رنگ‌زمینه

‌معتمد روشنفکران

بدرقه و خاکسپاری محمدقاسم صالح‌رامسری، مدیر انتشارات معین در رامسر

 

آئین بدرقه و خاک‌سپاری محمدقاسم (لیما) صالح رامسری، مدیر و بنیان‌گذار انتشارات معین، که پس از یک دوره بیماری، دوشنبه شب براثر سکتۀ قلبی درگذشت، امروز از خانۀ سمن رامسر به سمت آرامستان بهشت زینبیه این شهر برگزار می‌شود. صالح رامسری، متولد ۱۳۳۵ در رامسر، دانش‌آموختۀ دبیرستان خوارزمی تهران، دانش‌آموختۀ دوره‌های نشر از مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و دانش‌آموختۀ کارشناسی زبان و ادبیات فارسی بود. او فعالیت در حوزۀ نشر را از سال ۱۳۵۶ با انتشارات امیرکبیر به‌عنوان سرپرست واحد ویرایش شروع کرد، هم‌چنین با مجلۀ «فردوسی» هم همکاری داشت.

شروع کار با امیرکبیر
صالح رامسری، آذر ۱۳۹۳ در دومین نشست از سلسله نشست‌های «تاریخ شفاهی کتاب» دربارۀ چگونگی ورودش به حوزۀ نشر گفته بود: «ماجرای نخستین گام من در حوزۀ نشر به زمانی برمی‌گردد که از کلاس چهارم یا پنجم به درخواست پدرم در کتاب‌فروشی مدرنی به‌نام «کتاب‌فروشی دانش» مشغول به کار شدم. آن زمان در شهرهای ساحلی فضا طوری بود که بچه‌ها نمی‌توانستند تابستان‌ها بی‌کار بمانند و بسیاری از آن‌ها به جذب مسافر یا کارهای دیگر می‌پرداختند. من نیز در کتاب‌فروشی همسایه‌مان مشغول به کار شدم. بعد از آن در سال‌های ۵۶-۵۵ که آزادی نسبی در مطبوعات ایجاد شد، در تهران برای ادامۀ تحصیل با مجله «فردوسی» همکاری کردم و از آن زمان بود که پای من به انتشارات امیرکبیر باز شد. سال ۱۳۵۶ از طریق رحیم پازوکی (رئیس فروشگاه خوارزمی) به عبدالرحیم جعفری، بنیان‌گذار و مدیر نشر امیرکبیر معرفی شدم و بعد از آن به استخدام امیرکبیر در آمدم و کار رسمی خود را شروع کردم. بعد از پیروزی انقلاب ماجرای اعتصاب تولید امیرکبیر پیش آمد و آقای جعفری تولید کتاب را تعطیل کرد. پس از آن بود که من را از قسمت فروشگاه به بخش تصحیح کتاب‌ها و کار فنی نشر فرستادند و رسم‌الخط‌های مختلف را در آن‌جا (برای کار غلط‌گیری کتاب‌ها) به من آموزش دادند. از آن به‌بعد، هرچه از کارهای فنی نشر آموختم به دلیل حضور محمدرضا جعفری در مقام ریاست این انتشارات و کار در آن‌جا بود. یادم می‌آید نخستین کتابی را که برای نمونه‌خوانی به من دادند، کتاب «سنجش خرد ناب» نوشتۀ کانت بود. در آن زمان ناشران رسم‌الخط درستی نداشتند و هر مؤلفی برای خود رسم‌الخط ویژه‌ای داشت، اما انتشارات امیرکبیر در ابتدا جزوه‌ای را به کارمندان خود می‌داد که براساس همان شیوه باید غلط‌گیری‌ها انجام می‌شد».

ماجرای زرین‌کوب و جرقۀ تأسیس نشر معین
رامسری، انتشارات معین را سال ۱۳۶۴ با شعار «خدمت به فرهنگ ایران و جهان» تأسیس کرد. نام «معین» به احترام دکتر محمد معین، لغت‌شناس و مؤلف فرهنگ فارسی معین، برای مؤسسه برگزیده شد تا پیوند آن با سنت فرهنگ‌نویسی و پژوهش زبان فارسی برجسته شود، و از ابتدا هویت خود را بر پیوند با میراث دکتر محمد معین و نشر آثار جدی ادبی و پژوهشی بنا کرد. رامسری دربارۀ این‌که چرا انتشارات امیرکبیر را رها کرد و نشر معین را راه‌اندازی کرد، گفته: «جریان تأسیس نشر معین قصه‌ای دراز دارد. زمانی‌که در انتشارات امیرکبیر کار می‌کردم، هرگز به این فکر نمی‌کردم که روزی مستقل شوم، اما بعد از رفتن جعفری فضای خاصی در امیرکبیر حاکم شد که کارکردن در آن مشکل بود. مدیران و مسئولان سلایق خاص خود را اعمال می‌کردند و سیاست‌های امیرکبیر را ادامه نمی‌دادند. در واقع جرقۀ استقلال من به‌واسطۀ ماجرای عبدالحسین زرین‌کوب بود. زمانی‌که به علت بیماری آب مروارید مجبور بود برای درمان به فرانسه سفر کند، به‌خاطر نیاز مبرمی که به پول داشت با انتشارات امیرکبیر تماس گرفت و گفت یک تا یک‌و‌نیم میلیون پول برای کتاب‌هایی که قرار است از او چاپ یا تجدید چاپ شود، می‌خواهد. در واقع، این درخواست او که باعث بگومگو و اصرار من به مدیرعامل امیرکبیر شد، هیچ نتیجه‌ای در بر نداشت و مدیر مذکور حاضر نشد مبلغی از پول پیش کتاب‌های زرین‌‌کوب را بدهد. این بود که من از انتشارات امیرکبیر جدا و درصدد استقلال برآمدم؛ چراکه دیگر اقدامات مدیران آن‌جا را شایسته انتشارات امیرکبیر نمی‌دانستم و از آن‌جا که نخستین چاپ ما در مقام ناشر مجموعه مقالات «محمد معین» بود، به احترام او اسم انتشارات را معین گذاشتیم».
رامسری همچنین به‌عنوان ویراستار فنی مجموعه دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی فعال بود و کتاب «بحور الالحان» فرصت‌الدوله شیرازی را تصحیح کرد و در تدوین فرهنگ‌نامۀ کودک و نوجوان نیز نقش داشت.

مورد اعتماد نویسندگان
نشر معین، ناشری گزیده‌کار است که علاوه‌بر تک‌کتاب‌های قابل‌توجه، از برخی نویسندگان چون احمد محمود، هوشنگ مرادی‌کرمانی، ژاله آموزگار، غلامحسین میرزاصالح و جعفر شهری مجموعه‌ای از آثار منتشر کرده است. رامسری دربارۀ چگونگی آشنایی‌اش با این نویسندگان گفته: «یکی از نویسندگان مجلۀ کتاب هفته نوشته بود که انتشارات امیرکبیر، باعث سکوی پرتاب من شد. من این جمله را می‌پذیرم و خودم نیز به آن اقرار می‌کنم. آشنایی‌ام با بیشتر نویسندگان و بزرگانی که بعد از تأسیس نشر معین با آن‌ها ارتباط داشتم و کتاب‌های‌شان را به چاپ رساندم، در انتشارات امیرکبیر صورت گرفته بود. به راستی انتشارات امیرکبیر به ریاست جعفری سکوی پرتابم در آن سال‌ها بود و من دست بر قضا با آن‌ها آشنا شدم. البته به‌غیر از هوشنگ مرادی‌کرمانی که نصرالله حدادی دست او را در دستم گذاشت، آشنایی‌ام با این افراد مشهور را مدیون امیرکبیر هستم». او در ادامه دربارۀ علت پایداری اعتماد و همکاری این نویسندگان با نشر معین گفته بود: «اساساً نگه‌داشتن مؤلف مشهور کار سختی است، اما داشتن صداقت تنها علت اعتماد این افراد به این انتشارات بوده است؛ چراکه این تنها عاملی است که می‌توان هر شخصی را با خود تا مدت‌های طولانی همراه داشت». انتشارات معین از احمد محمود «درخت انجیر معابد»، «مدار صفر درجه»، «زمین سوخته»، «داستان یک شهر»، «غریبه‌ها و پسرک بومی»، «قصۀ آشنا»، «از مسافر تا تب‌خال»، «آدم زنده»، «زائری زیر باران»، «سه کتاب» و «دیدار (دیدار با احمد محمود)» را منتشر کرده است. «قصه‌های مجید»، «بچه‌های قالیباف‌خانه»، «نخل»، «خمره»، «مربای شیرین»، «لبخند انار»، «شما که غریبه نیستید»، «آب‌انبار»، «ته خیار»، «نه تر و نه خشک»، «پلو خورش» و «بقچه: قصه‌های کوتاه» از جمله کتاب‌های هوشنگ مرادی‌کرمانی هستند که توسط نشر معین منتشر شده‌اند. نشر معین از ژاله آموزگار هم کتاب‌هایی چون «زبان، فرهنگ و اسطوره»، «از گذشته‌های ایران»، «باز هم ایران و گوشه‌هایی از فرهنگ آن»، «یادگار زریران»، «ارداویراف‌نامه» و دو کتاب «زبان پهلوی: ادبیات و دستور آن» و «کتاب پنجم دینکرد» با همکاری احمد تفضلی، منتشر کرده است. نشر معین از غلامحسین میرزاصالح هم تصحیح «سرگذشت ژیل بلاس» با ترجمۀ میرزا حبیب اصفهانی، «خاطرات سیاسی قوام‌السلطنه»، ترجمۀ «بچه‌های ژیواگو» اثر ولادیسلاو زوبوک و «رجال و دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی» را منتشر کرده است. از آثار جعفر شهری هم «طهران قدیم» و «قند و نمک» توسط این نشر منتشر شده است.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

ویولن‌زن عاشق لنین

بابک امیرخسروی از چهره‌های سرشناس چپ ایران در ۹۹ سالگی درگذشت  …

۱۴ مهر ۱۴۰۵

انقلاب عمودی

درباره میکرودراما که از چین آغاز شد و به ایران رسید میکرودراما…

جریان یک جدایی

اثر اصغر فرهادی بر نسل تازه فیلم‌سازان ایران و جهان به قلم؛…

دیدگاهتان را بنویسید