگر و مستقل است، نه قربانی تمام‌قد. ستی تا سرحد امکان تلاش می‌کند و ممکن است شکست هم بخورد. شخصیت «ببین» در فیلم یک شخصیت خاکستری است و بعد از ورودش این انتظار را می‌سازد که قرار است مهم باشد، اما در نهایت روایت از دید ستی جلو می‌رود و ستی است که تصمیم می‌گیرد، می‌جنگد و حتی خطا می‌کند. او نه ناجی قصه است، نه معشوقه، چراکه صاحب یک ایده است و برای آن می‌جنگد: صدای زن‌ها باید شنیده شود، حتی وقتی دارند له می‌شوند. بی‌داد از منظر فیلم‌سازی هم نکات جالبی دارد. ساختن یک فیلم بدون پروانه درباره موضوع حساس خواندن زنان، دادن مسئولیت پیش بردن داستان به قهرمان زن، می‌تواند یک حرکت اجتماعی و اکت سیاسی باشد. اینکه فیلم جایزه ویژه هیأت داوران کارلوویواری را گرفت، نشان داد این پیام مدنظر کارگردان و سازندگان نیز در یک صحنه بین‌المللی درک شده است.

نکات منفی
برخی صحنه‌ها، به‌ویژه درگیری‌ها، می‌توانستند کمی فشرده‌تر باشند. نشان دادن بیش از حد خشونت واقعی مانند صحنه‌های حمله، کتک‌کاری و رابطه اجباری در بخش‌هایی می‌تواند برای مخاطب سنگین باشد که البته می‌توان گفت این موضوع بیشتر یک تصمیم اخلاقی آگاهانه است، نه ضعف ساختاری.

برچسب ها :

sazandegi

پست های مرتبط

متخصص آسیا

برد پرگل استقلال ایران در اولین هفته از لیگ نخبگان «آسیا تخصص…

۲۴ شهریور ۱۴۰۵

قتل‌عام سیستماتیک

فیلم مستند نازا، ساخته دو فیلم‌ساز اسرائیلی که به پشت پرده کشتار…

از نسل رویاپردازان

گزارش شب مجید درخشانی بزرگ‌داشت مجید درخشانی، آهنگ‌ساز و نوازنده برجسته تار…

۲۳ شهریور ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید