در بحث اینترنت طبقاتی، اصحاب رسانه بیش از همه مظلوم واقع شدند
به قلم؛ عمادالدین باقی؛ جامعهشناس و پژوهشگر حقوقبشر

در ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.
در ماده ۱۹ میثاق بینالمللی مدنی و سیاسی همین عبارات عینا تکرار شده با این تفاوت که آزادی بیان را لجامگسیخته و بدون خط قرمز ندانسته و به مسئولیت و تکالیفی هم در این زمینه اشاره داشته و افزوده است: اعمال این حق مستلزم حقوق و مسئولیتهای خاص است لذا ممکن است، تابع محدودیتهای معینی بشود که در قانون تصریح شده و برای امور ذیل ضرورت داشته باشد: احترام حقوق با حیثیت دیگران و حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی یا سلامت یا اخلاق عمومی.
غالبا در استناد به اسناد حقوق بشر برای دفاع از حق آزادی بیان از ذکر این قیود و شروط خودداری میکنند و البته ذکر این قیود هم مجوز قیم شدن حکومت برای حق آزادی بیان و ایجاد محدودیت در دسترس به اخبار و یا اینترنت آزاد را نمیدهد و این مسئولیت بر عهده خود شهروندان است.
اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی هم به صراحت، حق آزادی بیان را تضمین کرده به گونهای که رئیس کمیسیون اصل ۲۴ در مجلس خبرگان قانون اساسی میگوید، غرض از اصل۲۴ این است که افراد بتوانند در رد سیستم جمهوری اسلامی هم کتاب بنویسند و یا عقاید غیردینی خودشان را بیان کنند.
بنابراین حق آزادی بیان را نمیتوان به هیچ بهانهای سلب کرد. با ظهور پدیده اینترنت، حق دسترسی به اینترنت آزاد فقط بیانگر حق آزادی بیان نیست زیرا بسیاری از مشاغل و کسبوکارها در بستر اینترنت سامان میگیرند. خبرنگاران بنا به ضرورتهای حرفهای باید هر روز و هر ساعت در جریان خبرهای دنیا باشند و دسترسی به اینترنت آزاد، پایه حیات شغلیشان به شمار میآید. نه تنها کسبوکارها که بسیاری از معاملات و فعالیتهای اقتصادی شهروندان هم بر بستر اینترنت انجام میشود. حتی پهنای باند و سرعت اینترنت بر اقتصاد عمومی و شرایط زندگی مردم تاثیر مستقیم دارد.
سرعت پایین اینترنت در ایران که یکی از اهدافش، سخت کردن استفاده از فیلترشکنهاست و آنقدر زجرآور شده به گونهای که نگارنده یک سال پیش در شبکههای اجتماعی از توهین و تحقیر کرامت انسان و تحریک مردم به خشم از طریق آزاردهنده کردن سرعت اینترنت سخن گفت.
در طول ۳۰ سال گذشته به جز کتاب «بهار رکن چهارم» دهها مقاله و گفتوگوی دیگر نیز در دفاع از حق آزادی بیان و آزادی اینترنت منتشر کردهام اما موانع بسیار سختی برای آن وجود داشته است. بعضی از نهادها و افراد خاص از اینترنت سفید بهرهمند بودند و درکی از مشکلات مردم نداشتند و برابری شهروندان در دسترسی به اینترنت آزاد را به زیان یکهتازیهای خود میدانستند. عدهای هم به کاسب فیلترینگ تبدیل شدند و با فروش فیلترشکن به شهروندانی که حق طبیعیشان دسترسی آزاد بود میلیاردها تومان چپاول کردند.
در دولت روحانی به دلیل مقاومت برخی از نهادهای حکومتی، دولت تصمیم میگیرد اکنون که رویکرد آرمانی امکان تحقق ندارد با توسل به رویکرد واقعگرایانه برای عمومی کردن اینترنت آزاد، اقدام کند و گروهها و اصناف دیگری را هم به آنها بیفزایند. در نتیجه به مرور در چند سال گذشته، هزاران خط سفید به دولتیها، فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، برخی از اساتید دانشگاه و وکلا و بازرگانان همچنین برخی از هتلها و کافیشاپها داده شده و به این ترتیب پدیده اینترنت طبقاتی فقط کمی توسعه پیدا کرده و شامل افراد بیشتری شد اما اکثریت شهروندان از این حق طبیعی محروم ماندند. همین تبعیض از دلایل خشم به حق مردم درباره خط سفید اینترنتی است.
در جریان جنگ ۱۲ روزه که حمله ترکیبی گسترده اسراییل با پشتیبانی آمریکا و ناتو به ایران صورت گرفت به دلیل احتمال تبدیل شدن اینترنت به بستر حملات موشکی هوشمند، دولت در وضعیت امنیتی ویژهای قرار گرفت و ناگزیر از قطع یا کاهش اینترنت در حد غیرقابل بهرهبرداری شدن در حملات بود در نتیجه با غیبت کنشگران ایرانی از صحنه شبکههای اجتماعی، دشمن در آن میدان غلبه کرد از اینرو تدبیر دولت، حذف فیلتر از خطوط عدهای از کنشگران رسانهای و سیاسی شد و نه خط سفید که خط خاکستری داده شد که فقط برخی اپلیکیشنها را باز میکرد. برای عدهای نیز بدون درخواست خودشان عملی شد و تصور میرفت، شروع حذف فیلترینگ و تحقق وعده رئیسجمهور پزشکیان در ایام انتخابات برای حق دسترسی عادلانه و برابر همگان به اینترنت باشد اما به رغم ستایشهای زیادی که از گذشت کردن بزرگوارانه و هوشمندی مردم از سوی مسئولان، چنین نشد و تبعیض و اینترنت طبقاتی ادامه پیدا کرد تا اینکه لوکیشن اکانتها در ایکس آشکار شد و در آمریکا و اروپا هم پیامدهای زیادی داشت و اعتراضاتی را برانگیخت اما در ایران به خاطر تبعیض سیستماتیک، نوع اعتراضات متفاوت بود.
در جریان بحثهای اخیر پیرامون اینترنت طبقاتی، جامعه روزنامهنگاران و اصحاب رسانه بیش از همه مظلوم واقع شدند زیرا حق دسترسی به اینترنت آزاد، بنیان شغلی آنها را تشکیل میدهد و سلب این دسترسی موجب نقصان وظیفه آنها در اطلاعرسانی به مردم میشود ولی به خاطر اینکه بخشی از آنها از این امتیاز برخوردار بودند اینطور القا و یا تصور شد که همه آنها از اینترنت بدون فیلتر برخوردار بودند.
البته افراد یا جریاناتی که خود فاندبگیر دولتهای خارجی هستند هم سوار موج رنجش به حق شهروندان شدند اما آنها با این موجسواریها، تطهیر شدنی نیستند. در غرضورزیشان همین بس که از میان هزاران نفر به انگشتشماری چسبیدند که مدت کوتاهی بود آن هم بدون درخواست و اطلاع خود از خط تلفنشان، رفع فیلتر کرده بودند و حتی بعد از اینکه اعلام کردند، نه خط سفید که خاکستری داده بودند و چون دهها سایت و کانال دیگر فیلتر بود و با خط خاکستری هم باز نمیشد برای مراجعه به آنها مجبور به استفاده از فیلترشکن بودند، هدف تخریب قرار گرفتند. در این میان از آن فاندبگیران پرخاشگر، بدتر کسانی بودند که در سالهای اخیر از خط سفید برخوردار بودند و هیچگاه موضعگیری علیه فیلترینگ و در دفاع از اینترنت آزاد از آنها مشاهده نشد با این حال برای پنهان کردن حقیقت، علیه خط سفید سخن گفتند.

