رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : تقریر مسأله و راه حل

تقریر مسأله و راه حل

آیا زندان و اعدام چاره‌ساز است؟

عمادالدین باقی؛ جامعه‌شناس و پژوهشگر حقوق بشر

از ابهامات و سوالات فراوان درباره وقایع خونین دی‌ماه می‌گذرم، سوالاتی که نمی‌تواند بی‌جواب بماند و جواب آنها تکلیف خیلی از مسائل امروز و آینده را روشن می‌کند. اکنون به عوامل واگرایی در شرایط نیاز حیاتی‌تر از همیشه به انسجام ملی می‌پردازم.

تباه کردن سرمایه اجتماعی برآمده از جنگ ۱۲‌روزه
در جنگ ۱۲‌روزه همه مسئولان از مردم تشکر کردند و اعتقاد داشتند، آنچه سناریوی سرنگونی سریع از طریق یک حمله نظامی غافلگیرانه و برق‌آسا همراه با ترورهای گسترده فرماندهان را شکست داد، این بود که برخلاف انتظار دشمن، مردم همراهی نکردند.
آری، راز اصلی شکست حمله، عدم همراهی مردم بود. در تقدیر از این حرکت مردم که به‌رغم نارضایتی‌ها، وظیفه ملی و میهنی خود را درست تشخیص دادند باید بی‌درنگ تغییراتی صورت می‌گرفت و امیدها را تقویت می‌کرد که نه‌تنها چنین نشد بلکه اوضاع اقتصادی رو به‌وخامت گذاشت و دوباره سیاست‌های غلط گذشته مانند؛ قوانین حجاب و فیلترینگ و بازداشت و… در دستور قرار گرفت و حتی وقتی‌ که قرار شد، عفو گسترده‌ای اعلام و بسیاری از زندانیان سیاسی آزاد شوند و رئیس قوه قضائیه از همه درخواست لیست کرد، از لیست زندانیانی که ارائه شد و غالباً راهی حقوقی برای آزادی‌شان هم وجود داشت و می‌توانستند آزاد شوند خیلی‌ها آزاد نشدند که برخی از آنها مانند محمود دیهوری و حمید بیدار هم متأهل بودند و هم جزو افراد غوغایی نبوده و نیستند. البته فریبا کمال‌آبادی پس از ۱۴ سال زندان آزاد شد که باید زودتر این اتفاق می‌افتاد اما هنوز بسیارند کسانی‌ که باید آزاد می‌شدند.

رواداری داخلی برترین سلاح در برابر تهدید
امروز که کشور در معرض جنگ خانمان‌سوز دیگری قرار دارد که شاید شدیدتر و گسترده‌تر باشد اگر مردم همراهی نکنند، وضعیت متفاوت نخواهد بود. تقویت همگرایی اصلی‌ترین نیروی دفاعی ملی است اما سخت‌گیری‌ها علیه همگرایی ملی عمل خواهند کرد. سوابق بسیاری از براندازان نشان می‌دهد، روزگاری امید به اصلاحات داشتند و نتیجه قهری مأیوس شدن از اصلاحات، رادیکال شدن بوده است. با وجود این تجربه منفی، عقل حکم می‌کند، روش‌ها اصلاح شود اما امروز پس از وقایع خون‌بار دی‌ماه ۱۴۰۴ به‌جای ایجاد افق‌های امید، همه راه‌ها بسته شده و با رویکرد امنیتی شدیدی پرونده‌های قضایی شکل می‌گیرند و وکلا جایگاه نمایشی یافته و نظرات حقوقی و دقیق‌شان در بسیاری از پرونده‌های متهمان مورد توجه قرار نمی‌گیرد و نیز امکان دسترسی کنشگران و نهادهای مدنی به کارگزاران مؤثر حکومت برای انتقال نظرات به منظور جلوگیری از بدتر شدن شرایط، وجود ندارد. حکومت با حذف این نیروهای میانجی از فرآیند رسیدگی‌ها و نیز تصمیم‌سازی‌ها، خود را به جزیره بسته و کوچکی بی‌نیاز از اقیانوس جامعه بدل کرده و خود را و جامعه را در مسیر پرخطری انداخته است. همه آنان مسئول وقایع تلخ پیش‌رو خواهند بود.
مدارا، جاذبه دارد و سخت‌گیری نفرت و دافعه ایجاد می‌کند. کسانی‌ که سخت‌گیری را درخواست می‌کنند هنوز عمق مسئله را نفهمیده و در خوابند و در خدمت دشمن‌اند و روند فروپاشی را تسریع می‌کنند ولی اگر هنوز گوش شنوایی باشد و حیاتی بودن اصل رواداری را بفهمند، مدارا نه به‌عنوان یک تاکتیک و امر موقتی برای گذر از بحران و خطر بلکه به‌عنوان یک استراتژی برای تضمین ثبات و امنیت دائمی ضروری است.

تله دریای خون
اکنون همان‌طور که انتظار می‌رفت به‌خاطر وعده‌هایی که در کوران حوادث دی‌ماه داده شده بود، صدور احکام اعدام آغاز شده‌ است. این احکام نه‌تنها باعث رعب و پیشگیری از وقایع مشابه نمی‌شوند (چنانکه تاکنون نشده‌اند) بلکه به عامل دیگری در تشدید وضعیت و تولید انگیزه مخالفان منجر می‌شود.
دشمنان ایران برای رسیدن به اهداف شوم خود به دریای خون در میان ایرانیان نیاز دارند. هنگامی‌ که در اوج اعتراضات مدنی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه و رئیس سابق سازمان سیا در پستی در شبکه ایکس نوشت: «سال نو مبارک به همه ایرانیانی که در خیابان‌ها هستند. همچنین به هر مأمور موسادی که در کنارشان قدم می‌زند». و ترامپ در میانه درگیری‌ها می‌گوید «نهادهای حکومتی را تسخیر کنید، کمک‌های ما در راه است» و مقامات اسرائیل و موساد هم سخنان مشابهی بر زبان راندند، ذره‌ای نباید تردید کرد که آنها با آگاهی کامل از اینکه چنین سخنانی موجب تحریک به خشونت و کشتار خواهد شد، چنین گفتند. اما در برابر سخنان هدفمند، متعدد و تحریک‌آمیز امثال ترامپ و پمپئو برای ایجاد دریای خون باید حاکمیت، هوشمندانه رفتار می‌کرد تا در زمین آنها بازی نکند. اکنون می‌توان گفت که صدور و اجرای احکام اعدام در ادامه همان سناریو برای تعمیق شکاف و تولید انگیزه خشونت در ایران و نیز مستمسک دادن به آنان برای تکمیل سناریو در پوشش حقوق بشر عمل خواهد کرد. طبق خبرهای منتشر شده تاکنون برای بیش از ۲۰ نفر حکم اعدام صادر شده است. هرچند این احکام قطعی نیستند و هنوز مرحله فرجام‌خواهی را طی نکرده‌اند اما در میان آنها افرادی هستند که مرتکب قتل نشده یا سلاح نداشته‌اند همچنین افرادی که کودک به‌شمار می‌روند، دیده می‌شود. محمدامین بیگلری، نوجوان ۱۹ ساله که در جریان پرونده او قرار دارم و مهدی محمدی‌فرد ۱۸ ساله اهل نوشهر و عرشیا تک‌دستان ۱۸ ساله و صالح محمدی ۱۸ ساله از نام‌هایی هستند که دیده می‌شوند و یا از دو محکوم به اعدام ۱۷ ساله نیز خبر داده‌اند.
نمونه تازه‌تر تلاش برای تولید انگیزه خشونت، فراخوان آن توپ فوتبالی است که مأمور شد، فراخوان بدهد در ازای هر اعدام، قرآن‌سوزی شود. در واقع هدف این است که با این کار چرخه خشونت تشدید شود و خون بیشتری ریخته شود. اینها که خود در جای امن و‌ گرم در کنف حمایت بیگانه نشسته‌اند، رویای جنگ داخلی در درون کشور را در سر دارند و حکومت نباید جاده‌صاف‌کن آنها شود.

راهکار
بازداشت‌های گسترده وقایع دی‌ماه نیازمند بررسی و نقد کردن است، هرچند خوشبختانه تعداد زیادی با قرارهای کفالت و وثیقه آزاد شده‌اند اما هنوز شمار زیادی در بازداشت مانده‌اند که پرونده عده‌ای از آنها به محاکمی رفته که پیشینه مثبتی از آنها وجود ندارد‌ و خود مقامات قضایی ارزیابی منفی از کارنامه آنها دارند به حضور وکیل و دفاعیات متهم التفات نمی‌شود و محاکمات چند دقیقه‌ای است. باید وکلای تعیینی در محاکم باشند و باید دفاعیات متهم و‌ وکلا شنیده شود تا دادگاه و رأی آن اعتبار پیدا کند، احکام‌ محاربه باید لغو شود زیرا فقط درباره آنها که با سلاح گرم عملیات انجام داده‌اند، صدق می‌کند و درباره بسیاری از متهمان دیگر صادق نیست، درباره آنان که مرتکب قتل شده‌اند نیز باید کنشگران مدنی و شورای صلح قوه، تلاش‌هایی برای جلب رضایت از اولیای‌دم را انجام بدهند و زخم‌ها را التیام دهند به‌ویژه که بعضی از محکومان اعدام اساساً کودک ‌محسوب می‌شوند و اینکه ۷۷‌ درصد بازداشت‌شدگان زیر ۳۰ سال دارند و از میان آنها ۲۷‌ درصد زیر ۱۸ سال هستند، نه‌تنها قانون، اجازه صدور حکم سلب ‌حیات درباره متهمان زیر ۱۸‌ سال را نمی‌دهد بلکه باید پاسخ دهند که چرا کودکی که عمرش یک‌سوم جمهوری اسلامی است به این نقطه رسیده؟
اگر احکام صادره در وجدان عمومی قابل‌ دفاع نباشد خود می‌تواند به عاملی برای بزرگ‌تر شدن ابعاد بحران منجر شود. افزون بر این با تأمین امنیت رسانه‌های داخلی در بیان انتقادات و تصحیح رفتار نهادهای حکومتی، می‌توان خشم را مدیریت و مرجعیت رسانه‌ای را از دست تلویزیون‌هایی که در حکم ماشین‌های جنگی دشمن هستند، گرفت.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

چالش تعرفه‌ها

ترامپ در واکنش به مخالفت دیوان‌عالی آمریکا با تعرفه ۲۵درصدی، تعرفه ۱۰درصدی…

۲ اسفند ۱۴۰۴

درگیری در سه جبهه

روایت معاون اول رئیس‌جمهور از تلاش دولت برای مقابله با جنگ، مدیریت…

۲ اسفند ۱۴۰۴

معمار ساکت مذاکرات

“جرد کوشنر”، مشاور ارشد و داماد “ترامپ” که نقش مهمی در طرح…

۲ اسفند ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید